Saturday, November 14, 2009

پنجشنبه 21 آبان 2568

سلام

5 شنبه 21 آبان 88، 12 نوامبر 2009 میلادی

راجع به 5 موضوع صحبت می کنیم.

موضوع اول: دیگر یقینی شده است و اسنادش هم بیرون آمده که برای روز 13 آبان آقایان نوابغی که برای مقابله با مردم برنامه ریزی کردند، مجموعا به 35000 نفر، نفری 400000 تومان یعنی 14 میلیارد تومان پول دادند، این منهای پولی ست که برای بازداشت هر نفر داده اند. که لااقل 250 هزار تومان بوده است. طبق اخباری که داریم تحلیل این آقایان این است که با استخدام مزدور و زد و خورد و خشونت کردن، مردم را وادار به خشونت متقابل می کنند و بعد در واقع برای سرکوب بیشتر انگیزه پیدا می شود و وقتی کار سخت تر بشود و خشونت بیشتر مردم کمتر به خیابان می آیند و وقتی که مردم را وادار به خشونت متقابل می کنند، در دنیا هم می توانند چهره جنبش را خدشه دار کنند.
به هرحال راجع به این موضوع در مبحث 16 آذر بیشتر صحبت خواهیم کرد. به نظر من تجربه 13 آبان دو چیز را به روشنی به ما نشان داد:
نکته اول: کودتاچی ها برای برخورد ناچارند که مزدور استخدام کنند و واحد هایی مثل بسیج که دیگر کارآمدی ندارد، و در واقع ریزش کرده و از بین رفته، سپاهی ها امکان اینکه نیروهای حرفه ای کادر خودشان را بیاورند، ندارند ( چون آن جا هم مشکل دارند) دست به همچین روش هایی زدند که هم پشت پرده دست نامرئی سپاه باشد و هم به این ترتیب بتوانند خشونت ورزی بکنند.
نکته دوم: که به ما هم نشان می دهد که ضمن اینکه باید همچنان دیسیپلین مبارزات بی خشونت را کماکان رعایت کنیم، وظیفه مان دشوارتر و سخت تر می شود، ما باید روش هایی را پیدا کنیم که بتوانیم از خودمان دفاع بکنیم. باید روش هایی را داشته باشیم که بتوانیم از زخمی شدن و دستگیر شدن جلوگیری کنیم، که طی امروز و روزهای آینده در مبحث 16 آذر بیشتر راجع به آن صحبت می کنیم. ضمن اینکه دیسیپلین مبارزات بی خشونت را بتوانیم حفظ کنیم.

موضوع دوم: بحثی که از سه چهار روز پیش شروع کردیم، اگر یادتان باشد در پاسخ این سوال که آیا می توانیم در محرم ( تاسوعا و عاشورا) به سراغ آکسیون نهایی برویم یا نه؟ صحبت کردیم. اگر بخواهیم این کار را بکنیم باید جلوتر مطمئن باشیم یک سری کارها انجام شده، و بعد سراغ چنین کاری برویم اگر نه بلای میدان تیانمین سرمان می آید. در سمت جنبش؛ باید رشد کیفی، رشد جغرافیایی و رشد در طبقات جدید و گروه های جدید اجتماعی داشته باشیم و در سمت حکومت و سپاه با تمرکز روی سپاه باید مشروعیت زدایی دینی، اخلاقی و مشروعیت زدایی سیاسی و مالی انجام بشود.
شکاف و فرسایش باید انجام بشود که در این مورد صحبت کردیم که باید بتوانیم به یک سپاهی نشان بدهیم که اگر شرافت و حیثیتی دارد نباید با قاتلان همکاری بکند و پیشینه زندگی اش را خراب بکند، نام نیکش را خراب بکند و مهم تر از آن باید در مسیر زندگی اش و برنامه زندگی اش به طور عملی ما روش هایی را بوجود بیاوریم که امکان جدا شدن از حکومت و پیوستنش به ملت باشد. نکته بعدی فلج سازی که در این مورد تمرکز اصلی ما باید روی سازمان های مالی سپاه باشد چرا که همین سازمان ها پول بدست می آوردند و 14 میلیارد یا بیشتر هزینه می کنند که مردم را کتک بزنند. بنابراین تحریم کالاهای سپاه که قبلا هم صحبت کردیم یکی از موضوعات جدی ماست. عدم همکاری با شرکت های وابسته و افشا کردن آن ها. برای یک نمونه من در مورد بانک پاسارگاد گفتم که چگونه از داخل بیت ارتباط دارند و یا موسسه امام علی یا صندوق مهر یا صندوق تعاون سپاه یا قرض الحسنه خاتم الانبیا یا قرارگاه حر و چگونه از این جا ها داخل سیستم اقتصادی کشور می روند و تمرکز ما باید روی مسئله مالی سپاه باشد. که هم بدنه معمولی سپاه را بدنه ای که با فقر دارد زندگی می کند بتوانیم بهش نشان بدهیم که یک عده فرمانده رانت خور چگونه با آبروی همه بازی می کنند که تحرک آن ها را پایین بیاوریم. اگر همه این کار ها را ( که هر کدامش دستورالعمل هایی را می خواهد که خیلی کار داریم تا بهش برسیم)، درست انجام بدهیم آنوقت برای اینکه برسیم به آن آمادگی که مطمئن باشیم که اگر در خیابان می نشینیم بخشی از سپاه به ما می پیوندد، یا کار نمی کند یا در دفاع از مردم علیه بخش دیگر حرکت کرده، به این ترتیب است که آن آکسیون نهایی تحقق پیدا می کند. و گرنه همان طور که قبلا صحبت کردیم در خصوص سازمانی که فعلا ولو یک تعداد کودتاچی معدود اما خشن و خونریزی در راسش نشسته اند و می تواند به 35هزار نفر پول بدهد که مردم را بزنند، بکشند و یا دستگیر بکنند، رفتن به سوی آن آکسیون هنوز زود است.
این را هم عرض بکنم که از این به بعد ما باید بتوانیم که در آن دستورالعملی که قبلا هم صحبت کردیم و من در روزهای آینده یک بار دیگر مرورش خواهم کرد، که یکی از بهترین جاهایی که ما می توانیم فشار بیاوریم روی سپاه، تظاهراتی که داریم ( چه پراکنده، چه بزرگ) شعارهایی ست که می دهیم.
دیدم این شعار "سپاه جنایت می کند، رهبر حمایت می کند" داده شد، متقابلا باید شعارهایی که وجدان این ها را جلب بکند مثل " برادر سپاهی چرا برادر کشی" چرا هموطنت را می کشی، این ها از این به بعد باید جزء لاینفک تظاهرات ما بشود، شعارهایی در این زمینه که از یک طرف انگشت سرزنش و اتهام را روی سپاه بگذارد که تو جنایت می کنی و از طرف دیگر از آن ها دعوت کند که بیایید و به ملت بپیوندید. در واقع مهمترین راه فشار روی هر سازمان نظامی برای اینکه به ملت بپیوندد فشار خود ملت است که دعوتشان بکند که به ملت بپیوندند، به مردم کوچه و بازار که جانشان را کف دستشان گذاشته اند، بپیوندند. این در همه دنیا بالاترین تاثیر را روی سازمان های نظامی که آلت دست یک عده فرماندهان خونریز و فاسد مثل این هایی که الان کودتا کردند، داشته است.

