Monday, October 26, 2009

یکشنبه 3 آبان 2568

سلام، یکشنبه 3 ابان 88 و 25 اکتبر 2009 میلادی

6 موضوع صحبت خواهد شد :

جنبش سبز

موضوع اول ،بعضی افراد اظهار بی تابی می کنند که نکند حوصله مردم سر برود و شاید نتوانیم این کار (جبنبش سبز) را تمام کنیم یا حتی همین 13 آبان در خیابان بنشینیم و این حکومت را نابود کنیم یا اینکه حتی سپاه ممکن است به مردم بپیوندد واز بین برود و نتواند به سرکوب ادامه د هد ،همه اینها در واقع یک سوال است ،فراموش نکنید که چهار ماه بیشتر از عمر جنبش نمی گذرد درسته که که دو دهه انباشته شدن مطالبات بود و خیلی از عوامل در بعد فکری اجتماعی ،افتصادی و سیاسی جمع شده که امروز رسیده به تولد جنبش سبز ولی فاز نهایی که شروع شده تنها چهار ماه از عمرش می گذرد برای مثال در ایران انقلاب اسلامی بعد از دو یا سه دهه کار فکری و انباشته شدن خیلی از مسائل در درون اجتماع آن روز ایران از زمان شروع شدنش 14 ماه گذشت تا پیروز شد یا انقلاب مشروطه چه در مرحله اولش یک سال طول کشید تا صدور فرمان مشروطه و چه در مرحله استبداد صغیر که بیش از همه به وضعیت فعلی ما نزدیک است و به توپ بستن مجلس توسط محمدعلی شاه با پشتیبانی روس ها دو سال و اندی طول کشید ،بنابراین راهی که داریم می رویم و استقامتی که داریم می کنیم باید با حوصله و هوشیاری دنبال کنیم

راجع به سپاه هم قبلا صحبت شده و در واقع اهداف سه گانه :مشروعیت زدایی ،ایجاد اختلاف، فلج سازی که در مورد کل حکومت در حال انجام است در واقع تمرکزش روی سپاه است و سپاه را د ر هر سه بعد داریم حرکت می دهیم و تا اینجا هم از سپاه مشروعیت زدایی شده در برخوردی که با مردم دارد و ما باید بیش از پیش دست نامرئیش را به دست مرئی تبدیل کنیم و نشان بدهیم که غیر مشروع است .اختلاف در سپاه نه فقط در بعد اطلاعاتی به وزارت اطلاعات رسیده و نه فقط بسیج ریزش کرده و ناچار شده اند یک ارگان سرکوب گر رسمی اش بکنند بلکه کادرهای سپاه را هم شروع کره اند به بازنشسته کردن ،لذا این حرکت نیاز به کار دارد .

در بعد فلج سازی از بسیج شروع کردیم که موفق بودیم و این حرکت که بسیج را از دانشگاه ها و مراکز آموزشی بیرون کنیم ادامه فلج کردن و زدن حلقه بسیج است اما حلقه دیگر که کارمان را تازه با آن شروع کردیم بخش اقتصادی سپاه است یعنی همان دلیلی که به خاطرش آدم می کشند ،کودتا می کنند ، تحریم کالاهای سپاه و تحریم شرکت های سپاه (اعتصاب و فلج کردن آنها )بخشی است که با آن کار داریم.سبز یعنی استقامت تا بهار

جنبش سبز در اهواز

موضوع دوم :راجع به بچه های اهواز است که یکی از آنها نوشته بود ما حرکتمان شروع شده در سطح شهر فعالیت می کنیم در سطح دانشگاه آزاد،دولتی ،پیوستن به جنبش کارگری.و این نکته را یاداوری کرده بود که اهواز و کل خوزستان سرزمین نفت است حکومت در آنجا بسیار حساس است و می داند که جنبش سبز اگر به صنعت نفت برسد آنوقت است که طومار حکومت در هم پیچیده می شود به همین دلیل من هم بچه های اهواز را دعوت می کنم که قدر خودشان را بدانند و نهایت مراقبت را داشته باشند.

حضور آقای موسوی

نکته سوم- رفتن آقای مهندس موسوی به نمایشگاه مطبوعات بود و ترس حکومتی ها از حضور رهبران جنبش سبزدر میان مردم به حدی است که دیدیم طاقت حضور آقای کروبی را نداشتند و شروع به اوباش گری کردند ،در مورد آقای موسوی سعی کردند که اجازه ندهند ماشین ایشان هم وارد نمایشگاه شود برای اینکه از محبوبیت رهبران جنبش سبز می ترسند.

