Saturday, February 13, 2010
پنجشنبه 15بهمن2568
پنجشنبه 15 بهمن 88، 4 فوریه 2010 میلادی
امروز راجع به چهار موضوع صحبت می کنیم؛
موضوع اول: تجمع کارگران شرکت آونگان اراک، برای حقوق و دستمزدشان است. این کارخانه قبلا هم مشکل داشته و هنوز مشکل بچه های آونگان رفع نشده و کماکان به دنبال مطالبات معوقه و حقوق پرداخت نشده شان هستند.
موضوع دوم: برای پنجمین شب متوالی مردم جلوی زندان اوین تجمع کردند. شب گذشته چهل نفر دیگر آزاد شدند و در اکثر سایت ها پیشنهاد است که جمعه ساعت هشت شب جلوی اوین تجمع بزرگ باشد. به نظر من کار خوبیست. همان طوری که شب های قبل هم صحبت شده و از این تجمع به عنوان یکی از جبهه های مهم جنبش بحث کردیم، به نظرم دعوت به تجمع جمعه هم دعوت مناسبی ست و فقط باید که هوشیاری داشت و حرکتی که روز جمعه اربعین برای کمک به زندانیان سیاسی و پشتیبانی از آن ها می تواند جلوی زندان اوین تکمیل بشود.
موضوع سوم: شب گذشته در بیشتر نقاط شمیرانات تهران الله اکبر گفته شده و یادمان باشد که شب 22 بهمن حکومت هم می خواهد الله اکبر بگوید به احتمال زیاد حکومت می آید از بلندگوی مسجد ها استفاده کند و صدای بلندی را به عنوان طرفداران خودش جا بزند. اما حسب معمول جنبش سبز ساعت 10 شب این صدای اکثریت مردم است که تمام شهر های کشور را به لرزه در می آورد.
موضوع چهارم: بحثی است که راجع به 22 بهمن داریم و راهپیمایی بزرگ و سرنوشت ساز و تعیین کننده ای که راجع به 22 بهمن داریم. من 9 پیشنهاد ساده را می خواهم راجع به 22 بهمن ارائه بکنم:
حرف من براساس نکاتی است که مکرر در مکرر بحث شده و خود شما بهتر از من آن را می دانید و خودتان هم پیشنهاد کردید.
1- مسیر راهپیمایی را شناسایی بکنیم. با توجه به اینکه حکومت خودش مسیرهای راهپیمایی اعلام خواهد کرد، در تهران و تمام شهر ها، خواهش من اینست که بچه های بخصوص فعال این مسیر ها را یکی دو روز قبل از راهپیمایی خوب شناسایی بکنند، از روی نقشه، در خود مسیر، راه های منتهی به آن ها و راه های گریز از آن ها هر چه ما از مسیر راهپیمایی بهتر شناخت داشته باشیم، کارمان آسان تر خواهد بود.
2- محل های مناسبی در مسیر را برای گرفتن فیلم و عکس انتخاب کنیم. همین طور می شود از محل های مناسبی اعلامیه یا کاغذهای سبز پایین ریخت و یادمان باشد فیلم و عکس بخشی از حرکت ما و جنبش ماست که هم ما را در دنیا ثبت می کند و هم در تاریخ جای ما را باز می کند. به هر حال یک عده باید به طور قطع اصلی ترین کارشان را بگذارند برای اینکه در جایی بایستند که شات های بلند و نشان دهنده جمعیت بزرگ را بگیرند و یا صحنه های استثنایی را ثبت کنند.
3- از دیگران برای شرکت در راهپیمایی دعوت بکنیم. یعنی هرکسی که مطلع شده، پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، دوست، آشنا، فامیل و هرکسی را که می توانید تشویق کنید برای اینکه روز 22 بهمن در شهر شما برای راهپیمایی بیاید و از حقوق مردم دفاع بکند و این صف آرایی که حکومت دعوت کرده صف ملت را هرچه بزرگ تر بکنیم، حرکتمان محکم تر می شود و پیروزی مان قریب الوقوع تر می شود.
4- در طول مسیر از همدیگر دور نیفتیم. زن و مرد، پیر و جوان، دوش به دوش همدیگر حرکت بکنیم. و بسیار مناسب است که جوانتر ها دست هایشان را به هم گره کنند مثل بچه های کره جنوبی که بهترین مثال برای اینجور حرکت هستند در تظاهرات و اگر کسی جدا افتاد بارها تمرین کردیم و بارها در فیلم ها دیده ایم که اگر پای درگیری وسط بیاید وقتی ممکن است کسی دستگیر بشود یا کتک بخورد که تنها افتاده باشد. بنابراین در گروه های زیر 40-50 نفر حرکت نکنید. بخصوص موقع برگشتن از راهپیمایی حواسمان باشد که تنها نباشیم. چون ممکن است گرگ ها در کمین شکار باشند.
5- آوردن اتومبیل و حضور با اتومبیل در خیابان ها هم نشان داده که موثر است بخصوص اینکه در تهران قرار بر اینست که در انتهای راهپیمایی 22 بهمن جمعیت به سمت زندان اوین هم حرکت کند و یا نقاط حساس دیگر. بنابراین کسانی که اتومبیل می آورند، با ایجاد ترافیک مسیر جابجایی کودتاچیان و سرکوبگر ها را ببندند.
6- سر ساعت بیاییم. یعنی اگر شروع راهپیمایی ساعت ده صبح است، اگر مثلا آقای کروبی اعلام می کند که من ساعت ده صبح در میدان هفت تیر هستم و از آن جا حرکت می کنم و یا خانم رهنورد اعلام می کند که ساعت یازده صبح از دانشگاه تهران حرکت می کنم، یا آقای مهندس موسوی، سعی کنیم سر ساعت در آن مکان ها حاضر بشویم چون این دیر و زود آمدن به حرکت صدمه می زند. در هر کجای شهر که می خواهیم در مسیر حرکت بکنیم، سعی کنیم به موقع بیاییم که دیگران منفرد نباشند.
7- ندادن دستگیری، اگر به هر دلیلی کودتاچیان بخواهند دستگیری بکنند و دیده ایم که بعدا با آن می خواهند رعب و وحشت ایجاد بکنند، با همان اصل جدا نشدن از یکدیگر و برخورد کردن با پلیسی که می خواهد دست به دستگیری بزند، سعی کنیم که از دستگیری جلوگیری کنیم.
8- همراه داشتن پاره ای از علامت های جنبش و بخصوص عکس شهدا، یعنی در این زمینه، چون در روز 22 بهمن صف آرایی است که خیلی روشن طرفین به آن دعوت کرده اند، بنابراین با نمادهای سبز، با پارچه های سبز، یادم است که در روز قدس بچه ها توپ پاره سبز همراه داشتند و روی سرشان کشیده بودند برای اینکه با هلی کوپتر هم نتوانند به نفع خودشان بهره برداری کنند. به هر حال به همراه داشتن رنگ سبز و علامت های جنبش و عکس شهدا صف ما را از کودتاچیان جدا می کند. حتی ساده ترین کار نشان دادن وی است که همین کار را می تواند برای ما بکند.
9- حفظ انضباط مبارزات بی خشونت، یعنی آنچه که به مبارزات بی خشونت معروف است، اصل مهمش این است که ما نباید کاری بکنیم که خشونت ورزی در ذهن کودتاچیان موجه شود. این به این معنی نیست که از خودمان دفاع نکنیم. از عاشورا جنبش به کودتاچیان اخطار کرده که اگر بخواهد دست روی مردم دراز کند، مردم از خودشان دفاع می کنند. ولی این دفاع کردن تا اندازه ای است که جلوی خشونت ورزی آن ها را بگیرد. هیچ گاه کاری نمی کنیم که خشونت متقابل تلقی شود. و سرکوب در ذهن کودتاچیان و جلوی دوربین ها موجه شود. اگر حمله کنند از خودمان دفاع می کنیم، و حد ما تا همان جاست. بعلاوه اینکه حمله و آتش زدن و تخریب و غیره در کار ما نیست. اما این بحث که در روز 22 بهمن چقدر امکان دارد ما به آکسیون نهایی برسیم و بتوانیم مراکز قدرت رژیم را بگیریم، مثل زندان، مثل بیت رهبری، مثل خود احمدی نژاد، مثل دادستانی، مثل وزارت کشور، مثل استانداری و مراکز رادیو و تلویزیون در شهرستان ها، این بحث را روزهای دیگر تا 22 بهمن خواهیم کرد.
تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید.به امید پیروزی ایران و ایرانی
چهارشنبه 14بهمن2568
در مورد 5 موضوع امروز صحبت می کنیم.
موضوع اول صحبتهای دیروز آقای مهندس موسوی است در مصاحبه ای که با سایت کلمه داشته که مصاحبه پخته و بسیار سنجیده ای است. در این مصاحبه آقای مهندس موسوی غیراز اینکه به آن دو اصل طلایی که پیش پای جنبش خود ایشان گذاشته بود دوباره تاکید کرده یعنی اینکه جنبش سبز جنبشی است پلورالیستیک (تکثرگرا) که تفکرات مختلف، عقاید مختلف، گرایشات مختلف، همه در کنار هم قرار دارند، با همدیگر تعامل دارند، با همدیگر ارتباط دارند، از هم تاثیر می گیرند، به هم تاثر میدهند، اما بر سر یک هدف وآن هم احقاق حق مردم و پس گرفتن رای مردم و پایین کشیدن کودتاچیان، مشترک هستند تاکید کرده، همینطور هم بر حل اختلافات با انتخابات آزاد و حاکیمت صندوق رای.
غیر از این تاکیدی که در مصاحبه ایشان کرده و به درستی هم گفته که جنبش در واقع نه در خارج از ایران یک سخنگو دارد یا چند سخنگو و نه در داخل ایران، حتی ایشان خودش را هم خدمتگزار و همراهی فرض کرده که با مردم حرکت می کند و متواضعانه این را بارها آقای مهندس موسوی اعلام کرده، بلکه در واقع همان حرف معروفی که هر کسی یک رسانه است در جنبش را به خوبی بر آن پافشاری کرده و اصلی است که در واقع مکمل آن پلورالیستیک بودن و تکثرگرا بودن کل جنبش است. اما محورهای اصلی صحبت ایشان را شاید بشود در سه محور خلاصه نمود، محور اول حملات تندی است که آقای موسوی به قوه قضاییه کرده و در واقع گفته که قوه قضاییه ضابط دستگاه های امنیتی شده و صریحاً گفته که ما از قوه قضاییه دیگر نا امید هستیم. پاره ای اعمال آنها را زیر سوال برده آقای موسوی و بخصوص به امام جمعه وقت تهران آقای جنتی حملات تندی کرده که با توجه به اخلاق آقای موسوی و مدارای ایشان و گذشته ایشان و ملایمتی که همواره در همه صحنه های زندگیش داشته، باید گفت که این حملات تند آقای موسوی بسیار بسیار قابل بررسی است و انصافاً هم حرفهای آقای جنتی در نماز جمعه، حرفهایی است که شاید در تاریخ حداقل معاصر ایران بی نظیر باشد که یک کسی از تریبون نماز جمعه اینچنین بر طبل آدمکشی بزند و حرفهایی بزند که انسانیت از آن شرم بکند.
به هر صورت نکته دوم آقای موسوی تاکیدی است که ایشان با اعتقاد خودشان بر چارچوب قانون اساسی می کند، نکته ای است که ایشان تاکید می کند و می گوید که از اینجا می شود عزیمت کرد ولی یک نکته بسیار اساسی هم ایشان دست می گذارد آن اینکه قانون اساسی وحی منزل نیست، یک بار هم در سال 68 تغییراتی کرده می تواند باز هم تغییر کند. قانون اساسی هیچ ارزشی ندارد الا اینکه یک روزی ملت ایران به آن رای داده و همین ملت هم حق دارد هر روز دیگری که دلش بخواهد آنرا عوض کند یا به کل قانون اساسی دیگری بنویسد و به قانون اساسی موجود رای نه بدهد، بنابراین یگانه پایه مشروعیت قانون اساسی ایران یا هر قانون اساسی در هر کجای دنیا مقبولیتش نزد مردم است و بخاطر رای مردم است و بنابراین رای نه مردم به قانون اساسی یا رای به تغییر قانون اساسی اصلی است که می تواند مدنظر قرار بگیرد، آقای موسوی هم بر روی همین نکته دست گذاشته. نکته سوم هم بحث مهمی است که به نظر من تداوم استبداد در کشور است و مبارزه ضد استبدادی که در مبارزه با حکومت شاه و جریان انقلاب اسلامی تبلور داشت را آقای موسوی مطرح کرده که چون با استبداد دینی مواجه هستیم که به مراتب گاهی سخت تر و بدتر از گذشته هم کار می کند باید بپذیریم که انقلاب به اهدافش نرسیده و طرح این موضوع در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آن هم از طرف آقای موسوی به هرحال بحث تاریخی خواهد شد که آیندگان هم راجع به آن احتمالاً بحث خواهند کرد که به هر حال کسی که در دهه اول انقلاب جزو چهار پنج نفر اصلی کشور بوده ارزیابیش این است که وجه اصلی انقلاب اسلامی که مبارزه ضد استبداد ودیکتاتوری بوده در واقع شکست خورده. به هر صورت توصیه من این است که هر کدام از شما هم اگر این مصاحبه را ندیدید حتماً بخوانید به نظر من مصاحبه پخته و سنجیده ای است که در آستانه سالگرد انقلاب اسلامی و در آستانه راهپیمایی 22 بهمن یک حرکت سنجیده و حساب شده باید محسوب بشود و خیلی خیلی خوب می تواند که نقطه عزیمت مثبتی باشد برای همه کسانیکه در جنبش سبز می خواهند در 22 بهمن یک حرکت بزرگ دیگر را شکل بدهند.
نکته دوم اینکه برای چهارمین شب پیاپی تجمع خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین شب گذشته هم ادامه پیدا کرد، حدود بیش از هزار نفر آدم جمع شده بودند، 20 نفر دیگراز زندانیان آزاد شدند و به نظرم این کار از آن کارهای جدی است که نشان میدهد که تداومش موثر است و همانطور که دیروز هم عرض کردم یکی از کارهای جدی ما می تواند برای روز 22 بهمن هم بعد از مراسم راه پیمایی باشد، اینکه فرزندان کشور را از دست جلادان در بیاوریم و به پدر و مادرها و خانواده هایشان برگردانیم.
نکته سوم اینکه در شهر لار فارس درگیری پیش آمده بر سر جدا شدن بخش گراژ که به صورت یک فرمانداری کل در بیاد، مردم تظاهراتی داشتند وقتی از مسجد آمدند و جالبه که در این تظاهرات که به دلیل کاملاً منطقه ای آغاز شده اما به سرعت وجه سیاسی کلان گرفته، شعارهای ضد آقای احمدی نژاد داده شده و شعارهایی در طرفداری از آقای موسوی که نشان می دهد که مردم از هرگونه حرکتی که ناراضی باشند در واقع پناهشان را در جنبش سبز و حرکت جنبش سبز می بینند و این آن کاریست که در قبال همه آن خواستهای دیگر صنفی، مدنی، اجتماعی هم جنبش سبز باید بتونه انجام بده و مطرح بکنه که حرکتی که جنبش سبز می کند می تواند احقاق حق از هر نوعی را برای هر بخش و گروهی بکند.
نکته چهارمی که می خواستم بگم محکومیت آقای مهندس صمیمی بهبهانی به شش سال حبس است، صاحب امتیاز و مدیر مسوول نشریه نامه که از زندانیان با سابقه در زمان شاه است، یک برادرش قبل از انقلاب کشته شده به دست رژیم شاه، یک برادرش هم بعد از انقلاب به دست جمهوری اسلامی کشته شده، خودش هم با اینکه سالها دبیر انجمن زندانیان سیاسی بوده دستگیر شده و بعد از چندین ماه حالا مطرح شده که به شش سال حبس محکوم میشود. به هر صورت این برخوردهای حکومت با مبارزین قدیمی نشان میدهد که در واقع حکومت هیچ حد و مرزی را قایل نیست و هیچ کس را حاضر نیست تحمل بکند و هیچ به اصطلاح چارچوبی را هم رعایت نمی کند.