موضوع سوم: آقای احمدی نژاد که قبلا گفتیم دو نامه به آقای خامنه ای نوشته و سعی کرده بود خودش را از جریان کنار بکشد و از آقای جعفری فرمانده سپاه فحش خورده بود، در جاهای مختلف صحبت کرده در ادامه آن نامه ها و صحبت از اینکه او کاره ای نیست و این جنایت ها را دیگران می کنند به هوای اینکه تن خودش را کنار بکشد. دائما هم می خواهد بگوید که یک کسانی می خواهند دولت را ساقط کنند و اختلافاتی که در حکومت هست را بهانه بکند برای ناکارآمدی دولتش چنانکه الان در ماجرای حذف یارانه ها که در مجلس هم صحبت شده همه دارند سعی می کنند که به گردن آقای خامنه ای بیندازند. این از موضوعاتی است که شکاف را در کل دولت کودتا نشان می دهد و ما باید که دنبال بکنیم.

موضوع چهارم: اعتراضاتی که در دانشکده عمران دانشگاه خواجه نصیر و اعتراض شبانه دانشجویان دانشگاه صنعتی بود که در آمادگی برای 16 آذر است.

موضوع پنجم: بحث 16 آذر است که شعار نویسی در کوی در مورد 16 آذر و دعوت به 16 آذر شروع شده است. 16 آذر روزیست که ما باید بتوانیم در تمام دانشگاه های دولتی و آزاد کشور مراسم داشته باشیم و از مردم دعوت کنیم در هر شهری به دانشگاه ها بیایند. چون از ساعت 2-3 بعد از ظهر به بعد مراسم را می گیریم باید برنامه ریزی کنیم که مدارس و دبیرستان ها یا در مدرسه خودشان یا به دانشگاه ها بروند و این روز را بزرگ بدارند. بحث هایی که روز های دیگر راجع به 16 آذر می پردازیم.

تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید
به امید پیروزی ایران و ایرانی

چهارشنبه 20 آبان 2568

سلام ،

20 آبان 88، 11 نوامبر 2009 میلادی

امروز درباره 5 موضوع صحبت می کنیم.

موضوع اول دو خبر است . یکی تجمع خانواده های زندانیان سیاسی در سنندج و اعتراض به حکم اعدام احسان فتاحیان است ، که به نظر می رسد که ممکن است متوقف شود. امید همه ما این است که این فعالیت ها مثمرثمر باشد و بشود از اعدام احسان فتاحیان جلوگیری کرد.

همین طور دستگیری بچه های سندیکای هفت تپه ، که با سوابقی که نیشکر هفت تپه در خوزستان داشته است، مبارزات کارگرها برای گرفتن دستمزد و حقوق معوقه شان کماکان ادامه دارد.

به هرحال این را عرض می کنم که هم برای بچه های خوزستان و هم برای بچه های کردستان که بچه های سبز تا آنجا که می توانند به هر دو آکسیون باید کمک کنند.

نکته دوم سوالی است که یکی از دوستان برای من فرستاده و از من خواسته در این برنامه های ده دقیقه ای درباره اهداف کلی حرکت مردم ، فرق بین اختلاف و جنبش اصلاحی و آینده کشور ، مقایسه با انقلاب 57 و از این قبیل موارد صحبت بکنم.

فقط باید عذرخواهی کنم از این دوست مان، بگویم این برنامه ها فقط در خدمت این است که ما چگونه دولت کودتایی را پایین بیاوریم و چگونه حرکت کنیم که حداقل خسارت را داشته باشیم. روزانه شاید بیش از دو هزار ای-میل برای من می رسد که باید آن را جمع بندی بکنم و ارزیابی کنیم و به خود دوستان برگردانیم و از این قبیل کار ها.

طبیعی است که آن مباحث هم مباحث مهمی است که متفکرین سیاسی باید در مقالات و دیگر مجال ها به آن ها برسانند من هم اگر بضاعتی داشته باشم در مصاحبه های مطبوعاتی ، برنامه های مفصل تر تلویزیونی و مقالات به آن ها می پردازم.

نکته سوم، سوالی است در ای- میلی از من پرسیده اند و به یاد من آورده فتح خرمشهر را که من ،نه به عنوان جنگجو، چون مشکلات چشم داشتم و آدم رزمی نبودم ولی به عنوان فیلم مستند رفته بودم و در جریان فتح خرمشهر بودم و بار ها در جبهه ها سعی می کردم سر بزنگاه ها باشم و مسوولیت ام را رها می کردم و می رفتم.

اگر کمک مختصری از من بر می آمد یا کمک های مهندسی که کارخانجات می کردند. دوستی به یاد من آورده که من عذرخواهی هم می کنم یادم نیامد. اما با نشانی هایی که می دهد حتما کسی بوده که در جریان فتح خرمشهر حضور داشته و یادآوری آن واقعیت های تاریخی سوالی را پیش پای من گذاشته که چرا من این طور الان به سپاه حمله می کنم. و این طور خدای ناکرده نادیده می گیرم فداکاری های سپاه را.

درپاسخ این دوست عزیزم که امیدوارم ای-میل دیگری بزند و کمی بیشتر نشانی بدهد که من به یاد بیارم که دقیقا کدام دوست هست و سایر کسانی که این سوال را دارند این را عرض کنم، که من در ابتدا عرض کردم سپاه یک دوره ای فداکاری زیادی برای این کشور کرد و شهدای زیادی برای این آب و خاک داده و از آبرو و شرف و جان و ناموس مردم این کشور همراه با ارتش دفاع کرده و آن دوره را اسم اش را گذاشته ام «سپاه شهید».

ولی سپاه متاسفانه در دهه دوم انقلاب یواش یواش دلال شد و وارد کاسبی های مختلف شد. الان سپاه قاتل شده است. همه کارهایی که سپاه در آن موقع کرده برای دفاع از این ملت بوده است. این که الان رو در روی ملت بعضی ها ایستاده اند و سپاه را هم به رویارویی با ملت کشانده اند نقض قرض و اهدافی است که داشته و بیش از همه پایمل کردن خون همان شهدایی است که این دوست ما به یاد من هم آورده است .

بنابراین اگر ما حرفی داریم و دعوایی داریم این است که نیروی مسلحی مثل سپاه حق ندارد وارد فعالیت های اقتصادی و سیاسی شود و مهم تر از ان حق ندارد رو در روی زن و بچه و پیر و برزگ بیاستد و یک ملت از دست اش به عذاب باشند. آدم بکشد و شکنجه بکند، زندان بکند و دست اش را در همه جای کشور باز کند. سپاه یک وظیفه دارد و آن هم این است که از این آب و خاک و این ملت دفاع کند .

این را از این جهت عرض می کنم که بحث هایی که ما می کنیم در واقع به یک معنی دفاع از حریم آن سپاهی است که روزی بچه هایی ازش، جان شان را کف دست شان گذاشتند و خرمشهر را دوش به دوش ارتش جنگیدند و آزاد کردند و شهید دادند و الان یک عده سردار رانت خوار ، آدمکش و وابسته به اجنبی مثل روس ها دارند خون همان بچه ها را پایمال می کنند.

اما نکته چهارمی که می خواستم بگویم اتمام همان بحثی است که قبلا داشتم که وقتی می توانیم به سراغ آکسیون نهایی برویم که این سازمان سپاه یا حداقل آن بخشی از سپاه که رو در روی ملت ایستاده است و این طور تبدیل به این سازمان سرکوب گر شده است یا مضمحل شده باشد یا آن قدر ضعیف شده باشد که نمی تواند مردم را در خیابان بکشد و سرکوب کند و گفتیم برای آن که این کار را بکنیم باید مشروعیت زدایی بکنیم، و نشان دهیم به لحاظ دینی ، اخلاقی و سیاسی حق ندارد چنین کاری را انجام دهد به لحاظ مالی هم مشروعیت ندارد که دست اش را همه جا دراز کند.