اعلامیه 13 آبان

نکته چهارم -یکی از دوستان گفته بود در مترو تهران اعلامیه 13 آبان پخش کردند و تاکیدشون هم این بود که با این کار ترس مردم می ریزد و این بسیار حرف درستی است .

صحبت آقای احمدی مقدم

نکته پنجم - صحبت های آقای احمدی مقدم فرمانده پلیس نیروی انتظامی است که گفتن هر کس بخواهد تظاهرات سیزده آبان کند باد اجازه بگیرد .صراحتا باید به آقای احمدی مقدم گفت که 30 سال حکومت جمهوری اسلامی در سیزده آبان مراسم داشته ،جنبش سبز اجازه نمیخواهد بلکه فقط در مراسمی که حکوت می خواهد بگذارد شرکت میکند.

تلفن

نکته ششم- دوستی گفته بودند که با یک کارت دو هزار تومانی به شماره های 114،16،12،..زنگ می زنم و مرگ بر دیکتاتور میگویم و یا اشغال نگهش می دارم که به نظر من این کار، کار خوبی است .

شاد و موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی

Sunday, October 25, 2009

شنبه 2 آبان 2568

سلام،

شنبه 2 آبان 88، 24 اکتبر 2009 میلادی

امروز راجع به 6 موضوع صحبت می کنیم.

حضور آقای کروبی در نمایشگاه مطبوعات

موضوع اول رفتن آقای کروبی به نمایشگاه مطبوعات و اتفاقاتی است که آنجا رخ داد که حتما در عکس ها و فیلم ها دیده اید که چطور مردم از ایشان استقبال کردند و جمعیت زیادی که آنجا بود در حمایت از آقای کروبی شعار دادند. و حتما دیدید که چطور یک عده ی محدودی به ایشان حمله کردند، عمامه از سر ایشان انداخته و کفش به سمت آقای کروبی پرتاب کردند و تلاش کردند که ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دهند. جالب اینجاست که ظاهرا خبرگزاری فارس عکاس مستقری در محل داشته که توانسته از زاویه یی خیلی خوب عکسبرداری کند و حتما از هم صحبت های وارونه ایی که خبرگزاری های فارس یا ایرنا در اینباره نوشته اند هم با خبر هستید.

اخباری که به دست من رسیده است نشان می دهد که بعد از برخوردی که دانشجویان با آقای صفار هرندی داشتند، که علیه وی شعار داده و یک نفر نیز به سمت او لنگه کفش پرتاب کرده بود، برای آقایان بسیار گران تمام شده است. در واقع سعی کرده بودند که یک کاری را طراحی کنند تا بلکه برخورد دانشجویان با صفار هرندی را جبران کنند. این به ما نشان می دهد که شخصیت های جنبش یا می بایست پیش از رفتن به میان جمعیت برنامه ی خود را مخفی نگه دارند تا طرف مقابل نتواند با تعدادی اندک ایجاد دردسر کند و یا اینکه بچه هایی که در محل حضور دارند می بایست بسیار جدی تر از اینها از شخصیت ها حفاظت و پشتیبانی کنند و اجازه ی بهره برداری به کودتاچیان را ندهند.

هدایت از سوی بیت رهبری

نکته ی دیگری که دریافت کردیم این بود که این قبیل امور وحوادث از سوی بیت رهبری هدایت می شود و این بار نیز دستور العملی ازبیت رهبری صادر شده بود مبنی بر اینکه ضربه ی حیثیتی که به کودتاچیان وارده شده است را به نحوی جبران کنند و همچنین تلاش کنند، با توجه به موضع گیری های آقای کروبی و مقاومتی که ایشان کرده اند، به حیثیت ایشان لطمه وارد کنند. به هر حال به نظر من باید بیشتر از اینها حواسمان جمع باشد، چرا که یک بخشی از مبارزه ی ما اکنون بر این روال شده است که شخصیت های کودتاچی را به هیچ جا اجازه ی ورود نداده و نمی گذاریم که در هیچ مکانی در امان باشند و در هر تجمع و رویداد قانونی همچون همین نمایشگاه مطبوعات حضور داشته و آنجا را سبز می کنیم. کودتاچیان برای اینکه از زیربار این فشار بیرون بیایند نیاز به بازسازی روانی داشته و برای این کار وانمود کنند که آنها هم در همه جا حضور دارند. چون کودتاچیان ادعا می کنند حامیان زیادی دارند و این مردم بودند که با آقای کروبی برخورد کردند، ما از آنها دعوت می کنیم که از این پس به دروغ متوسل نشده و اگر راست می گویند و طرفدارانی دارند در روز 13 آبان به طور صلح آمیز به خیابان بیایند و در این صورت جنبش سبز قول می دهد که نه تنها کاری با آنها نخواهد داشت بلکه از آن چهارنفر و نصفی هوادار آنها نیز محافظت خواهد کرد. دعوت می کنیم که در این روز به خیابان ها بیایند تا هم ما، ملت ایران، و هم دنیا ببیند که هواداران آقای خامنه ای و احمدی نژاد و کودتاچیان واقعا چند نفر هستند.

