Friday, March 19, 2010

شنبه 22 اسفند 2568

شنبه 22 اسفند 88، 13 مارس 2010 میلادی

امروز در مورد شش موضوع صحبت می‌کنیم


پیشواز چهارشنبه سوری

شب گذشته مردم در شهرهای تهران، اهواز و دیگر نقاط کشور به استقبال چهارشنبه سوری رفتند. در تهران در مناطق جنوب شهر، در حوالی بهشت زهرا و میدان ولیعصر، در شمال و میانه ی شهر مردم با پرتاب نارنجک و سایر کارها که ویژه ی چهارشنبه سوری استقبال از این شب را آغاز کردند. همانگونه هم که خانم زهرا رهنورد گفتند چهارشنبه سوری شبی است که ما با شادی و نشاط و به طور دستجمعی در سراسر شهر اعتراض خود را اعلام کرده و هیچ نوع خشونت ورزی نداریم، چرا که این مراسم اختصاص به شادی دارد و هر نوع خشونتی مطمئناً از سوی رژیم خواهد بود.

این را هم عرض می‌کنم که رژیم کودتا راهی که عقلش رسیده این است که بر سر هر خیابان و کوچه و چهاراهی چند مامور بگذارد تا بلکه بتواند مردم را کنترل کند که در‌واقع باید گفت هدفش ایجاد ترس است. فکر می‌کنم خودشان هم می‌دانند که در شهری به وسعت تهران، یا اهواز، مشهد، اصفهان و شیراز و سایر شهرهای کشور این قبیل کارها به حاصل بوده و سنت دیرپای چهارشنبه سوری چیزی نیست که بتوان با توسل به این کارها مردم را از برگزاری آن منصرف کرد.


اعتصاب صنفی دانشگاه مازندران

جمعی از دانشجویان دانشگاه مازندران در سلف سرویس دانشگاه دست به اعتصاب غذا زدند. این دانشجویان خواست های صنفی داشتند که در نهایت با این کار خود باعث عقب نشینی مسوولین دانشگاه دربرابر خواست های دانشجویان شدند


ناکامی دیگر احمدی نژاد در بندرعباس

سفر آقای احمدی نژاد به استان هرمزگان و بندرعباس کماکان ادامه ی ناکامی های وی و پشت کردن مردم به این رئیس جمهور انتصابی و کودتایی است که با وجود اینکه با نامه به ادارات ابلاغ کرده بودند که کارکنان خود را به محل سخنرانی آقای احمدی نژاد بفرستند در پایان نیز ناکام شده و بچه‌های دبستانی را مجبور به حضور در سخنرانی کنند. حال آقای خامنه ای که مدعی است میلیون‌ها نفر به ویژه جوان ها، پشت ایشان و دولت کودتایش هستند باید پاسخ بدهند که پس این جوان‌ها کجا هستند؟

آفرین به بچه‌های خوب بندرعباس که در‌واقع مثل سایر شهرهای کشور از بیرجند تا اصفهان و تبریز قهر کردن و عدم همکاری با دولت تحمیلی کودتایی را به خوبی نشان دادند و یکبار دیگر مشت حکومت دروغ‌گو را باز کردند


سخن بامزه ی امامی کاشانی

آقای امامی کاشانی، امام جمعه ی موقت تهران، روز گذشته حرف بامزه ای را مطرح کرده و گفته است که وقتی کیان نظام در خطر است، انتقاد و بازگو کردن عیب ها اصلاً حرم است! در‌واقع این گفته‌ها وحشت این آقایان را نشان می‌دهد و بیانگر این است که دولت کودتایی تا چه حد نقطه ی ضعف دارد. همچنین امام جمعه ی قم هم به چهارشنبه سوری حمله کرده و یکبار دیگر آقایان نگرانی خود از چهارشنبه سوری را نشان دادند


وضعیت وخیم حقوق بشر در ایران

اما نکته ی پنجم اینکه گزارش وزارت امورخارجه ی آمریکا که سالانه در مورد وضع حقوق بشر درکشورهای مختلف منتشر می‌شود در بخش مربوط به ایران خود آورده است که وضعیت حقوق بشر در تمامی بخش‌ها و گروهها نسبت به سال گذشته بسیار بسیار بدتر شده و در حد نگران کننده ای سقوط کرده است