در بخش مشروعیت مالی به خصوص من این را بگویم که متاسفانه در این مدتی که کار کردم و هنوز هم دارم کار می کنم که آمار دقیقی به دست بیاورم . کاملا متوجه شده ام که آنچه که سپاه در حوزه مالی کرده و با دخالت بیت رهبری هم بوده و زیر نظر مستقیم آقای خامنه ای بوده و مثال های زیادی وجود دارد .

امروز هم در خبر ها بود که یک پروژه 2.5 میلیارد دلاری را قرارگاه خاتم الانبا از وزارت راه گرفته است و ، مخابرات را چند روز پیش به صورت قطعی به اختیار در آورد و من عنوان مشتی نمونه خروار می گویم وقتی به موسسه اسلامی امام خمینی نگاه می کردم که رییس هیئت مدیره اش آقای اصغر حجازی نفر نزدیک به آقای خامنه ای و مسوول اطلاعات ایشان هست. موسس اش شخص آقای خامنه ای بوده است و می بینم این موسسه به مدیر عاملی شخصی به نام سید مهدی موسوی مالک اصلی بانک پاسارگاد است و از بانک های مختلف دست انداخته اند از بانک سرمایه ، اقتصاد نوین ، پارسیان و و ده ها شرکت دیگر و چگونه اعتبارات و وام ها جا به جا می شود و با سپاهی ها ، مثل آقای صادق محصولی که همه می شناسیمش یک قلم چهارصد میلیارد تومان گرفته و اصلا پس نداده است و بیست تا سی نفر دیگر هم هستند که بعضی از آنها در رده های بالای سپاه قرار دارند.

این یک قلم را شما بگیرید. این اختاپوس و سرطانی که در اقتصاد کشور رفته از این مثال ها بسیار وجود دارد. ما باید این ها را به تدریج افشا کنیم و آن بچه های پایین و زحمت کش سپاه را و آن فرماندهان با شرفی را که حاضر نیستند این کار را بکنند را از شان دعوت بکنیم برای دفاع از ملت و ابروی خودشان به ملت بپیوندند و در برابر رانت خور ها بایستند.

نکته آخری که می خواستم بگویم مسئله 16 آذر است شلوغی که دیروز در دانشگاه خواجه نصیر بود و اعتراضی که بچه ها کردند و شعار های سبزی که دادند و داریم آمده می شویم برای 16 آذر در سرار دانشگاه های آزاد و سراسری و دبیرستان باید بتوانیم مردم را به صحنه بیاوریم که به دانشگاه ها بپیوندند .

ادامه بحث شانزدهم آذر و مسایل سپاه را می گذارم برای فردا.

شاد و پیروز و موفق باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی

Wednesday, November 11, 2009

سه شنبه 19 آبان 2568

سلام، سه شنبه ۱۹ آبان ۱۳۸۸

10 نوامبر 2009 میلادی

راجع به چهار موضوع صحبت می کنیم:

صحبت های آقای موسوی

موضوع اول اینکه اقای مهندس موسوی مصاحبه مفصلی با سایت جماران کرده و مسائل مختلفی رو مطرح کرده که توصیه میکنم حتما نگاهی بکنید و بخوانید برای اینکه از دیدگاه های مختلف و زوایای مختلف مسائل رو ایشون حلاجی کرده و نگاه کرده و شکافته ولی من روی یکی از نکات ایشون فقط میخواهم تاکید بکنم

و اون اینکه به درستی ایشون انگتشت گذاشته بر اینکه دخالت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مسائل مالی کشور، درپروژه های بزرگ کشوراین مسیری است که فاجعه درش به وجود می اید، فساد به وجود می اید و تاکید هم کرده که این چیزی هم نبود که اقای خمینی رضایت داشته باشه به اون و اقای خمینی تا زنده بود اجازه چنین کاری رو نمی داد. به هر حال به نظرم این نکته ای که اقای مهندس موسوی دست گذاشته باید قابل توجه اون بخشی از سپاه باشه که از الودگی جمعی سردار رانت خور و سودجو دارن صدمه میبینن و ابرویی که از سپاه رفته به دست عدهای خاص تمام سپاهی هارو بد نام کرده و با تاکید اقای مهندس موسوی به درستی این خلاف مشیی است که سپاه از زمان تاسیسش و حد اقل در زمان اقای خمینی داشته است.

اعدام احسان فتاحیان

نکته دومی که می خواستم بگم مساله اعدام احسان فتاحیان در سنندج هست که اعلام شده روز چهارشنبه ممکن است که این جوان مبارز رو اعدام بکنند. به جرم محارب بودن و یا هر چیز دیگه ای که بخوان بگن به هر حال فرقی نمیکنه اعدام اعدامه و محکومه و به هر دلیل و بهانه ای هیچ کس رو نباید اعدام کرد به خصوص اینکه حکومت جمهوری اسلامی وقتی که به اقلیت های دینی و قومی و نژادی مملکت ما میرسه به شدت خشن میشه.

هر رفتاری رو که ممکن است احیانا در تهران و اصفهان و شیراز و مشهد با شهروندان این کشور داشته باشه وقتی که به اذربایجان یا کردستان یا بلوچستان یا بخش هایی از خوزستان نزد هموطنان عرب ما میرسه چند برابر خشن تر، وحشی تر و سختگیر تر میشه. وظیفه همه ماست که اعدام رو محکوم کنیم و وظیفه همه ماست که پشتیبانی بکنیم از هموطنانمون چرا که همه ما الان در یک مبارزه ملی و میهنی با کودتاچیان سرکوبگری درگیر هستیم که خشونتشون حدی نداره و این خشونت رو نسبت به اقلیت های قومی، نژادی و دینی ما چند برابر اعمال میکنند

و من باز هم میخوام تاکید بکنم که تمام ما در ایرانی بودن مشترکیم و دوستان ما در مناطقی مثل کردستان یا اذربایجان یا خوزستان یا بلوچستان و امثالهم ما هم باید به کمکشون بریم، دفاع کنیم از حقوقشون و اونها هم باید این رو توجه داشته باشن که احقاق حقشون فقط از طریق مشارکت در این حرکت ملی ممکنه و به پیروزی رسیدن جنبش سبز که بتواند کودتاچیارو به پایین بیاره و در کشور دموکراسی رو جایگزین بکنه، ازادی رو جایگزین بکنه چون تنها در اون مسیره که میتوان ازادی هارو در مناطق مختلف ایران توسعه داد و حاکمیت ملی رو برد به کوچکترین نواحی کشور و نهادهای انتخابی رو در همه جا مستقر کرد.