تشویق هنرمندان سینما

نکته ی دوم صحبت های امروز این است که خانم معتمدآریا، آقای پناهی و آقای تهماسب که گذرنامه هایشان توسل کودتاچیان توقیف شده است در بیانه ای اعلام کردند که ما بدون آن گذرنامه ها هم ایرانی هستیم. همچنین آقای بهرام بیضایی و چند از هنرمندان از شرکت در جشنواره ی فجر انصراف داده اند. بر اساس اصل کلی که هر کدام از شخصیت های کشور از قبیل هنرمندن، ورزشکاران، نویسندگان، متفکرین و روحانیون بزرگ که به جنبش سبز بپیوندند باید مورد تشویق ملت قرار بگیرند، این بار نیز باردیگر باید نشان بدهیم که ما قدرکسانی هستیم که به دریای خروشان ملت پیوسته اند و با این شخصیت ها در هر کجا که روبرو شدیم، از کوچه و خیابان گرفته تا همایش های مختلف، تکریم و تجلیل خود را از آنان نشان دهیم. همانگونه نیز باید دست از سرزنش شخصیت هایی که با کودتاچیان همکاری می کنند بر نداریم و به آنها نشان دهیم که تا زمانی که توبه نکرده، از ملت عذرخواهی نکرده و به قاتلان و متجاوزان و کودتاچیان پشت نکنند در میان ملت جایی نخواهند داشت.

دانشگاه آزاد استان یزد

نکته ی سوم این است که از یکی از شهرهای استان یزد، بچه های دانشگاه آزاد، تجربه ی خیلی خوبی را مطرح کرده اند. اینان گفته اند که روز اول ظاهرا هیچ کس در دانشگاه ما پشتیبان جنبش سبز نبود و نمی دانستیم که از کجا باید کار خود را آغاز کنیم اما یکی دو نفری که بودند شروع کردیم به شعار نویسی روی دیوار تا رفته رفته دیدیم که تعداد شعار نویس ها افزایش پیدا کرد و کم کم دوستان بیشتری پیدا کرده و حالا شبکه بندی خودمان را تشکیل داده و برای آکسیون های بعدی آماده می شویم.

دانشگاه ازاد تاکستان

همینطور هم از دانشگاه آزاد تاکستان ایمیلی برای من فرستاده اند و گفته اند که ما کارمان را شروع کرده و در سطح دانشگاه اعلامیه پخش کرده ایم که برای 13 آبان ساعت 10 صبح روبروی دانشکده ی علوم انسانی تجمع خواهیم کرد. همین جا می گویم که دانشجویان حتما این آمادگی را داشته باشند که اگر آن محل در اشغال نظامیان و کودتاچی ها بود هسته ای تظاهرات خود را در جای دیگری شکل بدهند یا اینکه به شرطی که خطر نداشته باشد آنها در محل رها کرده و تظاهرات را به شهر بکشانند. به هر حال این آمادگی را داشته باشند که تغییر مکان و تاکتیک بدهند.