نکته پنجمی را که می خواستم بگویم بحث سوال جدی است که چند نفری مطرح کرده بودند و آن اینست که سرعت اینترنت که این روزها دایماً در ایران کم میشه، قطع میشه در پاره ای از نقاط، آیا مقدمه ای است برای 22 بهمن؟ کاملاً محتمل است، کاملاً محتمل است که دولت با توجه به اینکه 200 تا خبرنگار هم آورده و میخواهد در میدان آزادی مراسم نمایشی بگیرد، در آن چند روز بخصوص، کلاً اینترنت را قطع کند برای اینکه اخبار خودش را از طریق این خبرنگارها داغ داغ به دنیا برساند و بعد که اخبار واقعی آن حرکت بیاد، بیات شده باشد و پوشش نداشته باشد، البته تجربه بخشهای قبلی هم نشان داده که دنیا هم این را فهمیده و منتظر اخبار واقعی می نشیند و اخبار واقعی تاثیر خودش را می گذارد.
یک سوال دیگر هم بچه ها پرسیدن اینست که آیا مثلاً صد هزار نفر بروند به دنبال بحث دیروز ما، با پرداخت 80000 تومان یا ساندیس بخواهند بیاورند در میدان آزادی به نفع آقای احمدی نژاد هورا بکشند، آیا امکانش هست که بلایی که سر چایوشسکو رئیس جمهور رومانی آمد؟ کاملاً محتمل است، من همینجا هم به آن دوستانی هم که قبلاً در بسیج بودند و سوال کردند که به ما می گویند برویم، آیا برویم؟ حتماً برید برای اینکه ممکن است احمدی نژاد را توسط کسانیکه ظاهراً موافقش هستند، بخواهند دستگیرش کنند بنابرین می توانند به بچه ها کمک کنند.
تا فردا شاد، پیروز، موفق وسرافراز باشید.
به امید پیروزی ایران و ایرانی.
سه شنبه 13بهمن2568
در مورد چهار موضوع امروز صحبت می کنیم:
موضوع اول بحث 22 بهمن است. همونطور که میدونید به هر حال این صف آرایی که خود حکومت هم هل من مبارز طلبیده، خود آقای خامنه ای گفته که مردم بیان توی خیابون از یک طرف، آقای موسوی و کروبی هم گفتن که پا توی خیابون میذارن از طرف دیگه. اخباری که رسیده این است که حکومت 200 تا خبرنگار خارجی هم میخواد بیاره ایران و در ضلع شمالی میدون آزادی مستقر کنه و به هر بدبختی و امکانی که هست داخل خود میدون رو حداقل پر بکنه. دلشون میخواد که بلکه بتونن 200000 تا آدم بیارن اما داخل اون میدون با حد اکثر 100000 نفر پر میشه و آقای احمدی نژاد هم قراره که اونجا صحبت بکنه و یک نمایشی رو اونجا میخوان درست کنن و احتمال داره که بخوان مسیرها رو به خیابان آزادی از جلوتر ببندند.
بنابراین از اونطرف چیزی که واجبه، کاری که ما قبلا هم کردیم در روز قدس و تمرین کردیم این است که در مسیرهای حکومت میتونیم حرکت بکنیم، راهپیمایی بکنیم، با نمادهای جنبش سبز، با شعارهای خودمون، با علامت V و پیشنهادم این است که اگر جایی احساس کردیم که خطری هستش و مشکلی هستش میشه با سکوت به مسیر ادامه داد و سپس وارد میدون آزادی شد. البته اگر در هر کجایی که جمعیت ما از حدی بیشتر باشه مسیرهایی رو که داریم میایم میتونیم اشغال بکنیم و شعار خودمونو بدیم. بعضی دوستان برای من نوشتن که با توجه به اینکه تمام نیروشون رو میارن در میدون آزادی و آنچه زور حکومت داره میزنه خیلی شهرهای دیگه و خیلی جاهای دیگه تهران هم خالیه،
اونجاها میشه تظاهرات کرد، حرف درستی هم هست به همیت دلیل من باز هم تاکید میکنم که در شهرستانهایی که بچه ها امکان تظاهرات و راهپیمایی دارن طبیعی است که اونجاجای مناسبتری است در شهر خودشون اما اگر به هر دلیلی شهرشون خطرناک باشه، شهرشون شهر خیلی کوچیکی است، همه همدیگه رو میشناسن و ممکن است مشکلاتی بروز بکنه باز هم من در پاسخ چندین و چنتا سوالی که اومده میگم که به خصوص شهرهای کوچیک اگر بخوان بیان تهران کمک به بچه های تهرانه که مسیر رو بتونن در واقع با بچه های تهران حرکت بکنن. اما در مورد سایر نقاط شهر هم به هر حال این پیشنهاد اومده که بعد از راهپیمایی 22 بهمن همگی به سمت زندان اوین حرکت بکنن و خواهان آزادی زندانیامون بشن، این پیشنهاد خیلی خوبی است که یه هر حال راهپیمایی تا ظهر، بعد از ظهر، نمیدونم هر چه قدر که طول بکشه ولی تجمع در مقابل زندان اوین یا سایر نقاط شهر در اختیار ماست. این رو هم بگم که اگر حکومت بخواد دست به خشونت ورزی بزنه که البته احتمالش کمه برای اینکه براش آبرو ریزی بزرگی داره به خصوص اینکه حالا خودشم میخواد خبرنگار خارجی بیاره اما قبلا دیده که جنبش از خودش دیگه دفاع میکنه.
بنابراین مسئولیت هر گونه خشونت ورزی پیشاپیش گردن حکومته و بچه ها یاد گرفتن که کتک نخورن، از خودشون ئفاع بکنن البته هرگز خشونت ورزی متقابل نکردن و نمیکنن. اینکه سایر نقاط شهر به هر صورت اگر به هر دلیلی مسیرهایی رو که مسیرهای اعلام شده است و ما برای حفظ امنیت ناچاریم در همون مسیرها حرکت بکنیم اگر به هر دلیلی خطری داشته باشه اونوقت باز تاکتیکی که همه بلدیم پخش شدن در سطح شهر و تمام شهر در اختیار ماست با تمام نقاط حساسش از دادستانی انقلاب وزارت کشور و در شهرستانها استانداری ها تا رادیو تلیویزیون و بیت رهبری در تهران و هرچی نقطه حساس هم که در شهر هست حکومت باید که اونوقت بترسه اگر که بخواد خشونت ورزی بکنه در مسیرهای راهپیمایی و بچه ها پخش بشن در سطح شهر اونوقت باید همه اون نیرویی رو که زور زده در میدون آزادی جمع کرده پخش کنه بره از مراکز حساسش محافظت بکنه.
به هر صورت این رو عرض بکنم که اساس کار ما مثل سایر اکسیونهایی که تا الان داشتیم بر حفظ آرامش، صلح آمیز بودن، در کمال صلح ورزی شعارهای جنبش رو دادن که الان شعارهای زیادی هم داره که میچرخه که من حالا سعی میکنم در روزهای آینده یک جمع بندی از شعارهایی که بیشتر از همه مورد قبول بچه ها هستش رو اینجا خدمتتون ارایه بکنم و به هر صورت روشنه که مسیری رو که جنبش تا الان اومده از سقوط دولت آقای احمدی نژاد به عنوان کف مطالبات مردم به مراحلی رسیده که خود آقای خامنه ای و رهبری رو لااقل میشه گفت در روز عاشورا به چالش کشید جنبش و مطمئنا در 22 بهمن هم خیلی خوب میتونه جنبش این خواستش رو جنبش مطرح بکنه که حاکمیت صندوق رای حتی روی قانون اساسی و برگزاری رفراندوم روی قانون اساسی خواسته ملت و موج بزرگ سبزی است که سر ایستان نداره.