تولد دوباره جنبش دانش آموزی

اما نکته سومی که میخواستم بگم این تظاهرات سیزده ابان امواجی که از ایران در خیابانهای تهران و سایرشهرهای دیگر ایران به حرکت در امد ، در دانشگاه ها به حرکت در امد، در مدارس به حرکت در امد به قول یه کسی نوشته بود که سیزده ابان اسال رو باید نقطه تولد جنبش دانش اموزی ایران هم نامید چرا که در بسیاری از مدارس شعارهای جنبش سبز داده شد و حرکت دانش اموزها اغاز شد، این امواجی که از همه جای ایران حرکت کرد کماکان دردنیا داره تاثیر خودشو میگذاره تازه به بعضی از بخش های سیاسی و مطبوعاتی دنیا رسیده و تاثیر خودش رو داره میگذاره. هم دنیارو متحیر کرده از اینکه جنبشی به این بزرگی با همه این سرکوبها چگونه مقاومت میکنه و روز به روز هم قوی تر و نیرومندتر میشه و در زبان های دیپلماتیک در این چند روزه من بارها دیدهام که مطرح میکنند که تازه فهمیدیم که این جنبش سرکوب شدنی نیست و عمق جامعه ایران چگونه حرکت کرده، پتانسیل های درون جامعه چه جوری نارضایتیش رو ابراز کرده و اشکار شده و هم اینکه شعارهایی که در سیزده ابان داده شد داره تاثیرش رو در دنیا میگذاره. این سیاست مستقل ملی جنبش که شعار نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی رو داده مورد بحث قرار گرفته و خیلی از مطبوعات و محافل سیاسی و اون شعار اوباما یا با اونا یا با ما تاثیرشو در امریکا حداقل گذاشته و اقای اوباما زیر فشار مخالفینش قرار گرفته. امروز اقای مک کین سناتور جمهوری خواه که رقیب انتخاباتی اقای اوباما هم بود در یک انتقاد تند از اقای اوباما مطرح کرد در مصاحبه با سی ان ان که وقتی که مردم ایران در خیابونها میگویند یا با اونا یا با ما اقای اوباما باید که سمت مردم ایران رو انتخاب بکنه و تعبیر زیبایی که ایشون به کار برد این بود که ما باید در سمت پیروز تاریخ بایستیم. وقتی ندا در خیابانهای تهران کشته شد جلوی دوربینهای تلویزیونی اقای مک کین گفت که این شروع پایانی است که تاریخ رو نشون میده و ما باید در سمت تاریخ بایستیم. به هر حال انچه که مردم ما حرکت کردند تاثیراتش رو دائما در محافل سیاسی دنیا میگذارد که من بحث مفصلش رو میگذارم احتمالا برای برنامه های صدای امریکا، به خصوص اینکه با این فشارها اقای اوباما حرفهایی رو زده که باز هم به نظر من نا کافیه وبیش از اینها باید به انچه که ملت ایران بابتش مبارزه میکنه احترام بگذارند و وقتی که دنیا کلاهشو به احترام برداشته تمام سیاستمدارها باید چنین کاری رو انجام بدن از جمله رئیس جمهوری امریکا.

آمادگی برای آکسیون نهایی

اما نکته اخری که میخواستم صحبت بکنم مساله ادامه بحث دیروزمونه و اون اینکه وقتی که تصمیم بگیریم به سراغ اکسیون نهایی بریم در سمت جنبش صحبت کردیم چگونه باید رشد بکنیم، چه چیزهایی رو بایدانجام بدیم تا بگیم امادگی داریم و در سمت مخالف در سمت سپاه اون یرداران رانت خور و خونریزی که حاکمین چگونه باید مشروعیت زدایی بکنیم، شکاف و فرسایش بدیم و فلج سازی بکنیم.

اما در بخش مشروعیت زدایی، مشروعت زدایی از انواع اخلاقی و دینی، مشروعیت زدایی سیاسی و مشروعیت زدایی مالی. باید نشون بدیم این کسانی که دست در خون مردم کردن و سپاه رو اینطور در کنترل گرفتن و دارن با یک ملت مقابله میکنن اینها هیچ پایه دینی ای ندارند و جنایات و تجاوزاتی که کردند هیچ پایه اخلاقی هم ندارد

. به لحاظ سیاسی هم این ادم ها در واقع انتخابات قانونی کشور رو سرکوب کردند و تمام ساختار خود فعلی فعلی جمهوری اسلامی رو هم زیر سوال بردند و در واقع با تمام تعاریف رایج دنیا وقتی اسلحه رو وارد مناقشات سیاسی کردند یک کودتای نظامی کردند و این کارشون هیچ مشروعیت سیاسی ای براشون نمیاره.

بحث مالی سپاه

و نکته اخری بحث مالیه، بحث مالی اونجاییه که هم بدنه اصلی سپاه رو که محرومند از این پول و بخور بخوری که چندتا سردار در اون راس کردن در واقع بدنام کرده، هم پیشینه کسانی رو که شهید شدند در این سپاه در راه این مملکت بدنام کرده و هم اینکه اقتصاد مملکت رو فلج کرده و صحبت از میلیاردها میلیارد تومان و دلاری است که اینها حیف و میل کردند. توان اقتصادی کشور رو پایین بردن که من حالا به تدریج در روزهای بعد به این خواهم پرداخت، هم بحث مخابرات و هم مسائلی مثل بانک پاسارگاد که در بیت رهبری یک سرش هست و چگونه مثل اختلپوس از طریق این بانک به همه جا دست انداختند. به هر حال سوالاتی هم شده راجع به اینکه چرا سپاه ناگزیره که پهن بشه و مدیریت های مختلف رو دست بندازه که میماند یرای بحث فردامون.

تا فردا شادو پیروز و موفق و سرافراز باشید
به امید پیروزی ایران وایرانی

Monday, November 9, 2009

دوشنبه 18 آبان 2568

سلام دو شنبه 18 آبان 1388 و 9 نوامبر 2009 میلادی

راجع به چهار موضوع امروزصحبت میکنیم

فیلم آقای کروبی

آقای کروبی فیلمی را روی یوتیوب قرار داده اند در پنج دقیقه که هم شرح مختصری از 13 آبا ن و برخوردهایی که شده داده اند و هم دست تاکیدی گذاشته اند برروی سیاست دوگانه حکومت که از یک سو با آمریکا مشغول صحبت و نرد عشق باختن است و از سوی دیگر مردم را به همین بهانه سرکوب می کند و تهمت می زند و زندان می کند.به نظرم بحث آقای کروبی به لحاظ سیاسی بحث بسیارمهمی است و دوگانگی و ریاکاری حکومت رانشان میدهد که توصیه ام این است که هرکدام که می توانید این پیام آقای کروبی را نگاه بکنید و گوش بکنید

خرید مخابرات توسط سپاه

سپاه پاسداران معامله 1600میلیارد تومان برای 20 درصد سهام شرکت مخابرات را که خریده -اکثریت سهام مخابرات را خریده-امروز تسلیم بورس کرده است که اگر شورای بورس بپذیرد شرکت مخابرات ایران به تملک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درمی آید. این عدد که عدد بزرگی هم هست به نظرمی رسدکه درواقع از جیب دیگر دولت پرداخت می شود.

آنچنانکه قبلا گفته اند سپاه پول گرفته و از این طرف داده وتله کام ایران و در واقع شرکت مخابرات ایران را تصرف می کند.اگراین معامله قطعی بشود آنوقت ازآن به بعد یک وظیفه پیش روی همه ماقرار میگیرد.در این صورت مخابرات یران در سراسر ایران هرجاکه هست می شود نماینده سازمان سرکوبگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.لذا فرصت خوبی است که باروشهایی که بعدا راجع به آنها بحث خواهیم کرد آن را باید فلج سازی کنیم ونشان بدهیم که یک سازمان نظامی و امنیتی نمی تواند و نباید که مهم ترین سازمان مخابراتی کشور را بخرد آنهم با پول خود دولت وبعد با پولی که به دست می آورد مزدور استخدام کند ومردم رادرخیابان بزندودستگیر کند و شکنجه کند وبکشد.

