Thursday, October 15, 2009

چهارشنبه 22 مهرماه،

سلام، چهارشنبه 22 مهرماه، 14 اکتبر 2009 میلادی

شش موضوع را صحبت می کنیم.

دو موضوع از روز قبل مانده که امیدوارم امروز به همه موضوعات برسیم و چیزی نماند.

پارازیت های سپاه به مجلس رسید

موضوع اول بحث پارازیت توسط دستگاه هایی است که سپاه از روسیه خریده و نصب کرده که روی فرکانس هایی که تلویزیون های ماهوارهای می فرستند سعی می کند پارازیت بدهد .

ضرری که این کار برای سلامتی مردم دارد بالاخره به مجلس هم رسید و اقلیت مجلس از آقای احمدی نژاد خواسته بباید در مجلس توضیح دهد برای آن که خیلی از صاحب نظران معتقد ند این امواج قوی می تواند روی سلامتی مردم تاثیر منفی بگذارد و همین طور خیلی از دستگاه های الکترونیکی رو هم دچار اختلال می کند.

اما جالب این جاست که تمام تلاشی که برای بستن جریان آزاد اطلاعات می کند هم در مورد اینترنت توفیقی ندارند ،بچه ها راهش را یاد می گیرند و هم در مورد تلویزیون های ماهواره .

مثلا صدای امریکا از شش طریق مختلف از پنج ماهواره ارسال می کند و به لحاظ فنی ترتیبی داده اند که به محض آن که روی یک فرکانسی اختلالی ایجاد می شود روی همان ماهواره تغییر جا می دهند و برنامه شان قطع نمی شود.

بی بی سی ظاهرا از دو طریق می فرستد ولی آن ها هم یک تمهیدات فنی دارند و حرف من این است که با همه تلاشی که استبداد دینی و دولت کودتا می کند برای این که راه اطلاع رسانی را ببندد در عصر ماهواره و اینترنت توفیق چندانی ندارد.

رحیم پور ازغدی در الزهرا

نکته دومی که می خواستم بگویم، صحبت آقای رحیم پور ازغدی در دانشگاه الزهرا است. آقای رحیم پور ازغدی کسی است که آقای خامنه ای شخصا دستور داده که بهترین وقت تلویزیون را روزهای جمعه به ایشان اختصاص بدهند ، گویا اقای خامنه ای جوانی خودش را در ایشان می بیند .ایشان واعظی است که به قول دوستی می شود برای آموزش انواع مغا لطات در فلسفه از حرف هایش استفاده کرد. در یک شب گاهی بیست فیلسوف بزرگ غربی را سر می برد.

به هر حال وقتی ایشان تصمیم گرفت که در دانشگاه الزهرا صحبت بکند بچه های دانشگاه الزهرا همان کاری را کردند که این روزها با همه پشتیبانان کودتاچی ها و آدمکش ها می کنند. ابتدا شعار خودشان را داده اند و وقتی هم که اقای رحیم پور خواسته صحبت بکند سالن را ترک کرده اند و رفته اند. این به یک رویه بسیار خوب در همه دانشگاه ها تبدیل شده و تداوم پیدا کرده است.

واکنش به بسیج در دانشگاه آزاد

نکته سوم ، بحث بچه های دانشگاه ازاد است. چه واحد تهران مرکز چه واحد تهران جنوب و چه واحد پونک که روزگذشته در تمامی این واحدها تظاهرات بوده است به این چند ثانیه فیلم دقت کنید.

پخش فیلم

شعارهایی که بچه ها می دهند، بسیجی برو بیرون، بسیجی برو گم شو ، پول ما گم شده خرج بسیجی شده و امثال این ها و این که آن ها را هو می کنند.

این مسیری است که در واقع در تمام دانشگاه ها می تواند ادامه پیدا کند. این خواسته به حق دانشجوها و دانش آموزها که سازمانی به نام بسیج که بخشی است حرفه ای و آدمکش از واحد نیروی زمینی سپاه حق ندارد ر دانشگاه دفتر رسمی داشته باشد و دفترشان باید تعطیل شود.