نکته دیگه ای که میخواستم بگم این است که یک جای دیگه هم حکومت خواسته که خودش رو به چالش در مقابل جنبش سبز بگذاره غیر از روز 22 بهمن و اون هم چهارشنبه شب شب 22 بهمنه که گفتن ساعت 9 شب الله اکبر میخوان بگن، بسیار هم کار خوبی میکنن، 9 شب برن روی پشت بام الله اکبرشونو بگن، جنبش حسب معمول خودش ساعت 10 شب الله اکبرشو وقتی که بگه معلوم میشه که باز این هشت درصد مدافعین حکومت کجا هستن و نود و دو درصد مخالفین کجاهستن. به هر حال راجع به 22 بهمن باز هم در روزهای آینده صحبت میکنیم. همینطور این رو هم بگم اربعینی که در پیشه روز جمعه فرصت خوبی است که به هر حال چون استبداد، چون حکومت های اقتدارگرا مردم رو تک تک و فرد فرد میخوان، به هر بهانه ای ما بتونیم نشون بدیم جمعیم، باهمیم، بیشماریم، حظور داریم این حرکتی است ضد استبدادی بنابراین روز اربعین که سنتا خرج دادن، نذری دادن، یه سراغ این و اون دادن در سنت های ما بوده فرصت خوبی است که ولو به یک نون و پنیر یا یک نون و خرما یا نون ساده یا غذا یا هر چیز دیگهای آماده بکنیم و بانمادهای سبز اگر خطری نداشته باشه به دیگران برسونیم یک حرکتی است که در واقع تمام کوشش حکومت رو برای ترسوندن و منفرد کردن مردم خنثی میکنه به اضافه اینکه آمادگی هم ایجاد میکنه برای 22 بهمن.
اما نکته دومی که میخواستم بگم تجمع در مقابل زندان اوینه. کاماکان از سوی خانواده های زندانیان سیاسی و بخش های دیگه ای از مردم ادامه داشت، شب گذشته هم 30 نفر زندانی دیگه آزاد شدن و همونطور که روزهای قبل هم صحبت کردیم این تجمع و باز کردن این جبهه در مقابل زندان اوین با شعار اینکه بچه های ما رو باید پس بدین حرکت درستی است که بههر حال یکی از نقاط کلیدی جنبشه که باید بتونه نشون بده که نه میترسه از تهدیدها و نه اجازه میده که فرزتدانش رو اعدام بکنن یا زندان بکنن. پافشاری به این خواست و گسترش تظاهرات به هر حال از کارهایی است که فشاری میاره به حکومت و تداومش به نظرم از نقاط کلیدی جنبش خواهد شد اگر بشه بچه ها رو آزاد کرد.
نکته سوم برگزاری جشن سده است که از جشن های بسیار عزیز و پر شکوه پدران ما در ایران باستان بوده و هنوز هم هموطنان زرتشنی ما این جشن رو برگزار میکنن ولی جالب این است که امسال در منطقه چم یزد این جشن با شکوه خیلی زیادی برگزار شده و خیلی از بچه ها هم پیوستن، جمعیت خیلی زیادی رو تشکیل دادن، سرود یار دبستانی خوندن، V جنبش رو نشون دادن و به این ترتیب اون حرفی رو که ماهمه از هر نژاد و رنگ و زبان و قومیت و مذهب و باوری که داریم ایرانی و در کنار هم هستیم در جشن سده منطقه چم یزد خودش رو نشون داده.
و اما مطلب آخری اینکه در اولین روز دهه انقلاب، دهه فجر، حسن آقای خمینی نوه آقای خمینی کار بسیار جالبی کرده و به محض اینکه احمدی نژاد به مقبره آقای خمینی وارد شده گذاشته رفته و رفته دیدن خانواده آقای بهشتی که علیرضا بهشتی از اونها در زندانه. به هر صورت این حرکت حرکت خوبی است که نشون میده که اعتراض حسن آقای خمینی به دولت احمدی نژاد به قوت خودش باقیه.
تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید.
به امید پیروزی ایران و ایرانیV
دوشنبه 12بهمن2568
دوشنبه 12 بهمن 1388 – اول فوریه 2010 میلادی
امروز درمورد 6 موضوع صحبت می کنیم.
اعتصاب واعتراض کارگران کارخانه کیان تایر
حدود 700 نفرازکارگران کارخانه "کیان تایر"سابق که الان اسمش "لاستیک البرز"شده، دست به اعتصاب واعتراض زده اند.به دلیل اینکه 5ماه حقوق معوقه بهشان پرداخت نشده ویک ونیم ماه است که حقوق نگرفته اند.کارگران با آتش زدن لاستیک بخشداری را هم که درسمت مقابل کارخانه بوده متوجه کرده اند وخواسته هایشان رامطرح کرده اند. قولهایی هم بهشان داده شده. این کارخانه ازکارخانه هایی است که مدتها دست وزارت اطلاعات ایران بود وبسیاربسیاربد اداره شده. دهها مشکل دارد والان هم که هیئت مدیریت ازسوی وزارت صنایع گذاشته شده، سوء مدیریت هست و وضع کارخانه بد اندربدترشده وکارگران کماکان درتنگنا ومشکل به سرمی برند.بعید هم به نظرمی رسد که بتواند به قولهایی که داده اند بتوانندعمل کنند.
همینطوردرفولاد مبارکه هم که از صنایع بزرگ کشوراست کارگران دست به اعتصاب غذا زده اند وناهارنخورده اند.(مثل دانشگاهها که گاهی بچه ها عمل می کنند) آنجا هم حقوق معوقه دارند ودریافت نکرده اند وتهدید کرده اند که درقدم بعدی وارد اعتصاب خواهند شد.داستان کارخانه جات که قبلاهم صحبت کرده ایم محدود به این دو کارخانه نیست. شاید تمام صنایع لاستیک سازی، فولاد، نساجی، لوازم خانگی، الکترونیک، ریخته گری وصنایع سنگین همگی دارای مشکل هستند وقدمها یکی بعد ازدیگری درجنبش کارگری برداشته می شود.
خبرهایی هم از وزارت نفت رسیده که با قطع کردن ناهارکارمندان وزارت نفت خیلی ازکارمندان تصمیم گرفته اند که نروند ودراتاقشان بنشینند. مشکلات دروزارت نفت شاید بشود گفت یکی ازبالاترین سطوح مشکلات دروزارتخانه های حکومت است.
صحبتهای سفیرسابق ایران درژاپن
آقای "ابولفضل اسلامی" کنسول سابق ایران درژاپن که به جنبش سبزپیوسته واعلام برائت کرده ازدولت کودتاچی درمصاحبه ای که کرده توضیحات مفصلی داده که یک نکته اش به نطرمن جالب است. ایشان مطرح کرده که در وزارت خارجه درصد زیادی از پرسنل ناراضی هستند، دولت را قبول ندارند، جوامنیتی واختناق دروزراتخانه حتی نسبت به کارمندان ودیپلماتهای وزارت خارجه هست ودرجایی مثل وزارت خارجه هم اکثریت با جنبش سبزهستند. معمولا وزارت خارجه این جوررژیم ها باید جای بسیار محرم این حکومت ها و نزدیک به آنهاباشد ولی فعلا کودتا چی ها نه فقط دروزارت خارجه که دروزارت اطلاعات هم مشکل دارند. چه برسد به وزارتخانه های دیگر که بجز وزیرو چند نفراعوان وانصارشان اکثریت مطلق کارمندان ناراضی ازحکومت ورژیم وهمراه باجنبش هستید.
اعلام شرکتهای خارجی برای قطع همکاری با ایران
خبرگزاریها خبرداده اند که شرکت "ای وی دی" سوئیسی که یکی ازبزرگترین پیمانکاران نیروگاهها وصنایع مختلف است ودرایران هم سالها دست اندرکارپروژه های متعدد بوده، اعلام کرده که مثل زیمنیس درایران دیگرکار نخواهد کرد وبا ایران قطع رابطه خواهد کرد وپروژه های موجود که دستش است را تحویل می دهد ومی رود. پاره ای شرکتهای دیگرسوئیسی هم اعلام کرده اندمثل "سولتزر"ودیگران که احتمالا یا فعالیتهایشان را بسیارمحدود خواهند کرد ویا به کل قطع رابطه خواهند کرد.