این بی بندو باری مالی یک بعد دیگر هم داشت و آنهم این است که مجلس هم تصویب کرد که دولت بتواند ازحذف یارانه ها پول زیادی را که به دست می آورد هرجور بخواهد خرج کند.راجع به این فساد گسترده و سازمان یافته مالی در کشور که شاید در نوع خودش بی بندو بارترین و نادر ترین در دنیاباشد بازهم بعدا صحبت خواهیم کرد چرا که به نظرمن اصلی ترین انگیزه ای است که به خاطر آن کودتاچیان کودتا کردند وآدم می کشند تجاوز می کنند شکنجه می کنند و زندان می کنند .برای اینکه بتوانند به این حیف و میلی که در اقصی نقاط کشور می کنند ادامه بدهند و کسی هم از کارشان سردر نیاورد

صفارهرندی در دانشگاه گیلان

آقای صفارهرندی به دانشگاه گیلان رفته وبچه های دانشگاه گیلان حقش را کف دستش گذاشته اند آنچنان که قبلا در دانشگاه تهران و خواجه نصیرو علم و صنعت هم اینکار را کرده بودند و فکرمیکنم درادامه این مسیر نه فقط به آقای صفار هرندی بلکه به هرکسی که با کودتاچیان همکاری کند باید نشان داد که جایی در میان مردم ندارند و بخصوص به محیط آموزشی نمی توانند پا بگذارند.آنچنانکه بچه های دانشگاه تهران همان روز اول مهر برخوردی با آقای حداد عادل کردند که ایشان ناچارشد کلاسهایش را دیگر در دانشگاه تشکیل ندهد و در بنیاد دایره المعارف یواشکی کلاس بگذارد و دانشجویانش آنجا بروند.باید استادها و کسانی که پا به دانشگاه می گذارند و مدافع آدم کشها و کودتاچیان هستند بدانند که جایی در دانشگاه ندا رند

بررسی زمان مناسب برای آکسیون نهایی

نکته اخرادامه بحث دیروز راجع به آن سوال اساسی است که آیا امکان این را داریم که مثلا در تاسوعا و عاشورا بریم سراغ آکسیون نهایی و در خیابان بمانیم؟

بابت آن صحبت کردیم که این معادله 2سرداردکه یک سرآن جنبش سبز است و اگر چه جنبش سبز الان آن طفل تازه به دنیا آمده نیست که این خطر باشد که با یک هجوم ویک سرکوب از بین برود بلکه حداقل نوجوانی شده که به این راحتی قابل سرکوب نیست ولی توضیح دادیم که چطور باید رشد کیفی رشد جغرافیایی کند و در میان طبقات مردم و گروههای مختلف رشد کند تا تبدیل به یک جوان نیرومند و عضلانی بشود که بتواند ازخودش دفاع کند و بتواند با سرکوب ها و تهدید هایی که می شود مقابله کند

واما این بحث سوی دیگری دارد وآن وقتی است که ازحکومتی بخواهیم مشروعیت زدایی کنیم ایجاد اختلاف بکنیم و فرسایش اش بدهیم و بعد فلج سازی اش بکنیم .صحبت کردیم که در هسته سخت حکومت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرارگرفته بنابراین هر سه هدف ما باید به سپاه به عنوان اصلی ترین جای برخوردها متوجه و معطوف باشد.برای اینکه یک سازمان نظامی امنیتی مثل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وقتی به عرصه قدرت و سیاست پامی گذارد به دلیل اینکه احساس ناامنی میکند با اهدافی که فرماندهانش دارند اجباراً دست دراز میکند ارگانهای مختلف را می گیردو تصفیه می کند .

آنچنانکه قبلا درنیروی انتظامی وپلیس این کارراکرده و کسانی از سپاه را در فرماندهی سپاه گذاشته و داخلش را هم با"طرح تحول" تصفیه می کند.سروزارت اطلاعات هم همین بلا را آورده وهمین برخورد را داشته .همین کار را با دولت از 4 سال پیش کرده و مواضع کلیدی از دولت راگرفته با دستگاه تبلیغاتی و اقتصادی . به این ترتیب سازمانی مثل سپاه برای اینکه احساس امنیت کند دست دراز می کند دراقصی نقاط کشوروآنجاها سعی می کند که تصفیه کند و دراختیارخودش بگیرد

این کار اخیرا به شورای امنیت کشورو بیت رهبری هم کشیده شده تا حدی که عروس آقای خامنه ای (همسر مسعود) هم قهر کرده و رفته. این کشمکشها که سرمنشا ان از نیروی سپاه می آید سپاه را در معرض تهدید قرار میدهد واین مطلبی است که لاجرم به سرش می آید.

دومشکل پیدا میکند: از یک طرف وقتی سازمانهای مختلف را میگیرد مدیریت گسترده ای به وجود می اید که از سدسازی وکشتی سازی و تراکتور سازی و مخابرات درونش هست تا قاچاق مواد مخدر.از زندان و شکنجه و اطلاعا ت و سرکوب هست تا سیاست خارجی و نظامی گری وامثالهم. یک چنین سازمانی طبیعی است که حلقه های ضعیفی پیدا می کند ودر هر بخش توان مدیریتی کمی خواهد داشت که آن را آسیب پذیرمی کند.ما باید آن حلقه های ضعیف تررابشناسیم و بتوانیم به آنها حمله کنیم .

نکته دوم این که وقتی سازمانی اینگونه می شود فکر میکند اگر دستگاهی را بگیرد تصفیه کندودر کنترل خودش در بیاورد احساس امنیت خواهد کرد.غافل از اینکه تعدادی دشمن جدید برایش خلق می شود و در یک کشور به این روش نمی تواند تا به پایین همه را عوض کند.دائما به نظرش میرسد که در هرسازمانی دشمنهای جدید برایش به وجود می آید بنابراین هیچ گاه احساس امنیت نخواهد کرد واین درست

نکته دومی است که ماباید در مبارزات خودمان باسپاه دردستور کارمان قرار دهیم .نکته جالب این است که الان این روش سپاه حتی به داخل خودش هم رسیده یعنی کودتاچی هایی مثل طائب ونقدی وعزیزجعفری و دیگران حتی از داخل سپاه هم احساس امنیت نمی کنند.به همین دلیل بچه های قدیمی ترو باسابقه و محترم را دارند با پرداخت حتی تا دو برابر بازنشسته میکنند شاید که در داخل خودشان احساس امنیت ایجا د کنند.غافل از اینکه همان دو مشکلی که گفتم پیش می آید یعنی هم جایگزینی مدیریتی آنهاسخت است هم دشمنان جدید برایشان خلق می شود.

با این بحث کلی و نگرش کلان روی سازمانی به نام سپاه برویم ببینیم که این سه بخش مشروعیت زدایی ایجاد اختلاف وفرسایش و فلج سازی به چه معنی است و چه کارهایی رامی توانیم انجام بدهیم .اگر مجموع این کارهای ما به یک حدی ازتناسب با قدرتی که جنبش دارد برسد بطوریکه در سپاه آن بخش کودتا چی را که قدرت را قبضه کرده و رودرروی مردم ایستاده متلاشی کند و بخشهای مردمی را وادارکند علیه اینها حرکت کند و یااینکه این قدر ضعیفش کند که نتواند مردم را سرکوب کند.آنوقت زمانی است که می شود به آکسیون نهایی فکر کرد.اما ذیل هرکدام از این سه سرفصل روزبعد بازهم صحبت م یکنم تا بحثهایی را که قبلا هم داشتیم به این ترتیب تکمیل کنیم .

تا فردا شادو پیروز و موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران وایرانی

یکشنبه 17 آبان 2568

سلام ، یکشنبه 17 آبان 1388 و 8 نوامبر 2009 میلادی

5 موضوع صحبت خواهد شد

موضوع اول- تجمع مادران داغدار

شب گذشته مادران داغدار حسب معمول شنبه ها در پارک لاله تهران اجتماع کردند و مردم هم به این اجتماع پیوستند و کماکان ماموران سعی کردند از پیوستن مردم به مادران داغدار جلوگیری کنند این کنش سیاسی موضوعی است بسیارارزشمند در کنار آکسیون (کنش سیاسی )که خانواده ها انجام می دهند جبهه ایست که هر نوع حمایتی از آن به پیشبرد جنبش و فرسایش کودتاچی ها کمک می کند.