این مبارزه خوبی است که نیاز ندارد منتظر روز و مناسبت خاصی شوید. هر روز می تواند ادامه داشته باشد . اگر بچه ها کمی هوشیاری به خرج دهند احتیاج ندارد خدای نکرده کسی به خطر بیافتد و یا در معرض دستگیری قرار بگیرد.

یک روش ساده

شما حتی اگر یک کاغد آ4 یا اگر بزرگ است به اندازه یک کف دست مثل بچه های یوگوسلاوی و صربستان خواسته «دفتر بسیج تعطیل» یا اسامی مزدور های بسیج و کسانی را که به آن دفتر رفت و آمد می کنند بنویسید و پشت اش هم چسب داشته باشد همین طور ی که رد می شوید به در و دیوار بچسبانید به خصوص وقتی خلوت تر است و یا در شلوغی زیاد که کسی شما را نبیند.

همان طور وقتی یک بسیجی که رفت و آمد دارد با دفتر بسیج در سلف سرویس دانشگاه یا محوطه ای که دانشجویان هستند پیدا یش می شو زیر لب هو کردن و شعار بسیجی برو بیرون یا بسیجی برو گم شو، این چیزی است که نمی تواند کسی بابت اش دستگیر شود.

اگر این مبازره با جدیت و هر روز پیگیری شود. این ارگان سرکوب که در دست سپاه است و سپاه به صورت نامرئی با ابزار بسیج آدم می کشد را وادار به عقب نشینی می کند. بنابراین این مبارزه که بچه های دانشگاه آزاد جانانه انجام می دهند، مبارزه ای است که در تمام دانشگاه ها می تواند انجام بگیرد و بعد از آن می توان به سراغ مدارس، ادارات و کارخانجات رفت و همه جا باید دفاتر یک سازمان نظامی تعطیل شود.

این رو هم بگویم ، ضمن تشکری که از بچه های دانشگاه آزاد می کنم عذرخواهی می کنم امکان نشان دادن همه فیلم ها را نداریم. تعداد زیادی فیلم فرستادند و می دانم که در اینترنت و تلویوزیون های ماهواره ای می چرخد.

لیست عزیز جعفری

نکته چهارم این است که دادستان تهران گفته است پرونده آقای کروبی در دادگاه ویژه روحانیت قرار است مطرح شود و خلاصه زمزمه این است که مثلا ایشان را دستگیر کنند.

مسئله این است که چندی پیش و قتی اقای خامنه ای، آقای عزیز جعفری را صدا کرده بوده که چرا جنبش مردم ساکت نمی شود با این همه جنایت به خصوص بعد از روز قدس که آن تودهنی را هم سپاه و هم اقای خامنه ای از ملت خورده بودند. ظاهرا ایشان یک لیست سیصد نفره می گذارد جلو اقای خامنه ای و یک لیست دومی که حداقل خواسته اش هست 150 نفره ، که این ها را ما باید دستگیر بکنیم تا این جنبش بخوابد ظاهرا در ان لیست اسامی آقای موسوی و کروبی هم بوده است، البته اقای خامنه ای از ترس اش رضایت نداده برای این که از موج خشم مردم می ترسد و آن داستان دستگیری قطره ای را تصویب کرده اند که چند نفر چند نفر بگیرند و رها کنند که شامل موج خشم نشود.

اشتباه بزرگی که کوتا چی ها می کنند هم سپاه و هم شخص آقای خامنه ای این است که فکر می کنند با دستگیری و ایجاد ارعاب می توانند جنبش را بخوابانند. در صورتی که با دستگیری هر فعال فعالین جدید اضافه می شود و هم با تغییر تاکتیک و روش های مبارزه جنبش اجازه نمی دهند آن ها بتوانند با دستگیری، ارعاب جنبش را بخوابانند.