این موجی که به کمپانی های مختلف سرایت کرده نشان می دهد که حرکت جنبش سبزدرافشاگری علیه جنایتهای حکومت و سرکوبهایی که علیه مبارزان ایرانی وآزادی خواهان ایرانی می کند، جوی را دردنیا ایجاد کرده و حرکت بچه های ایرانی خارج از کشورفضایی را به وجود آورده که بسیاری کمپانی ها ترجیح میدهند برای حفظ آبروی خودشان(تحت فشاری که مطبوعات و افکارعمومی و حتی سیاستمداران می آوردند) قید منافع درایران را بزنند و کار نکنند ودرواقع منفعت درازمدت ترشان را که آبرویشان دردنیا است،حفظ بکنند.
به هر صورت نشان می دهد تحریم کالاهای غربی و شرکت هایی که ایران هستند هم عامل موثری است، به خصوص وقتی در جاهای دیگر دنیا هم اعلام می شود که ایرانی هابه فلان شرکتی که درایران است وبا کودتا چی ها همکاری می کند پشت کرده اند.
آزادی 40 نفراز زندانیان سیاسی در پی تجمع خانواده ها جلو زندان اوین
به دنبال اعتراضی که پریشب خانواده های زندانیان سیاسی (بیش از2000 نفر) جلوی زندان اوین وباهمراهی مادران داغدارانجام داد اند،درنهایت هم چهل نفراززندانیان آزاد شدند که آکسیون بسیار موفقی بود. براساس برآوردی که می شود بیش از4000 زندانی سیاسی داریم که حمایت از آنها کار بسیار واجبی است. به خصوص که اخباری هم هست که جان زندانی ها در خطر است، نه فقط اعدام هایی که اعلام می کنند(که حکومت وحشی 5نفردیگر را درلیست اعدام گذاشته) بلکه زمزمه هایی هست که اگر این جنایتکارها و کودتاچی ها مانعی جلو خودشان نبینند ممکن است بخواهند فاجعه سال 67 را تکرار کنند.
همان طورکه گاندی هم تاکید می کند اگرخشونت قدرتی را در برابرخودش نبیند، دلیلی ندارد که دست ازخشونت ورزی بردارد.
بنابراین آنچه که این خشونت طلب ها وآدمکش ها را به عقب می راند، قدرت ملت وهمبستگی عمومی است که اگرمیل بکند به سمت اینکه چرخ حکومت را درکشورفلج کند، مملکت را بخواباند واعتراضات گسترده اتفاق بیفتد(به خصوص که 22 بهمن هم درپیش است)کمک اصلی ومهمترین پشتیبانی است که می توان برای توقف خشونت و نجات جان بچه هایی که درزندان هستند. وهمکاری با خانواده هایی که همگی دلواپسند و پدران و مادران و همسرانی که خواب وخوراک ندارند.
آماده باش برای انتقال خامنه ای به نقطه دیگردر روز 22 بهمن
این که خبر را به صورت درونی دریافت کردیم که در بیت رهبری مثل عاشورا، این صحبت مطرح شده که همان طور که آقای خامنه ای را مثل روزعاشورا منتقل اش کردند به جای دیگر، ازحالا دارند تدارک می کنند که برای 22 بهمن هم، نه فقط شخص آقای خامنه ای بلکه حتی پسر ها ودختر ها وعروس ها و نوه ها وغیرو را هم از آن جا منتقل کنند و به جا های امنی ببرند. چرا که نگران هستند که اگرحرکت میلیونی مردم کمی تمایل پیدا کند به سمت بیت رهبری، نتوانند که جان ایشان را حفظ بکنند. این خبر همچنین نشان داد خبری هم که درعاشورا داشتیم که آقای خامنه ای را از ترسشان منتقل کرده بودند خبردرستی بوده.
تشدید فعالیتهای مبارزان داخل ایران و خارج از ایران درآستانه 22 بهمن
ازتهران خبر می رسد که خیلی جاها پخش شبنامه برای دعوت حرکت از مردم در 22 بهمن در محله ها اتفاق افتاده. ازخیلی شهرستان های کوچک ازمن پرسیده اند که ایا ما بیاییم به تهران یا نه؟
پاسخ این است که همان طورکه قبلا هم عرض کرده ام، کودتاچی ها هم می خواهند همه نیروشان را بیاورد و درتهران نمایشی بدهند. به همین دلیل اگر درشهری که شما هستید،خطری نیست و امکان این هست که درمسیرهایی که حکومت اعلام می کند حضور بزرگ داشته باشید وآنجا شعارهای جنبش سبز را بدهید و فیلم وعکس آن را بفرستید، کارخوبی است وبچه ها خودشان درتهران هستند. اما اگر در شهری که هستید این امکان نیست، پیوستن به بچه های تهران و کمک کردن به آنها قطعا کار خوبی است.
درخارج هم قطعا اخباررا دنبال کرده اید، کنسرت هایی در ایتالیا، هلند، نوفل لوشاتو دربرابرخشونت وزری حکومت، بچه های سبز حاضر شدند و هیجانی که در ایران بالا می رود در خارج هم به موازات حرکت می کند و افکارعمومی را به آن سمت می برد.
راجع به 22 بهمن در روزهای آینده بازهم صحبت می کنیم که اصلی ترین موضوع صحبت ماست و آکسیونهایی که در دستور کار قراردارد.
تافردا شاد ، پیروز، موفق و سرفزار باشید.
به امید پیروزی ایران و ایرانی.
یکشنبه 11بهمن2568
سلام
یکشنبه 11 بهمن ماه 88، 31 ژانویه 2010 میلادی
امروز در مورد شش موضوع صحبت میکنیم.
ملاقات روز گذشته آقایان موسوی و کروبی
در این ملاقات هر دو نفر این بزرگواران، هم اعدامها و خشونتورزی حکومت را محکوم کردند و هم این که بر آزادی زندانیان سیاسی، رفع توقیف مطبوعات، آزادی احزاب و انتخابات آزاد تأکید کردند. همین طور، هر دو نفر اعلام کردند که در راهپیمایی 22 بهمن شرکت میکنند و پا در خیابان خواهند گذاشت. به همین دلیل هم فکر میکنم که تأکید این دو بزرگوار بر شرکتشان در راهپیمایی 22 بهمن، این موج را ایجاد میکند که مثل مرتبههای قبل، مردم آنها را تنها نمیگذارند و از رییسجمهور منتخبشان [آقای موسوی] و سردار رشید جنبش سبز، آقای کروبی، حمایت خواهند کرد و به خیابان خواهند آمد.
تجمع خانوادههای زندانیان سیاسی و مادران داغدار
موضوع دوم، تجمع دیشب 2000 نفر از خانوادههای زندانیان سیاسی و مادران داغدار در جلوی زندان اوین است. نکته جالب، [حضور] مادران داغدار است که از وقتی که آن طور با پلیس و نیروی امنیتی و ضرب و شتم و حمله، پارک لاله را بر روی آن بستند، با تحرکی که دارند، هر هفته یک جا تجمع میکنند و همراه با گروه دیگری به کار خودشان ادامه میدهند. درود بر این مادران پیگیر که علیرغم داغی که بر دل دارند، باید آنها را مبارزترین مبارزان جنبش لقب داد. به هر صورت، تجمع دیشب که در نوع خودش بینظیر بود و نشان داد که باز کردن جبهههای مختلف در نقاط مختلف، کودتاچیها را به زانو درمیآورد، تا پاسی از شب ادامه داشت و در نهایت هم، چندین نفر از زندانیان آزاد شدند. تداوم این حرکتهای خانوادههای زندانیان سیاسی هر چه بیشتر با حمایت مردم و گروههای مختلف مواجه بشود، مطمئن باشید که تأثیر بیشتری خواهد داشت.
سالگرد تولد اشکان سهرابی
دیروز، روز تولد اشکان سهرابی، شهید جنبش سبز، بود که در بهشت زهرا و بر سر مزارش خانواده اشکان سهرابی، مادر ندا و سایر مادران داغدار حضور داشتند و غیر از برگزاری مراسم ختم و برگزاری چهلم بچههایی که کشته شدهاند، سنت شرکت کردن در مراسم تولد این بچهها هم کاری است که آرام آرام در حال شکل گرفتن است.