موضوع دوم – کارگران مخابرات شیراز

کارگران مخابرات راه دور شیرازدر اعتصاب به سر می برند و هر نوع پشتیبانی از آنها به گسترش جنبش سبز کمک می کند.

موضوع سوم – شناسایی مزدوران

شناسایی مزدوران با توجه به عکس ها و فیلم هایی است که تهیه شده ،با توجه به روندی که شروع شده یعنی گذاشتن عکس این مزدوران روی اینترنت که گاهی کمتراز 6 یا 8 ساعت شناسایی می شوند و اسم و مشخصات آنها اعلام می شودو این کار باید به طرز گسترده انجام شود و افراد خارج از کشور با تلفن زدن به آنها و گوشزد کردن این موضوع که با جنایتکارها همکاری نکنند یا حاضر شدن در محله شان یا چسباندن عکس شهدا به منزل یا محل کار آنهاو امثال این کارها باعث ریزش این نیروها شوند .

موضوع چهارم- خشونت در دانشگاه شیراز

بر طبق ایمیل های مکررمزدوران در دانشگاه شیراز یکی از خشن ترین روزها را پشت سرگذاشتند ،حمله کردند و به حریم مردم تجاوز کردند ،به نظر من برای آکسیون های بعدی باید که برنامه ریزی هایی بکنیم که مقابله با این خشونت ورزی را امکان پذیر کند و اجازه ندهد براحتی بتوانند به ضرب و شتم دانشجوها بپردازند.

سوال دیگر :آیا می توانیم در ماه محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا برویم سراغ آکسیون های نهایی و مثلا در خیابان بنشیم و میلیون ها نفر بپیوندند و عملا جنبش توسعه کند و کشور فلج شود.

پاسخ : به طور عمومی این است که این امر در افق فعالیت جنبش امکان پذیر است اما تحقق آن در دوسو احتیاج به تدارکات دارد (اول از سوی جنبش و از سوی دیگر یک سری مقابله ها در برابرحکومت است

از سوی جنبش : جنبش باید بتواند در سه جهت رشد کند

*رشد جغرافیایی :در شهرهای بزرگ گروه های بیشتری از مردم را درگیر کندو این رشد به شهرهای کوچکتر هم برود

*رشد طبقات و گروه های اجتماعی :باید بتوانیم علاوه بر دانشجویان که موتور اصلی جنبش هستند باید بتوانیم نزدیکترین گروه به دانشجویا ن که دانش آموزان دبیرستانی هستند را با خودمان همراه کنیم .

گروه بعدی کارگران هستند که خودشان و خانواده شان زیر فشار سوءتدبیر اقتصادی در حال له شده هستند.بنابراین رفتن به طبقات و گروه های اجتماعی ،دینی ،قومی ،نژادی باید به یک حداقلی برسد

*رشد کیفی :دو بخش دارد (رشد سازماندهی – رشد دانش مبارزات بی خشونت )

در سمت حکومت سه دسته کار برای برخورد با کودتاچی ها تعیین شده :مشروعیت زدایی ،فرسایش و ایجاد اختلاف و فلج سازی

با توجه به اینکه سپاه پاسدران سازمانی است که رو در روی ملت ایستاده به فرماندهی عده ای رانت خور و آدم کش این سه دسته اکسیون باید متوجه سپاه باشد زمانی سراغ اکسیون نهایی می رویم که سپاه تا حدی ضعیف یا فلج شده باشد.

شاد و پیروز و موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی

Saturday, November 7, 2009

شنبه 16 آبان 2568

سلام،
شنبه 16 آبان 88، 7 نوامبر 2009 میلادی

امروز راجع به سه موضوع صحبت می کنیم.
تهدید فعالان خارج از کشور

موضوع اول مربوط است که به سخنان یکی از سرداران سپاه که مشخص نیست پیشینه ی وی چه بوده و اصلا ایشان از کجا پیدایشان شده است. ایشان در سخنانی فعالان سیاسی خارج کشور را تهدید کرده است. زمانی که من از این موضوع با خبر شدم یقین پیدا کردم که این آقایان اعصابشان را از دست داده اند و این اتفاقا مکانیزم خاص این گونه مبارزات است به طوریکه به موازات اینکه جنبش حرکت می کند طرف مقابل یعنی کودتاچی ها دست به اشتباهات پی در پی می زنند و به همان اندازه که حرکت جنبش موثر است اشتباهات آنها نیز در سقوطشان تاثیر می گذارد. یک نمونه از اشتباهات هم همین مورد است.

این آقای سرداری که چند نفر از فعالان خارج کشور را تهدید کرده است گویی به چند نکته بی توجه بوده، یکی اینکه قرار کودتاچیان این بود که سپاه را تبدیل به دست نامرئی بکنند اما با این سخنان تهدید آمیز سپاه کاملا مرئی و بی پرده اعلام کرده که این ما هستیم که در برابر مردم قرار گرفته ایم--این همان موضوعی است که ما هم می دانستیم و آن را دنبال می کردیم. در واقع با این موضع گیری سپاه از پشت پرده بیرون آمده است. نکته ی بعدی این است که در صورت بروز هر گونه اتفاقی برای فعالانی که از سوی این آقای سردار مورد تهدید قرار گرفته اند این سپاه است که باید پاسخگو باشد. حتی اگر این فعالان دچار یک بیماری ساده هم بشوند انگشت اتهام به سمت سپاه نشانه خواهد رفت چرا که یک مقام رسمی سپاه این سخنان را اعلام کرده و همه ی دنیا هم از این تهدید با خبر شده اند. هیچ سازمانی هر چقدر هم احمق و نادان باشد چنین موضع گیری نمی کند و این است که می گویم آقایان اعصابشان را از دست داده اند.

نکته ی بعدی در این رابطه این است که فعالانی که از سوی این آقای سردار مورد تهدید قرار گرفته اند از مبارزان باسابقه ای هستند که خیلی از آنها زندان همین آقایان را نیز تجربه کرده اند، معادل این فعالان اکنون در داخل ایران در زندان ها هستند و با وجود همه ی فشارها در برابر بازجوهایشان ایستاده اند و تسلیم نشده اند. حال این آقای سردار گمان کرده است که اگر ایشان چیزی در ایران بگوید این فعالان باسابقه در خارج کشور خواهند ترسید که البته این گونه نیست. فقط باید به ایشان با این ضرب المثل پاسخ گفت که شما "قاچ زین را بگیر، اسب دوانی پیشکشت"!

شمایی که نیروهایتان از ترس با چهره ی پوشیده به خیابان می آیند مراقب خود باشید که کتتان را در خیابان از تنتان درنیاورند!
به هر حال با این موضع گیری برای من مسجل شد که با حریفی مبارزه می کنیم که به قول جوان ها اعصاب ندارد و مرتکب اشتباهات پی در پی می شود.