سیزده آبان تکرار روز قدس

نکته پنجم بحث سیزده آبان است و سوالات متعددی هست که جلو سفارت روسیه بریم ، این جا یا آنجا بریم ؟ که باز من تکرار می کنم. کاری که ما در روز قدس تمرین کردیم باز می توانیم تکرار کنیم. دقیقا در ساعت و روزی که خود رژیم اعلام می کند و همین طور مسیر هایی که اعلام می کند. خوب یاد گرفتیم چه طوری صف مان را جدا کنیم به خصوص که قرار است همه کار ها مان را تعطیل کنیم و میلیونی به خیابان برویم. پس مطمئن باشید که انها را به عقب می رانیم.

زبان طنز جنبش

نکته اخری که می خواستم بگویم و حسن ختام برنامه مان بشود نشان دادند این اسکناسی است که یک وجه دیگری از جنبش را نشان می دهد.

تصویر اسکناس دو هزار تومانی با خطوط سبز روی آن

طنز زیبایی را کنارش نوشته اند: « اتل متل تو توله ایران خانم چه جوره؟ هم غم داره هم غصه . نفت اش را خوردن درسته . گازش رو بردن هندستون . آشغال چینی بستون. همه چی شده واردات . گور پدره صادرات . ها چین و واچین تولید رو ورچین. »

مرادم از این بحث این است که همان طوری که قبلا هم صحبت کردیم. مثل بچه های لهستان ، یکی از ابعاد جنبش استفاده از زبان طنزاست.

عرضم را تمام می کنم

تافردا

شاد پیروز، موفق و سرافزار باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی

سه شنبه 21 مهر1388

سلام، سه شنبه 21 مهر1388 ، 13 اکتبر 2009 میلادی

5 تا موضوع رو صحبت می کنیم:

موضوع اول از روز گذشته مونده بود واون هجوم سپاه برای خریدن شرکت سایپا بعد از شرکت مخابرات است و سایر فعالیت های اقتصادی که سپاه داره. این بحث رو با بحث بعدی که می خواهم بکنم با همدیگه یکجا انجام می دهم.

بحث دوم سوالی است که این روزها مکرر مطرح شده که ایا ما می تونیم روز 13 ابان که میلیونی دوباره می خواهیم بریم توی خیابون همه کارهاشونو تعطیل کنند، مرخصی بگیرند، به هر شکل کارخونه، مدرسه، دانشگاه، هیجا نرن، ایا می تونیم وقتی می ریم توی خیابون بمونیم و دیگه خونه نریم؟

من برای اینکه این رو توضیح بدم به این شکل نگاه کنید تا حرف رو بزنم در واقع، در این شکل حرف هایی رو که ما تا حالا زدیم سعی کردم خلاصه بکنم، هدف ما از این مبارزه هدف مرحله ایمون اینه که دولت کودتایی اجنبی ساخته رو بیاریمش پایین،

پایین آوردن دولت کودتا

در بالای شکل قرارش دادم(پایین اوردن دولت کودتا). این هدف رو از طریق سه هدف زیر مجموعه می تونیم بهش برسیم و تکمیلش کنیم.

هدف اول مشروعیت زدایی از دولت کودتاست که با توجه به اینکه اقای خامنه ای سرنوشت خودش رو به دولت کودتا گره زده عملا مشروعیت زدایی که ازش کردیم منجر به مشروعیت زدایی از شخص اقای خامنه ای وکل رژیمش شده، فقط دولت نبوده که ازش مشروعیت زدایی شده.

هدف دوم، ایجاد شکاف که بین ارکان دولت بوده تا اینجای کاربسیار موفق بوده، بین ارکان مختلف ، مجلس، قوه قضاییه، نهادهای مختلف، کارگزاران حکومت، دولت و حتی داخل بیت رهبری هم کشیده ولی توی نیروی نظامی و امنیتی که پشت این کودتا هست یعنی سپاه این ایجاد شکاف هنوز کار داره.

و هدف سوم فلج سازیست که ما با مقاومت مدنی، با نافرمانی مدنی، با تحریم هامون، با همکاری نکردن ها ، سرمایه گزاری نکردن ها، اعتصاب ایتالیایی و ده ها کار دیگه این فلج سازی رو داریم انجام میدیم و دولت تا همینجاشم بسیار ناتوانه ولی یک سری کارهای دیگه هم لازمه.