صحبتهای آشفته فرمانده لشکر محمد رسولالله تهران
موضوع چهارم، صحبتهای آشفته «ژنرال» همدانی، فرمانده لشکر محمد رسولالله تهران، است. من هرچه صحبتهای ایشان را خواندم بیشتر متوجه آشفتگی شدم و در آخر هم نفهمیدم که ایشان چه میخواهد بگوید. یک جا میگوید اجازه خودنمایی به موج سبز نمیدهیم و بعد یادش میافتد و میگوید نه، همه مردم ایران موج سبزند. یک جا میگوید نمیشود به خیابان بیایند و جای دیگر میگوید همه مردم ایران باید بیایند. استیصال این آقای همدانی در صحبتهایش به طور کامل دیده میشود و [مشخص است] که نمیداند باید با 22 بهمن چه کار کند. مراسمی را هم که برای دهه فجر در نظر گرفتهاند ایشان اعلام کرده است و جالب این که همه این مراسم در اتاقهای در بسته است و از حضور مردم میترسند؛ به جز دو مورد که امکان حضور جنبش سبز در آن هست: یکی ساعت 9 صبح 12 بهمن که قرار است زنگ مدرسهها را به صدا در بیاورند، بوق کارخانهها را بزنند و امثال این قبیل کارها. به نظر من فرصت خوبی است که بچهها در مدرسهها همزمان با این زنگی که میخواهند بزنند، هر جا که امکانش وجود دارد شعارهای جنبش سبز را سر بدهند و همزمان در خیابانها هر کسی که میتواند، بوق اعتراض بزند، «V» نشان بدهد و [صدای] اعتراض جنبش سبز را بلند کند. در همین راستا، ایشان مراسمی را هم با عنوان مبارزه با استکبار یا از این قبیل اسمها در 21 بهمن و در مدارس اعلام کرده است که اگر نترسند و اجرا کنند، باز به نظر من فرصت خوبی است که بچههای سبز در مدارس میتوانند شعارهای جنبش سبز را در همه مراسمی که برگزار میکنند سر بدهند.
به هر حال این تنها دو موردی بود که من دیدم جرأت کردهاند کمی به عموم نزدیک بشوند. اگر نه بقیه چیزهایی که آقای همدانی اعلام کرده همه پشت درهای بسته و به صورت کنترل شده و محدودی است که بتوانند در دست خودشان داشته باشند و احتمالاً مردم نتوانند حضور داشته باشند. در همین راستا، عرض کنم که دربی تهران (مسابقه استقلال و پرسپولیس) در روز 14 بهمن هم در راه است و پیشنهادهای زیادی در این باره آمده است که به هر صورت، سبز کردن استادیوم مثل بار قبل بازی این دو و شعارهای جنبش را دادن یا در دقایق مختلفی حرفهای جنبش را زدن میتواند آبروریزی بزرگی را برای حکومت ـ آن چنان که بار قبل بود ـ ایجاد کند.
سرمقاله روزنامه کیهان
موضوع بعدی، سرمقالهای است که روزنامه کیهان نوشته است. هراسی که کیهان از کوتاه آمدن حکومت بعد از راهپیمایی 22 بهمن دارد، لابهلای سرمقاله کیهان امروز موج میزند. چرا که در محافل سیاسی کودتاچیها به طور جدی مطرح است که اگر مردم در 22 بهمن آمدند و جمعیت میلیونیای داشتند و در واقع با این موج آدمکشی و این کارهایی که کردند نترسیدند، بعد از آن، آن گزینه دیگر که جناح راست و محافظهکارتر کودتاچیها پیشنهاد میکنند که هر چه زودتر از شر احمدینژاد خلاص بشوند و دولت او را کنار بگذارند، قوت بیشتری خواهد گرفت. به نظر من این سرمقاله، هراس کیهان را از اخباری که در این مورد از داخل [محافل] کودتاچیها دریافت میشود کاملاً نشان میدهد و سعی کرده است دائماً حرفهایی را بزند که بلکه بتواند از این کوتاه آمدن بعد از 22 بهمن جلوگیری کند.
من همین جا این را هم بگویم که از آن طرف هم پارهای از این تندروها حرفهای تند و تیز و عجیب و غریبی هم میزنند که ما پنج نفر را بیاوریم در ملأ عام اعدام کنیم و از این قبیل حرفها. این را به طور جدی باید گفت که حالا که دست به محاکمه 16 نفر دیگر زدهاند و دادستان، حکم محارب را برای پنج نفر درخواست کرده است و در واقع میخواهند بروند پای اعدام کردن، این اخطار را از جانب خیلی از پیشنهادهایی که رسیده است این جا اعلام میکنم که واکنش مردم، مقاومت عمومی مردم، بحث هایی که مطرح است، دست از کار کشیدن عمومی و تهدید حکومت به این که همگی دست از کار خواهند کشید اگر بخواهند دست به اعدام مجدد بزنند، موضوعی است که مطرح است و این را باید گفت و واقعاً هم من دلم میخواهد بدانم که امثال این آقای همدانی یا کیهان که این طور تهدید میکنند، اگر با یک همچین واکنشی از سوی مردم مواجه بشوند، چه کاری از آنها برخواهد آمد؟ اینهایی که جز کشتن کاری را بلد نیستند. به هر صورت، این بحثها هم متقابلاً در جنش سبز مطرح است که اگر بخواهند خشونتورزی را تداوم بدهند، با چنین واکنشهایی احتمالاً مواجه میشوند.
نگرانی چین از شعار «امروز تهران، فردا پکن»
و اما نکته آخر، بحث چین است که با توجه به این که آمریکا 6.5 میلیارد دلار اسلحه به تایوان فروخته و فشار جدیدی را به چین آورده است، همکاریهای نظامیاش را با آمریکا قطع کرده و مقامات چینی نگرانی اصلیشان را بر سر مسأله ایران اعلام کردهاند و آن هم همان شعار «امروز تهران، فردا پکن» است که جوانان چینی میگویند و چین از این جا بسیار شکننده است. به هر صورت، در صحبت خانم کلینتون و آقای سارکوزی هم تأکید بر فشار بر چین رفته است و به نظر میرسد که ماجرای چین ـ همراه با داستان اتمی و حرکت جنبش سبز در ایران ـ در ارتباطش با آمریکا و دیگران وارد مرحله تازهای شده است.
تا فردا شاد و پیروز و موفق و سرافراز باشید
به امید پیروزی ایران
شنبه 10بهمن2568
شنبه 10 بهمن ماه 88، 30 ژانویه ی 2010 میلادی
امروز در مورد پنج موضوع صحبت می کنیم،
بازتاب گسترده ی اعدام ها
اعدام محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور با بازتاب های شدید بین المللی مواجه شد. تقریبا تمام مطبوعاتی که من دیدم در کنار سازمان های حقوق بشری، دولت های اروپایی و دولت آمریکا همگی ضمن محکوم کردن اعدام جوانان در ایران، اخطارهای شدید الحنی هم به دولت ایران دادند.
همچنین ایرانیان خارج از کشور در بسیاری از نقاط همچون شهرهای برلین، کلن و جاهای دیگر بر علیه این حرکت ناعادلانه و غیرانسانی دست به تظاهرات زدند.
در نامه ی خوبی هم که آقای محسن مخلباف خطاب به آیت الله وحید خراسانی نوشته، تاکید کرده است که آیا اگر می دانستید که داماد شما، آقای صادق لاریجانی، اینگونه دستش به خون آلوده می شود باز هم دختر خود را به عقد وی درمی آوردید؟ پرسش های دیگری هم در این نامه مطرح شده و در واقع نه تنها آیت الله وحید خراسانی بلکه تمام روحانیت در این نامه با این پرسش مواجه شده اند که چرا در مقابل این اعدام ها سکوت کرده اند.
روز گذشته آقای جنتی صحبت های نفرت انگیزی را مطرح کرده و با آفرین گفتن به کسانی که دست به این اعدام ها خواهان اعدام های بیشتر شده است. روزنامه ی کیهان هم در شماره ی امروز خود بازتاب دهنده ی گفته های آقای جنتی و گروهی بود که خواستار ایجاد رعب و وحشت در میان مردم هستند. به هر صورت باید گفت که صحبت های آقای جنتی و حمایت از اعدام ها دست آقای صادق لاریجانی را که حال به خون نیز آغشته شده است بازتر خواهد کرد.