استخدام مزدوران

موضوع دوم امروز این است که مشخص شده است طرح استخدام مزدور از سوی کودتاچیان برای مقابله با مردم در روز 13 آبان ظاهرا از سوی آقای نقدی مطرح شده بوده است. این کار یادآور اقدام استعمارگران اروپایی است که در اواخر دهه ی 50 و 60 میلادی برای جنگ در آفریقا مزدور استخدام می کردند. حال سپاه نیز چون با کمبود نیرو مواجه بوده است دست به استخدام مزدور زده و به هر یک مزدور نیز از 400 هزار تومان تا 1 میلیون تومان پول پرداخت کرده است. جدای از این برای دستگیری هر یک نفر از مردم نیز 250 هزار تومان به این مزدوران پرداخت کرده اند و به همین دلیل است که تعداد دستگیری ها در روز 13 آبان افزایش یافت. این مزدورانی که سپاه به خدمت می گیرد نه ایمان و باوری دارند و نه انظباطی و فقط در ازای پول به خیابان می آیند. این کمال ورشکستگی سازمانی به نام سپاه است که دست به این روش ها می زند که نتیجه اش انزوای بیش از پیش سپاه و کودتاچیان در افکار عمومی جهان است. به گفته ی یکی از فعالان خارج کشور که بازتاب رسانه ای 13 آبان را دنبال کرده بود، حرکت مردم در این روز بیش از روز قدس در جهان انعکاس پیدا کرده است. البته دلایلی همچون اهمیت تاریخی 13 آبان برای دنیا، شعارهای جذابی که از سوی مردم مطرح شد و مسایلی از این دست در افزایش بازتاب حرکت مردم در روز 13 آبان نقش داشت اما یکی از مهمترین دلایل خشونت سپاه بود که به دست همین مزدوران صورت گرفت که با حجم گسترده ای از فیلم ها و تصاویری که از سوی مردم داخل کشور ارسال شد مورد توجه افکار عمومی دنیا قرار گرفت و اکنون مردمی که این صحنه های خشونت بار را دیده اند از دولت های خود می خواهند که به سپاه و دولت کودتا فشار بیشتری بیاورند. این موضوع یعنی طرح مزدورگیری سپاه بیش از پیش اهمیت مشی که در دستور کار خود داشتیم یعنی افشای فعالیت های اقتصادی شرکت های مختلف سپاه که همچون اختاپوس و سرطان در اقتصاد کشور ریشه دوانده است را نشان می دهد. سپاه به واسطه ی همین شرکت ها وفعالیت هاست که اقتصاد کشور را غارت کرده و از قبل آن دست به استخدام مزدور می زند و آنها را روانه ی خیابان ها می کند تا زن و فرزند مردم را مورد تعدی قرار بدهند. این نشان می دهد که بیش از پیش می بایست طرح افشای فعالیت های اقتصادی سپاه را جدی بگیریم، ضمن این که در کنار آن تصاویر و فیلم های مزدوران را نیز همچون گذشته باید تهیه کرده در معرض دید افکار عمومی بگذاریم. به هر حال این مزدورها هم می خواهند پولی را که از این راه به دست آورده اند را خرج کرده و گذران زندگی کنند اما با افشای چهره و هویت آنها دیگر این امکان از آنها سلب شده و دیگر نیز جرات نخواهند کرد که به خاطر پول دست تعدی و خشونت به مردم دراز کنند.
آکسیون ماه محرم

نکته ی سوم امروز مربوط است به آکسیون ما در ماه محرم. البته ما 16 آذر را در پیش رو داریم اما این بحث هم مطرح شده است که ضمن اینکه در 10 روز اول ماه محرم حرکت های خود را انجام داده و در روزهای تاسوعا و عاشورا آن را به اوج می رسانیم از ظهر عاشورا و برای شام غریبان در خیابان ها نشسته و با یک بسیج عمومی دست به تعطیل عمومی در کشور بزنیم. بعد از 13 آبان مشخص شد که جنبش سبز دیگر یک طفل تازه به دنیا آمده نیست، حال دیگر این جنبش تبدیل به نوجوانی شده است که خیلی تجربه اندوزی کرده و بارور شده است. ولی برای تحقق آکسیونی که برای شام غریبان مطرح شده است نیاز به این است که در سمت جنبش، ما رشد جغرافیایی و رشد در طبقات مختلف اجتماعی و همچنین رشد کیفی داشته باشیم و در سمت کودتاچیان نیز باید مشروعیت زدایی سپاه از نظر اخلاقی، مالی و سیاسی تشدیده شده و اختلاف های درونی سپاه نیز افزایش یابد که باعث فلج شدن این سازمان شود و به حدی از ناتوانی برسد که ما بتوانیم آکسیون نهایی خود را به مرحله ی اجرا بگذاریم. هر چند که اینها دور از دسترس ما نیست ولی یک دریا کار داریم تا به آن مرحله برسیم. فردا راجع به این موضوع و سرفصل های مطرح شده بیشتر صحبت کرده و جمع بندی آن را به روزهای آتی موکول خواهم کرد.
تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید
به امید پیروزی ایران و ایرانی V

جمعه 15 آبان 2568

سلام

جمعه ،15آبان88 ، 6 نوامبر2009 میلادی

دو تا سر فصل رو امروز راجع بهش صحبت می کنیم،سر فصل اول یک نگاهی است به آنچه که چهارشنبه 13 آبان اتفاق افتاد .الان میتونم به جرات بگم که تصویرکلی رو داریم و می تونیم کمی تحلیلی نگاه کنیم.

مطلب اول این است که جمعیت درتهران ،گزارشهای مختلفی که بچه ها دادن از جاهای مختلف ،از نقاط مختلف شهرو فیلم و عکسهایی که هستش،کماکان نشون میده که چیزی بالای یک ونیم میلیون شاید نزدیک به دو میلیون نفرآدم درسراسر شهر تهران پخش بودن،شما ممکن در یک بخشی از تهران بودید و امکان اینکه تصویر کل رو داشته باشید،نداشتید ،ولی الان که همه روکنار هم میگذاریم و گزارشهایی که به خصوص بچه ها از نقاط مختلف دادند ،کسانی که دنبال می کردند در هر منطقه ای بگن چند نفر هستند

برآورد این هست که در یک روز وسط هفته ،جمعیت میلیونی باز ما در سراسر شهر تهران داشتیم ،در شهرستانها هم گزارشهای مختلفی که داشتیم نشون میده که جمعیت بسیار خوب بوده،من برآوردی نمیتونم بگم از کل کشورو عذرخواهی هم میکنم اگر بعضی از شهرها رو اسم نمی برم ،اما فرض کنید مثلا قزوین گزارشهایی که ما داشتیم ،چندین هزار نفر در شهر قزوین فقط بودند،یا در شهرهای کوچکتری از استان مازندران یا استان گیلان یا در هر جای کشور.

به هر حال نکته دومی که میخواستم بگم حرکتی است که حتی گسترده تر از روز قدس، جنبش در سطح شهرستانها کرده وهمون جور که دیروز هم گفتم،آمدن تبریز به خیابان علیرغم همه فشارها نکته بسیار مهم حرکت روز چهارشنبه بود .من باز هم ایمیلهایی رو دریافت کردم که وظیفه خودم میدونم ،تشکری رو که بچه ها از شهر های دیگه کشور کردن ، حتی از شهرهای کوچک برای من ایمیل اومده از بچه های تبریز بهشون بگم از همین طریق ،این رو هم بگم که همه ماها قائلیم به بچه های خوب تبریز،بچه های خوب کردستان و سایر بخشهای کشور که در واقع گروههای زبانی یا نژادی یا دینی دیگه محسوب میشن این رو بگیم که همه ما قائلیم که حقوق اقلیتها باید رعایت بشه ، امورشون باید به خودشون واگذار بشه ، دمکراسی عمیق نمیشه مگر هر چه بیشتر کار مردم در هر منطقه ای به خودشون واگذار بشه،حقشون برای زبانهای منطقه ای شون به رسمیت شناخته بشه ، برای دینشون، بی طرفی حکومت نسبت به هر دین و باوری باشه،حکومت وظیفه داره کمک بکنه به حتی به ارتقا زبانها و ادیانی که اقلیت محسوب میشن،اما رسیدن به این اهداف عملی نیست مگر اینکه همه ماها الان که یک موضوع ملی در سطح کشور در جریان ،اون هم مقابله با استبداد دینی و گرفتن حقمون برای دموکراسی و آزادی و حاکمیت ملی همه دوش به دوش همدیگه حرکت میکنیم،این تنها مسیری است که اگر بتونیم بهش برسیم ،حکومتی که فرا دینی باشه ،حکومتی که حقوق بشر ویکسانی انسانها در دستور کارش باشه، اون وقت این امکان هست که در مناطق مختلف ایران بریم به سمت اینکه هر چه بیشترکار رو به مردم هر منطقه واگذار کنیم و حق مساوی برای همه برقرار بشه و همه بتونن که هر چه بارورترفرهنگهای منطقه ای و ادیان منطقه ایشون رو اعمال بکنن.