اما در این شکل من نشون دادم که در واقع هر سه این اهداف زیر مجموعه هدف بزرگمون یعنی مشروعیت زدایی، ایجاد شکاف و فلج سازی باید در سازمان سپاه انقلاب اسلامی بیش از همه چیز مستقر بشه، متمرکز بشه، برای اینکه سپاه سازمانی است که در تحلیل نهایی رو در روی ملت ایستاده و نه فقط زیر نظر رهبری و ستاد کودتایی که در بیت رهبری هست، اقا مجتبی پسر ایشون و دیگران، بلکه متقابلا به این رهبری اقای خامنه ای و ستاد کودتا سپاه خط می ده، به نوعی می شه گفت اونها هم در مشت سپاهند. من برای اینکه این حرفم رو بیشتر توضیح بدم براتون یاداوری میکنم این نموداری رو که قبلا در بحث مبارزات بی خشونت راجع بهش بحث کرده بودیم.

این شکل رو ببینید، برای مبارزه بی خشونت در بالا نوشتیم رهبری، وپایینش این مستطیل سبز در واقع نخبگان حکومتی بودند که الان این نخبگان حکومتی، اون شکلی که کشیده بودیم، حرف ما این هست که بیش از همه در سازمانی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متمرکز شده اند و ستون هایی که مردم رو به حکومت و جامعه وصل می کنه مثل ستون مذهبی، ستون فرهنگی، امنیتی، اقتصادی، اداری این ها بیش از همه در کنترل سپاه است و سپاه اونجاهایی هم که دست نداشته داره دست می اندازد و در سپاه در واقع قدرت حکومت داره متمرکز میشه. مثلا در بخش امنیتی سپاه دست انداخته وزارت اطلاعات رو 6000 نفر تا 8000 نفرشو داره تصفیه میکنه، 180 تا مدیر از 200 تا مدیرش را هم داره کنار میذاره، اقای طائب رو بردن کردن معاون اطلاعاتی سپاه، یک سازمان امنیت درست کردن که قدرت امنیتی را هم سپاه تسخیر بکنه.

قدرت اقتصادی سپاه

قدرت اقتصادی رو مکرر در مکرر سپاه داره دست میندازه در اقصی نقاط جامعه، بحثی که دیروز میخواستیم بکنیم ابتدای صحبتم عرض کردم در بخش قدرت اقتصادی، سپاه درواقع اگر از مخابرات تا شرکت سایپا ، از کشتی سازی تا تراکتور سازی، ازپروژه های نفت و گاز، پارس جنوبی تا واردات برنج، قاچاق مواد مخدر، قاچاق سیگار و غیره رو در دست گرفته سپاه در اینجاها با سازمان های اقتصادی خود رهبری مثل بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید یا ستاد اجرای فرمان هشت ماده ای امام یا ده ها سازمان دیگه اقتصادی رهبری هم ارتباط برقرار کرده و گره خورده و در واقع رهبری اقای خامنه ای در تمام فعالیت های اقتصادی سپاه دخالت داره، دست داره و این تمرکز اقتصاد کشور در دست یک سازمان به نام سپاه رو به نفع خودش می داند چرا که با این پول ها می تونه شهریه طلاب رو بده، 100-150 هزار تومن در ماه، آدم بخره، مزدور استخدام کنن، بکشن و به هیچ وجه به هر حال رهبری نمیتواند در نهادهایی که به نوعی نظارت داره مثل دیوان محاسبات، مجلس، یا وزارت دارایی و غیره این فعالیت ها رو جا بده. بنا براین ستون اقتصادی هم داره به تدریج تمرکز در سپاه پیدا می کنه و از طریق این سازمان هاست که ارتباط میگیره یا ستون اداری که دولت اقای احمدی نژاد بیشتر این قسمت دستشه در اینجا سپاه سهم خودشو گرفته، وزیر کشور و وزیرهای کلیدی مثل نفت و غیره سپاه دست گذاشته و اینجاها رو هم تسخیر میکنه، همینطور هم در فرهنگی، رادیو و تلویزیون، خبرگزاری فارس، ده ها روزنامه و خبرگزاری رو هم کنترل کرده، بخش مذهبی جایی است که جز تعدادی روحانی مزدوری که الان با سپاه کار میکنند بخش بزرگیش ریزش کرده ،