ادامه ی پاسخ به پرسش های مربوط به جنبش

نکته ی آخر در‌واقع دنباله ی بحث‌های روزهای گذشته است به دنبال پاسخ به شش سؤال مطرح شده در مورد جنبش سبز پاسخ می دهد. سؤال اول اینکه این جنبش از کجا شروع شده است؟ سؤال دوم اینکه این جنبش چه نوع رهبری، سازماندهی و استراتژی دارد؟ سؤال سوم اینکه این جنبش چگونه به پیروزی می رسد؟ چهارم اینکه در چه زمانی به پیروزی می رسد؟ پنجم اینکه دنیا چه کار می‌تواند انجام دهد و سؤال ششم هم اینکه بعد از سقوط دولت احمدی نژاد، دولت بعدی چگونه خواستهای مردم را برآورده می کند؟

راجع به دو پرسش اول صحبت کردیم و اینک به پرسش سوم می‌پردازیم که این جنبش چگونه به پیروزی می رسد؟ اگر به خاطربیاورید گفتیم که چهار زیرهدف، یعنی مشروعیت زدایی، ایجاد شکاف و فرسایش در حکومت، تقویت همبستگی و مقاومت ملی و فلج سازی حکومت همراه با رشد جنبش در بعدهای جغرافیایی، سازماندهی و آموزش، بعد کیفی و طبقات و در میان گروه‌های اجتماعی مختلف باید به جایی برسد که توازن قوا را به نفع مردم به هم بزند و در‌واقع تمام اهداف و برنامه‌ریزی های ما می بایست در این راستا باشد. ضمن اینکه سه اصلی اساسی حفظ وحدت، برنامه‌ریزی و سازماندهی کارها و حفظ دیسیپلین مبارزات بی خشونت هم سه نکته ی کلیدی است که با اتکا به آن‌ها می‌توان جنبش را به پیروزی رساند. در ادامه ی همین بحث یک پرسش مطرح است. مثل بازی شطرنج باید به این پرسش پاسخ داد که طرف مقابل چه فکری می کند. به نظر می‌رسد مجموع عملیاتی که حکومت انجام می‌دهد را می‌توان ذیل سه سرفصل خلاصه کرد:


حکومت تصور می‌کند که با دستگیری و حمله به شبکه‌های اجتماعی و سیاسی که می شناسد، می‌تواند سازماندهی جنبش را دچار اختلال کرده و دست به ایجاد رعب و وحشت بزند. حکومت فکر می‌کند که با حمله به شبکه‌هایی که می‌شناخته همچون شبکه‌های دانشجویی، دفتر تحکیم و سایر تشکل های دانشجویی ، ستادهای انتخاباتی آقای موسوی و کروبی، فعالان جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا، مادران داغدار، برخی احزاب همچون سازمان مجاهدین انقلاب، نهضت آزادی و گروه‌های ملی-مذهبی، فعالان حقوق بشر، بچه‌ها و بازماندگان قربانیان کشتارهای سال 67 و غیره می‌تواند به سازماندهی جنبش سبز صدمه بزند. در روزهای آینده به این موضوع خواهیم پرداخت که چرا این تصور حکومت درست نیست.


حکومت سعی کرده است ارتباطات جنبش را قطع کند. پایین آوردن سرعت اینترنت، قطع آن، بستن سایت جی میل، ایجاد جوهای نابجا در شبکه‌های اینترنتی، و پارازیت فرستادن روی شبکه‌های ماهواره ای از اقدام‌های حکومت بوده تا بوسیله ی آن‌ها ارتباطات جنبش را مختل کرده و اطلاع رسانی جنبش را با مشکل مواجه سازد


ایجاد رعب و وحشت و ایجاد اختلاف در درون جنبش روش سوم حکومت برای مقابله با جنبش سبز است. بحث بر سر رهبری جنبش، ایجاد اختلاف میان فعالان داخل وخارج کشور، و راه اندازی دعوا میان فعالان از کارهای حکومت است تا بلکه بتواند به اتحادی که جنبش سبز تا امروز حفظ کرده صدمه بزند.

بنابراین برای اینکه بدانیم چگونه پیروز خواهیم شد باید نگاهی هم به روش‌های مقابله ی حکومت با جنبش سبز داشته باشیم. ادامه ی این بحث را در روزهای بعد پی می‌گیریم


تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی

No comments:

Post a Comment