پیشنهاد های زیادی از سوی بچه هایی که فعال هستند به دست من رسیده که چگونه با ایجاد یک بسیج عمومی و ملی به این اقدام وحشیانه و قرون وسطایی حکومت پاسخ دهیم و اینکه چگونه حکومت را تهدید کنیم که اگر بچه های ما را آزاد نکند با واکنش جدی مواجه خواهد شد.
مراسم چهلم پدر معنوی جنبش سبز
مراسم بزرگداشت چهملین روز درگذشت آیت الله منتظری در قم برگزارشد و خبرهای اولیه ای که در این مورد به دست من رسید نشان می دهد که با وجود فشارهای امنیتی و حتی دستگیری افراد، جمعیت هزاران هزار نفری گردهم آمدند. بسیار از مراجع و روحانیون هم یا خود در این مراسم شرکت کرده یا نمایندگان خود را به این مراسم فرستادند. همچنین در نجف آباد هم روز پنجشنبه بسیاری از نقاط شهر به حالت تعطیل درآمده و مراسمی نیز برگزار شد. خبرهای تکمیلی دراین باره را بعدا اعلام خواهم کرد و همچنین این موضوع که چگونه بزرگداشت پدر معنوی جنبش سبز در زمانی که در آستانه ی یک حرکت بزرگ قرار گرفته ایم جنبش را به پیش ببرد.
ماجرای آقایان هاشمی و یزدی
نکته ی سومی که دنباله ی بحث دیروز است همان داستان اختلاف آقای یزدی و هاشمی است که در واقع باید گفت که این داستان یک پیچ جدید خورده است. از زمانی که آقای هاشمی اعلام کرده است در نامه ای که به زودی منتشر می کند مسایلی در مورد آقای یزدی را افشا خواهد کرد خیلی ها از جمله آقای احمد خاتمی، امام جمعه ی تهران، به دست و پا افتاده و اعلام کردند که آقای یزدی عذرخواهی کرده دیگر نیازی نیست آقای هاشمی هم واکنشی نشان دهند و آقایان سعی کردند که در این ماجرا را ببندند. حتی کیهان هم که عامل تفرقه در میان ملت است حال صحبت از وحدت می کند. خلاصه ترس از این وجود دارد که آقای هاشمی مطالبی را که می داند را افشا کند. شایعات زیادی هم هست دراین زمینه که آنچه آقای هاشمی سعی در بازگو کردن آن دارد مربوط است به رای آقای یزدی در جلسه ی مجلس خبرگان رهبری بعد از فوت آقای خمینی که رای ایشان و 12 نفر دیگر به آقای گلپایگانی بوده است. همچنین گفته می شود که آقای هاشمی در مورد موضوع اسلام آمریکایی خواهند نوشت که آقای خمینی در مورد آقای یزدی و پاره ای از دوستان ایشان مطرح کرده بود. موضوع فسادهای گسترده ی مالی که آقای یزدی و خانواده و دوستان ایشان در زمان تصدی وی بر قوه ی قضائیه داشته اند نیز از مواردی است که گفته می شود در نامه ی آقای هاشمی مطرح خواهد شد.
به هر حال آنچه روشن است این است که آقای هاشمی از اینگونه پرونده ها در مورد بسیاری از شخصیت های نظام از آقای خامنه ای گرفته تا دیگران در درست دارد که هر زمان که تهدید به افشای آنها می کند، آقایان به دست و پا می افتند.
تحریم بنزین
موضوع تحریم ارسال بنزین به ایران در سنای آمریکا رای آورد و پیشتر نیز نمایندگان کنگره به آن رای مثبت داده بودند و تلفیق رای این دو مجلس با هم احتمالا کار را به مرحله ی نهایی خواهد رساند. من در اینجا وارد این بحث نمی شوم که تحریم بنزین به زیان یا سود ملت ایران یا حکومت ایران تمام می شود یا خیر نمی شوم. اما باید گفت که بحث تحریم ایران به ویژه بعد از اعدام این دو شهید جنبش به طور جدی تر در دنیا مطرح شده و جو نفرت از وحشگیری های حکومت ایران شدت بیشتری به خود گرفته است و این کار را برای کسانی که خواستار فشار بر حکومت ایران بودند را آسان تر کرده است. جالب است که حتی رسانه های روسیه هم اعلام کرده اند که تظاهرات بزرگ مردم بازتاب و پاسخ به این اعدام ها خواهد بود.
آمریکایی ها بر این باورند که با فشار بر چین که درگیر مسئله ی تایوان است و همچنین با مسایلی دیگر که با چین دارند خواهند توانست رای مثبت چین را هم در مورد تحریم های بیشتر بر علیه ایران جلب کنند. به این شکل بحث تحریم ها جدی تر خواهد شد و ما باید با دقت عوارض آن بر جنبش را مورد ارزیابی قرار دهیم.
دهه ی مقاومت
در مورد حرکت بزرگ مردم در روز 22 بهمن که در پیش است دیروز صحبت کردیم و پیشنهاد های جدیدتری هم پس از آن مطرح شده است. همه ی اینها تا به اینجا یک نکته را به ما نشان می دهد و آن هم اینکه به هر دلیلی مجموعه ی عوامل کار به جایی رسانده است که دهه ی مقاومت و تظاهرات 22 بهمن که در پیش است در حال نزدیک شدن به یک نقطه ی کلیدی است که فردا بیشتر درباره ی آن بحث خواهیم کرد.
تا فردا شاد، پیروز و موفق باشید،
به امید پیروزی ایران و ایرانی V
Tuesday, January 5, 2010
دوشنبه 14دی2568
سلام
دوشنبه 14 دی ماه 1388 4 ژانویه 2010 میلادی
امروز درمورد 6 موضوع صحبت می کنیم.
ادامه اعتصابات واعتراضات دانشجویان و اساتید دانشگاهها
دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد در بیانیه ای بلایی که سرشان آورده اند و اوباشی که حمله کرده اند و دستگیری بیش از 200 نفر را شرح داده اند و تهدید کرده اند که مبارزه اشان را ادامه می دهند تا عاملین این حملات بخصوص رئیس دانشگاه استعفا بدهد و مسیری را ترسیم کرده اند که مسیر مبارزاتی این بچه ها است.
همینطوردانشگاه امیر کبیر در تهران برای دومین روز درروزگذشته اعتصابشان را ادامه دادند وامتحانات را برگزار نکردند. دانشجویان دانشگاه مشهد هم اعتصاب غذا کرده اند وبه دنبال خشونتی که دردانشگاه مشهد، دانشگاه سجاد و دانشگاه فردوسی شده اعتراض خودشان را ادامه داده اند.
نکته ای که می خواستم بگویم این است که همانطورکه پیش بینی می شد وقتی دانشجویان به سمت اعتصاب حرکت می کنند واکنش مقامات روشن بود. همانطورکه معاون وزارت علوم واکنش نشان داده، تهدید به صفردادن، تنبیه انضباطی وحتی تهدیدهای بزرگتر، که این آقای معاون وزیرعلوم چون با اطلاعات و کودتا چی ها وسرکوبگران سرّ وسر دارد تهدید به زندان و اینهاهم لابد کرده.
اما نکته ای که می خواستم بگویم این است که بازهم تاکید من براین است که رمزموفقیت درحرکت اعتصابی واعتراضی دانشجویان، اتحاد است. هرچه بیشترهمه دانشگاهها باهم متحد بشوند، همه دانشجویان باهم متحد بشوند، این قبیل تهدیدها کم اثرترمی شوند. من یادم هست که هم در سال 52 وهم سال 53 دردوره ای که من دردانشگاه صنعتی شریف درس می خواندم، اتحاد دانشجویان باعث شد که امتحانات را ندادند، کلاسها را تعطیل کردند و آخرسردانشگاه ناچارشد که ترم را منحل بکند. البته بچه هایی که سال بالاتر بودند چون داشتند فارغ التحصیل می شدند، جداگانه امتحانشان را دادند. بچه ها هم مخالفتی نداشتند ولی اتحاد همه دانشگاه باهم باعث شد که حرف دانشجویان پیش رفت. آن موقع هم اعتراض ما به دستگیری دوستانمان بود که به طرزگسترده ای انجام شد.