حالا ما در مبارزات بی خشونت متدی که انجام میدیم این هست که مردم در واقع این نهاد هارو، این سازمان ها رو در خودشون حل میکنند با تحریمشون، با همکاری نکردنشون، گاهی با جذب اونها با همکاری کردنشون و با اکسیونهایی که اجرا میکنند. تو همین مدت مثلا فرض کنید نهادی مثل بسیج رو ما موفق شدیم که مقدار زیادی ریزش بهش بدیم و همینطور که می بینید تبدیل شده به یک سازمان در واقع مزدور، همین کار رو با ده ها سازمان اقتصادی دیگه هم میشه کرد بنا بر این مبارزه ای که ما داریم میکنیم برای پیشبرد کارمون در نهایت در واقع اتفاقی که خواهد افتاد این است که تمرکز روی سازمان سپاه که در این مرکز قرار گرفته اصل کار ماست.

سیزده آبان

حال برگردیم به اون سوال، ایا ما میتونیم روز 13 ابان انچنان که مثلا در اوکراین مردم رفتند توی خیابون نشستند، هشت روز مردم توی سرمای زیر بیست درجه زیر صفر نشستند و اون کسانی که در انتخابات تقلب کرده بودند و اقای یوشچنکو رو کنار زده بودند سقوط کردند، احمدی نژادشون سقوط کرد! ایا این کار رو میتونیم روز 13 ابان بکنیم؟ یک نکته مهم پشت اوکراین بود و اون این بود که به دلیل مبارزات دیگه و اتفاقات دیگه ارتش و پلیس پذیرفته بودند که نیایند توی خیابون و سرکوب بکنند، در واقع اعلام بی طرفی کرده بودند. ایا این اتفاق هنوز افتاده؟ اگر زودهنگام ما بریم در خیابون بشینیم، وقتی که اون نیروی سرکوبگر که الان تمرکز اصلیش در سپاهه با قدرت سر جاش نشسته این خطر هست که میدون تیاننمن اتفاق بیفته، یک روز سرکوب بکنه، از اول این مبارزات هم همواره دنبال ابن فرصت میگشتند، ما با زیرکی جنگ و گریز کردیم نگذاشتیم که استخونمون زیر دندونشون باشه و خرد بکنن. گاهی هم رفتیم عقب گاهی رفتیم جلو مثل امواج اقیانوس پخش شدیم دوباره جمع شدیم و اجازه ندادیم چنین برخوردی رو با ما بکنند. بنا بر این اگر در روز 13 ابان دو گروه سپاه با هم درگیر شدند ، بخشیش علیه بخش دیگش حرکت کرد که اون سه مسیری که در مشروعیت زدایی و ایجاد اختلاف و فلج سازی متمرکز روی سپاه حرکت دادیم برسه به اونجایی که روز 13 ابان این اتفاق بیفته در سپاه اونوقت به پشتیبانی از اون بخشی که به ملت پیوسته میشه رفت تو خیابون نشست ولی اگر چنین اتفاقی نباشه نه چنین کاری رو نمیشه کرد.

من سه تا چیز دیگه ای رو که می خواستم بگم یکیش این هست که ماجرای اسکناس که یه بخشی از مبارزه ماست دیروزدر مجلس هم مطرح شد و حسابی برای حکومت دردسر شده و به نظر میرسه که مسیر خوبی است استفاده از این روشها. نکته دوم باز بحث پارازیت فرستادن روی ماهواره ها و اینهاست که به اضافه بحث دیگه ای که میخواستم بکنم میگذارم برای فردا، دو تا بحثمون بنا بر این میمونه برای روز بعد.