تجربه دانشجویان امیرکبیر

تجربه ای که بچه ها از یزد فرستادند من را به یاد یکی از فعالان دانشگاه امیرکبیر می اندازد که برای من نقل می کرد که در اواخر دهه ی 60 وقتی وارد دانشگاه شد جو مخالفت با حکومت اصلا وجود نداشت و این فعال می گوید "چند بریده ی روزنامه را انتخاب کرده و در روی تابلوی اعلانات دانشکده قرار می دادم و دورتر می ایستادم و نگاه می کردم که چه کسی توجهش به این بریده ی روزنامه جلب شده و آنها را می خواند و به این ترتیب همفکران خود را پیدا کرده و شروع کردم به ارتباط گرفتن و هسته ایی را درست کردیم که بعد از مدتی توانستیم انجمن اسلامی دانشگاه را در دست گرفته و بعد از مدتی دانشگاه امیرکبیر تبدیل به یکی از قویترین دانشگاه ها در برخورد با جنایت های حکومت شد و هنوز هم هست." امروز این کار را با چند شعار ساده ی جنبش سبز، V جنبش سبز و یا زدن یک اعلامیه به تابلوی دانشگاه می توانید شروع کنید و در هر دانشگاهی می توانید همفکران خود را پیدا کرده و آن بحث هایی که راجع به شبکه سازی کردیم را شروع کنید.

مسئله هسته ای

نکته ی چهارم، راجع به موضوع هسته ای است که همانگونه که دیروز صحبت کردیم به دلیل ترسی که حکومت از داخل کشور و همچنین به خاطر اختلافاتی که در داخل حکومت هست و با وجود اینکه کودتاچی ها با نظر شخص آقای خامنه ای متمایل بودند که در جبهه ی خارجی مشکل خود را حل کنند تا بلکه بتوانند در داخل به رتق و فتق امور بپردازند اما در آخرین لحظه از امضای قراردادی که از دو هفته قبل آقای جلیلی قولش را داده بود سرباز زدند و دست و پای غرب و روسیه که با آقایان توافق کرده بودند درپوست گردو ماند. ایران پاسخ خود را به بعد موکول کرده است و به نظر می رسد که تشتت داخل حکومت تاثیر خود را گذارده و از اینکه بتوانند تصمیمی بگیرند ناتوان شدند.

دخالت بیت رهبری در کار دادستان جدید

نکته ی پنجم این است که دادستان تهران که به جای آقای مرتضوی آمده است در جایی به شخصی مطرح کرده است که "من روزی که آمدم فکر می کردم که بیش از همه از سوی سپاه تحت فشار خواهم بود اما بعد از مدتی دیدم که بیش از همه از طرف بیت رهبری به من برای انجام کارها دستور داده و فشار می آورند." به نظر من این موضوع نشان می دهد که چگونه سپاهیان کودتاچی تحت فرمان رهبری کار می کنند و یا این که بر عکس تا چه اندازه آقای خامنه ایی محتاج خواست نظامیان کودتاچی است و قوه ی قضاییه نیز تا چه میزان غیرمستقل و وابسته ی به آنهاست.

سیزده آبان

نکته ی آخر این است که راجع به 13 آبان و حرکتی که ما داریم مشاهده می کنیم که برخی بی حوصله شده اند و مطرح می کنند که ما باید در این روز کار را تمام کنیم. من به این عده می گویم که حوصله به خرج دهند چرا که جنبش ما در این چهارماه که از عمرش می گذرد تازه شکل گرفته و به حرکت درآمده است و برای رشد تشکیلاتی، جغرافیایی و موضوعی نیاز به زمان دارد.

تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرفراز باشید.

به امید پیروزی ایران و ایرانی V

Saturday, October 24, 2009

جمعه یکم آبان 1388

سلام جمعه اول آبان 88،23 اکتبر 2009 میلادی

شش موضوع رو راجع بهش صحبت میکنیم

کارگران لوله سازی

موضوع اول اینکه یکی از بچه ها از اهواز نوشته بود که برای سومین روز پیاپی همراه کارگران لوله سازی در مرکز شهربودند تجمع بوده جمعیت هم زیادبوده و بسیار هم موفق این حرکت .من تنها خواهشی که داشتم این که حتما عکس و فیلم رو فراموش نکنید و روی اینترنت بگذارید بفرستید،بگذارید هم خبر فعالیتی که شما میکنید به این ترتیب منتقل بشه هم تجربه کاری که دارید به دیگران منتقل بشه.جای مناسبی رو در اطراف اون مرکزشهر در نظر بگیرید که بشه عکس و فیلم خوب تهیه کرد و ارسال بکنید، به این ترتیب به بقیه بچه های فعال درجاهای دیگه هم منتقل خواهد شد ضمن اینکه خبر فعالیتتون هم منتقل میشه.