یک سوال راهم پاسخ بدهم. دانشجویان دانشگاه آزاد ازمن پرسیده اند که ما چون پول می دهیم اعتصاب دراین ترم که اخرش هستیم ممکن است منجرشود به این که ترم ازبین برود، آیا این امکان را داریم که ترم بعد اعتصاب را شروع کنیم؟ قبلاهم عرض کرده ام که من درصحنه و درمیان شما نیستم. تصمیم گیری با خودتان است در انجام آنچه که کشش دارد برای اینکه دانشجویان بهتان بپیوندند ولی حداقل کاراین است که ادامه مبارزه وادامه کاری که می کنید ازاین ترم به ترم بعد هم باید سرایت بکند وحداقل اش این است که درانتخاب واحد باهراستادی که با کودتا چی هاهست نباید کلاس گرفته بشود و روشن این اعتراض را نشان بدهید. ضمن اینکه اعتصاب از دانشگاهها نقطه شروع مهمی برای تمام کشور است.
درراستای حرکات دانشجویی این راهم عرض کنم که اساتید دانشکده فنی دانشگاه تهران هم نامه اعتراضی را خطاب به رهبری نوشته اند. نکات بسیار مهمی را مطرح کرده اند واصل حرف شان هم این است که حمله آدمهای اوباش به دانشگاهها، به خوابگاه دانشجویان وبه صحن مقدس دانشگاه محکوم است وخواهان خروج نیروهای نظامی وانتظامی از دانشگاهها وخواهان محاکمه و شناسایی اوباشی که به دانشگاه حمله کرده اند شده اند. امری که به نظرمن بسیارمهم است این است که بلافاصله بچه های دانشگاه تهران بخصوص دانشکده فنی باید ازاساتیدشان حمایت کنند و اتحاد استاد ودانشجو می تواند بسیارکارساز باشد.
روشهای آمادگی برای ورود به فازنهایی جنبش
در زرند کرمان هم سه نفرازفعالین دستگیرشده اند. ازسبزوار عکس شعارنویسی روی دیوارفرستاده اند. عکسهای شعارنویسی از خیلی جاها آمده. نکته ای که می خواهم بگویم همان مطلبی است که قبلا هم راجع به آن صحبت کردیم: جنبش وارد فازی شده است که می شود اسمش را "آمادگی برای مراحل نهایی جنبش" گذاشت. دراین فاز تمام تهدیدهایی که حکومت این روزها می کند - مثلا بعضی ها را محارب اعلام می کنند، می گویند که کسانی را ازروی عکس شناسایی کرده ایم ومی رویم می گیریمشان – برای این است که هرچه زودترگردمرگ و ترس و وحشت درجامعه پخش بکنند وبرای ما مهم این است که این فازرا پشت سربگذاریم. ما باید امید وحرکت را به جامعه تزریق بکنیم.
بنابراین کارهایی مانند توسعه شعارنویسی روی دیوارها، توسعه شعارنویسی روی اسکناس ها، تحریم کالاهای چینی برای اینکه خودروهای سرکوبگر فروخته است، تحریم کالاهایی که رادیو تلوزیون تبلیغ می کند، تحریم کالاهایی که سپاه تولید می کند درشرکتهایی که سپاه دست دارد، تظاهرات پراکنده، الله اکبرگفتن، درخیابان صحبت کردن با مامورهایی که جو رعب و وحشت ایجاد می کنند، گاهی به آنها گل دادن، گاهی شناسایی شان کردن و اگراهل محلشان هستیم دم خانه شان رفتن، فشارروانی روی انها آوردن و به دنبال حرکت دانشجوها رفتن ما را آماده می کند که وارد اصل کارمان شویم که آماده شدن برای دهه فجراست که وارد فازاعتصابات بزرگ شویم. دراین صورت ما آماده ایم که در22 بهمن و چهلم شهدای عاشورامان بتوانیم یک حرکت میلیونی بزرگ بکنیم. وقتی که این فازرا پشت سربگذاریم به سرازیری می رسیم و فروپاشی این آقایان بسیار بسیار در دسترس قرار می گیرد.
پیش بینی های مفسران خارجی از فروپاشی رژیم ایران در سال 2010
روزنامه "ورلدز دیلی" از بولتن "جی تو" که یک بولتن محرمانه است که فقط با عضویت برای کسانی می رود، نقل کرده که سرویس اطلاعاتی انگلیس(ام آی سیکس) در گزارشی که به نخست وزیر بریتانیا داده پیش بینی کرده که سال 2010 سال تغییررژیم در ایران است و تغییرات بزرگی در ایران اتفاق خواهد افتاد. همین طورآقای" مارتین شرام" مفسر معروف و بزرگ سیاسی در مقاله ای که دریکی از نشریات هاروارد نوشته است یک پیش بینی را انجام داده، که به دلیل پیشینه این مفسر سیاسی که هم سقوط شوروی و هم سقوط دیوار برلین را پیش بینی کرده بوده است این روزها حرفهایش درمحافل سیاسی اهمیت پیدا کرده است، چرا که آقای" مارتین شرام" هم پیش بینی کرده که رژیم ایران در سال 2010 سقوط می کند.
رکوددرکارخانجات لوازم خانگی
رکود درکارخانجات لوزام خانگی و کاهش تولید آنها به طور متوسط به یک سوم ظرفیت است واین مشکلی است که تمام کارخانجات لوازم خانگی در تامین حقوق شان پیدا کرده اند و خیلی ها هشدارداده اند که به زودی اینها امکان پرداخت ندارند. می بینم که به دنبال صنایع نساجی، صنایع لوازم خانگی وهمینطوربسیاری صنایع دیگر با بی لیاقتی حکومت مشکل دارند.
مهم ترازآن حضوربزرگ جنبش مردم است که کشوررا دارد می برد به سمتی که کودتاچی ها فلج بشوند و به سرنوشت نهایی شان نزدیک بشوند.
فعالیت مجدد زندان 56 سپاه در پادگان عشرت آباد
اخباری را دریافت کرده ایم که زندان 56 سپاه که در پادگان عشرت آباد در تهران قراردارد مجددا فعال شده است. به نظرمی رسد که آقایان زندان کم آورده اند. این همان زندانی است که یک بار با اعتراض اتحادیه اروپا که این زندان ندیده و نشناخته است تعطیل اش کرده بودند وصحبت ازاین است که ممکن است کهریزک ثانی باشد.
بیانیه تعدادی از روشنفکران دینی
بیانیه خوبی پنج تن ازروشنفکران دینی منتشرکرده اند.این کار خوبی است که به بقیه گروهها هم می توان توصیه کرد. همفکرانی که دورهم جمع بشوند واطلاعیه هایی را بدهند. همانطورکه این روشنفکران هم به نوعی خواسته هایی را گذاشته اند که لازمه اش تغییرقانون اساسی کشور است، دیگران هم وقتی هرکدام تبدیل بشوند به یک حلقه سبز از زنجیر بزرگ دموکراسی خواهی ملت ایران – زنجیر بزرگ سبزی که ایرانیان دست به دست هم درسراسر دنیا تشکیل داده اند – اتحاد را در سمت جنبش تقویت می کند و جالب است که درآن طرف تفرقه درسمت حکومت شدت گرفته است.
خبری داریم ازسنندج که بخشی ازاعضای سپاه استعفا داده اند وریزش کرده اند به عنوان اعتراض وناراحتی ازجنایاتی که سپاه کرده وخبردیگرهم این که هم آقای باهنروهم آقای ابوترابی اعتراض کرده اند به این تند روی ها و کارهایی که دوروبری های آقای احمدی نژاد وباند کودتاچی که سرش درسپاه است این روزها کرده اند وخشونت ها وآدم کشی هایی که این روزها می کنند. جهت عمومی خوشبختانه درسمت جنبش اتحاد ودست به دست دادن حلقه های سبز جنبش به هم است ودرسمت حکومت تفرقه و اختلاف است.
تا فردا شاد و پیروز و موفق و سرافراز باشید.
به امید پیروزی ایران و ایرانی.
--