شاد، پیروز ، موفق و سرفراز باشید.
به امید پیروزی ایران و ایرانی.

یکشنبه 19 مهرماه 88

سلام، یکشنبه 19 مهرماه 88، 11 اکتبر 2009 میلادی

چهار موضوع را امروز صحبت می کنیم.

موضوع اول، خبری بود که در صفحه فیس بوکی که یکی از دوستان، شاید یک سال پیش درست کرده که به اسم بنده است اما کسانی که به بنده علاقه دارند آنجا هستند. جوری مطرح شده بود که انگار بنده دعوت کرده ام که مردم ساعت دو بعد از نیمه شب در اعتراض به اعدام کسانی که زمان وقوع جرم زیر 18 سال بوده اند , جلو زندان اوین تجمع کنند.

مراقب آکسیون ها باشیم

من ضمن این که با اعدام به ویژه اعدام زیر 18 سال مخالفم . اعتراض خودم رو هم منعکس کرده ام، اما دعوت به چنین آکسیونی را من انجام نداده ام و از آن دوستی که این صفحه را اداره می کند خواهش کردم دیگر چیز هایی از این دست ننویسد، چرا که برای هر کدام از آکسیون هایی را که من احیانا دعوت کرده ام شاید ساعتها ما بر سرش بحث کرده ایم، جوانب آن را بررسی کرده ایم و با جناح های مختلف و دست اندرکاران آن هماهنگ کرده ایم و و با اهداف و استراتژی جنبش ارزیابی می کنیم و این طور نیست که برای هر کاری من به خودم اجازه بدم بدون هماهنگی با دیگر دست اندکاران مردم را به کاری دعوت کنم.

ضمن این که دوستان توجه داشته باشند این ممکن است به قیمت جان یا ضرب و شتم کسی تمام شود.

من عرض می کنم همان طور که تا امروز این طور بوده من اگر بخواهم به آکسیونی دعوت کنم از طریق همین رسانه و گفت وگو های ده دقیقه ای و یا رسانه های دیگر مثل بی بی سی و صدای آمریکا یا هر تلویزیون دیگری است و از جانب من ندانید مگر این که با صدا و تصویر خودم ببینید و بشنوید.

این عرض را می کنم که کارهایی ما در راستای هدف مان یعنی پایین کشیدن دولت کودتا است.

تجمع مادران داغدار

نکته دوم، این است کمیته مادران داغدار شب گذشته مطابق برنامه هر هفته آن تجمع خودشان را در پارک لاله داشتند و من یادآوری می کنم هر هفته این تجمع هست ساعت 6 بعد از ظهر که البته ممکن است به خاطر تاریک شدن هوا یک کمی زودتر باشد اما دم غروب این تجمع مادران داغدار هست و من خواهش ام این است که هر که می تواند به آنها بپیوندد، تاکتیک رژیم است که جرات نمی کند با مادران داغداری که گل دست شان می گیرند تا به نیروی انتظامی بدهند برخورد کنند اما سعی می کند در محل حاضر باشد و اجازه نمی دهد کسان دیگری به آنها بپوندند.و حتی یک نفر را دستگیر کرده اند که می خواسته نزدیک شود اما اگر حضور ما زیاد باشد. مطمئن باشید این تاکتیک کار نمی کند ضمن این که راه حل هایی هم دارد که در برنامه های بعدی خدمت تان عرض می کنم.

جایزه نوبل و یاد رسانه ها از جنبش

نکته سوم این است که این حرفی که آقای اوباما رییس جومهوری آمریکا در اولین واکنش اش در دریافت جایزه صلح نوبل زد و یاد از جنبش سبز ملت ایران و شهید این جنبش ندا آقا سلطان به طور تلویحی کرد. امروز در مطبوعات دنیا منعکس شد.