نکته سومی که میخواستم بگم این بود که در تظاهرات 13 آبان بیشترین تمرکز درسراسر کشور متوجه شخص آقای خامنه ای بود به عنوان راس استبداد دینی کشور و وقتی که عکس او رو در حالی که خودش درتهران هنوز حضور داره به نشانه زائل کردن وشکاندن اقتدارش پایین میکشن و پا روش میگذارن کاملا نشون میده که مردم در روزی که میخواستن، ازمردم زهر چشم بگیرن ،نترسیدن.این نکته بسیار مهمی است، چون این جور حکومتها میدانند که حریف و رقیب یک ملت نمیشن ،بنا بر این هر چه قدر هم که قشون و لشکر و نیروداشته باشن،باید با ایجاد رعب و وحشت اعصاب مردم رو فلج کنن،با ترس بتونن کمبود نفراتشون رو برای سیطره بریک ملت اعمال بکنن،جبران بکنن،ولی وقتی ترس یک ملت می ریزه اون وقت این میشه که در روزی که میخوان مردم رو بترسونن ،عکس دیکتاتور رو میکشن پایین ،روش پا میگذارن و بهش پیغام میدن در واقع که باید بری کنار.به هر حال این نکته سوم این تظاهرات بود.

نکته چهارم این بود که مجموعه رو وقتی که نگاه میکردی کاملا نشون میده که جنبش نسبت به فردای 30 خرداد که اون سرکوب وحشیانه شد ،و یک طفل تازه به دنیا اومده بود ،الان نوجوان قوی شده و جای رشد داره ، ولی دیگه تاکتیک پذیر شده ، به خوبی در همه جا دیده میشد بچه ها شعار میتونن عوض بکنن ،پخش بشن ، حرکت بکنن و خودشون رو نمی بازن،دیسیپلین مبارزات بدون خشونت رو گاهی به خوبی حفظ کردن و مجموعا نشون میده که جنبش رشد کیفی کرده.این همونی هم هست که حکومت رو به وحشت انداخته،حکومت سعی میکنه که دائما دستگیر کنه و سازماندهان رو پیدا کنه،کادرها رو دستگیر کنه،از یک اصل ساده غافل و اون این هست که جنبشی وقتی درست حرکت کرده،از پایین ترین لایه هاش کادر سازی میکنه و شبکه بندی ارتباطاتش شبکه بندی غیر متمرکزی است که هرکی رو هم بگیرن هیچ تفاوتی نمیکنه.این اصل ساده رو سرکوبگرا نمیفهمن، کما اینکه بچه هایی رو که دستگیر کردن دائما ازشون سوال کردن که ،کی به شما خط میده،چه جوری حرکت میکنین،چه جوری سازماندهی میکنین ،کادرهاتونو بشناسیم ،غافل از اینکه هر سرباز یک رهبر و هر آدمی یک کادرو به موقع میتونه که اصول جنبش بی خشونت رو اعمال بکنه.

نکته پنجمی که میخواستم بگم این هست که در سمت حکومت با وجودی که دویست هزار تومان،سیصد هزار تومان برای یک روز پرداخت کردن ، یکی از بچه های بسیج دانشگاه تهران که کنار کشیده خودشو از اینا و آدم موثری بوده پیغام کرده برای من که تا یک میلیون تومان برای یک روز حاضر بودن بهش بدن که بیاد و دیگرانی رو هم سازماندهی کنه و او البته نرفته، با همه این پول خرج کردنها هزار نفر آدم الی دو هزار نفر حداکثر آدمی بود که جلوی سفارت آمریکا در تهران جمع کردن ،میله هم گذاشته بودن حفاظتشون کنن از ترس بچه های ما هم صورتهاشون رو یک عده ای شون پوشونده بودن چون سلاح ما این هست که عکسشون رو می اندازیم فقط افشا میکنیم که اینها با جنایتکارها هستن ، و این توان این حکومتی بود که ما دعوت کردیم که اگر راست میگین 24 میلیون آدمتو روز 13 آبانی که مال تو هست بیار تو خیابون به نفعت شعار بدن و فقط یک عده سرکوبگر که مجموعا پنجاه هزار نفر برآورد میشه با فوق العاده جنگی هایی که پرداخت کردن سپاه آورد در خیابون و سعی کرد که در واقع اونها رو به جان مردم بندازه و دیدیم هم که به محض اینکه بچه ها پخش شدن هیچ کاری از دستشون بر نیامد.

نکته ششمی که میخواستم بگم این هست که،هدف اصلی حرکت جنبش در 13 آبان این بود که این پیام رو به دنیا بده که ما خواهان صلح برای دنیا و دمکراسی برای ایران هستیم،چون از هر آکسیونی ما یک هدف محوری داریم ضمن دنبال کردن اهداف کلی جنبش،این هدف به بهترین شکل به دنیا منتقل شد،به بهترین شکل ممکن در واقع حکومت در دام مردم افتاد،اگر سرکوب نمی کرد سر یک دو راهی باخت- باخت بود، اگر دست به سرکوب نمیزد صحنه های بزرگ اجتماعات مردم اون وقت به دنیا پیام می داد ولی وقتی که دست به سرکوب زد،درست که مردم پراکنده شدن اما فیلم اون سرکوبها خودش موثرتر از این بود که مردم صفوف بزرگ درست کنن.با زبان تصویر دنیا دیدن که یک ملتی صلح، آشتی و دوستی می خواد ،در شعارهاش هم میگه،یک حکومتی سرکوب و خشونت و آدمکشی رو پیشه کرده،به بهترین نحو ممکن این شعار به دنیا منتقل شد به خصوص اینکه فیلم و عکس خیلی خوبی به دنیا اومد اگر چه عکس نشون داد که،امروز من روزنامه ها رو مرور میکردم ما از عکس یک خورده ضعیف بودیم و به نظرم مرتبه های بعدی به غیر ازفیلم باید عکس رو هم یک خورده بیشتر دقت بکنیم تهیه بکنیم برای اینکه خوراک روزنامه ها بشه.

به هر حال خسته نباشید،13 آبان یک روز تاریخی شد که مطمئنم در تاریخ آینده درج خواهد شد،در واقع داریم ما تاریخ می سازیم که آیندگان به نسل جوان امروز ما مفتخر خواهند بود.

اما محور دوم بررسی بحثی است که صحبت کردیم که در خیابان بمانیم،ضرورتش،امکانش پیش اومده.این بحث رو میگذارم برای فردا امروز هم نرسیدم.

تا فردا شاد پیروز و موفق و سرافراز باشید.

به امید پیروزی ایران و ایرانی