از جمله روزنامه واشنتگن پست ،یکی از دو سه روزنامه معتبر آمریکا، سرمقاله خودش را اختصاص داد به این که ای کاش کمیته صلح نوبل جایزه را به جنبش سبز ایران و ندا می داد. که آقای اوباما هم در محذور حقوق ملت ها که هدف جایزه صلح نوبل است و دیپلماسی نماند و سرزنش کرده بود که چرا به صراحت اسم ندا را نیاورده است و از جنبش سبز ملت ایران دفاع نکرده است.

به هر حال این حادثه باعث شد دوباره خبر جنبش سبز، مظلومیت مردم ایران و حرکت ملت از راه های بی خشونت و صلح آمیز در صدر اخبار دنیا قرار گرفت. و بسیاری از روزنامه ها و رسانه های گروهی به آن پرداختند.

مقاله اعتصاب های اجتماعی

اما نکته چهارم ، بحث مقاله آقای جرمی بیچر است که دیروز خدمت تان فرستادم. خواهش من این است که این مقاله را به دقت بخوانید. آقای بیچر که از چپ های آمر یکایی است که کتاب مهمی درباره اعتصابات کارگری دارد و شاید یکی از مهمترین صاحب نظران افراد در امر اعتصابات است بعد از بحث هایی که دوستان ما این جا با او کردند این مقاله چند صفحه ای را اختصاصا برای ما نوشتند، مقاله بسیار خوبی است که توصیه می کنم حتما مطالعه کنید.

نکات اساسی اش این است که آقای بیچر صحبت از اعتصابات اجتماعی می کند و چرا که وقتی جنبش کارگری زیر فشار است و اهداف خاص جنبش کارگری را نمی تواند دنبال کنند آقای بیچر حرف اش این است که اعتصاباتی که کارگران و اقشار دیگر هم در آن مشارکت دارند و برای اهداف عمومی جنبش است را اسم اش را می گذارد اعتصابات اجتماعی. اما چند نکته اساسی را می شود در مقاله ایشان دست گذاشت.

یکی این که سازمان اعتصاب است. به درستی ایشان مطرح میکند وقتی فشار روی جنبش کارگری و سایر جنبش ها هست. و سازمان های رسمی مثل سندیکا نمی توانند داشته باشند مثل ایران. در واقع سازمان های جدید و سازمان های عمومی به وجود می آید و گروه های کوچک 5 نفره و 7 نفره همسو با اهداف اعتصابات و اهداف جنبش شکل می گیرد درواقع شبیه کاری که ما هم قبلا بحث کردیم چگونه گروه های 3 تا 7 نفره درست کنیم و باید بتوانیم به همراه شبکه های ارتباطی در اقشار مختلف آن را به وجود بیاوریم .

نکته دوم ایشان به درستی دست می گذارد که اهداف عمومی جنبش می تواند اهداف عمومی این اعتصابات اجتماعی باشد ولی کارآمدتر می شود اگر در هر مرحله ای در هر منطقه ای با پاره ای از اهداف مرحله ای و منطقه ای هم مخلوط بشود یعنی مثلا اگر سیزده آبان امسال که در پیش است بخواهیم در آن روز همه کار ها را تعطیل کنیم و دست از کار بکشیم و بیاییم برای راه پیمایی، این اعتصاب می تواند در هر جایی اهداف منطقه ای هم مخلوط شود. اهداف جنبش سبز جاش اما مسایلی مانند حقوق عقب افتاده کارگران و دستمزد انها هیچ عیبی ندارد اگر با انها مخلوط شود.

نکته سومی که آقای بیچر می گوید این است که گذاشتن اهداف مرحله است یعنی ضمن این که به اهداف کلان جنبش نگاه می کنیم می توانیم اهداف مرحله ای هم برای اعتصابات اجتماعی بگذاریم. مثلا آزادی زندانیان سیاسی یا جلوگیری از ضرب و شتم و ... برد آن را بیشتر می کند.

و نکته دیگر ارتباطات هست که شبیه روش هایی است که ما هم روی آن کار کردیم و بعدا باز هم به آن می پردازیم.

شاد، پیروز ، موفق و سرفراز باشید

به امبد پیروزی ایران و ایرانی