اختلاف وزارت اطلاعات و سپاه

نکته دومی که میخواستم بگم این است که با مسئله آقای شهرام امیری،سردار سپاه که در عربستان سعودی به اسم زیارت رفته واز اونجا پناهنده شده به سرویسهای غربی وماجرای قم ،اون مرکزاتمی قم به این ترتیب مطرح شد و به جنجال بین المللی تبدیل شد، تبدیل شده به یکی از سوژه های اختلاف بین سپاه که دست روی وزارت اطلاعات انداخته و وزارت اطلاعات، وجالب هستش این کشمکش که چندین سال بوده در جریان بوده، در حال حاضر باعث شده که سپاه با تشکیل سازمان امنیت زیر نظر آقای طائب یعنی همون آدم بد نام کودتا، همونی که در واقع با روسها هم ارتباط داره و اون تکنولوژی های روسی رو در واقع در کودتای خودشون وارد کردن ،کودتای علیه ما ، این سازمان امنیت که داره شکل میگیره دست روی وزارت اطلاعات انداخته و برعکس از اون طرف حتی تا فیلم بازجویی های بچه هایی که سالهای قبل دستگیر میکردن ،در درون زندان دوربین بوده تو اتاقهای بازجویی این روزها اومده بیرون واطلاعات و اسناد خیلی خوبی از درون سیستم داره بیرون میاد .

نکته ای که فقط میخواستم بگم و جالب بود به قراری که شنیده شده،این است که تصمیم این آقایون سپاهی ،این بخشی از سپاه که سردارهای رانت خور وابسته به اجنبی و سرکوبگراونجاهستن،آدمکشها جمع شدن، این هست که مدل این سازمان امنیت زیر نظر فرمانده سپاه و در واقع شخص آقای خامنه ای رو میخوان از مدلهای اون NKVDو CHEKAکه زمان استالین درست شده بود ،تبعیت بکنن و اون روشهای به اصطلاح سرکوبگرانه رو در سال 2009 میلادی و عصر ماهواره و اینترنت در پیش بگیرن که انصافا باید گفت در کمال نادانی این برنامه ریزی ها داره انجام میگیرد.

حمله به مراسم دعای کمیل

نکته سومی که میخواستم بگم حمله شب گذشته به دعای کمیل، مراسم دعای کمیل در منزل شهاب الدین طباطبایی بوده،جالب که کودتا چی ها درواقع حتی همسران آقای رمضان زاده،مرتضی الویری و دیگران را دستگیر کردن و تصورشون بر این هست که با حمله به بچه های فعال یا حتی خانواده های اونها،بچه هایی که درزندان هستن میتونن جو رعب و وحشتی ایجاد کنن، در این بخش از فعالین جنبش که بلکه فعالیت اونها رو بخوابونن و به این ترتیب بلکه بتونن کل جنبش رو ضربه بزنن و بخوابونن. ودر این راه این بد نامی رو هم برای خودشون خریدن که حتی دعای کمیل هم براشون حرمتی ندارد و کاملا دارن روز به روز به همه ملت نشون میدن که چیزی که براشون مطرح نیست بر خلاف ادعاها یی که میکنن، نه دین،نه ایمان، نه خداست،نه پیغمبر و این بدنامی ها رو دارن برای خودشون میخرن ریزش رو در درون خودشون دارن ،اما اشتباه بزرگشون اونجاست که فکر میکنن جنبش سبز وابسته است ، فرض کنید به خا نواده هاویا فرزندان و فعالین کسانی که دستگیر کردن و در زندانن ،این نکته ساده رو هنوز کودتاچی ها نفهمیدن که جنبش به شکل شبکه ای ، با شبکه های سه تا هفت نفره و بزرگتر به تدریج مثل کندوی عسل در واقع شبکه خودش رودر سطح جامعه باز کرده و مثل یک کارخانه بزرگ داره کادر سازی میکنه، و غیر متمرکز حرکت کرده لذا با این جور حمله ها ، دستگیری این و آن ،گفت عرض خود می بری و زحمت ما می داری.فقط آبروی خودشون رو میبرن و زحمتی هم برای پاره ای از فعالین ایجاد میکنن.اما حرکت جنبش نه فقط کند نمیشه سرکوب نمیشه بلکه در پاره ای موارد شدت و وسعت بیشتری هم پیدا میکند.

مسئله اتمی

نکته چهارمی که می خواستم بگم داستان اتمی که ایران دنبال می کرده به دلیل اختلافاتی که در درون حکومت هست به اشکالات عجیب و غریبی خورده ،یعنی بخشی از دولت و بخشی از سپاه آماده بودند به هر سازشی تن بدن و در واقع تمام امکاناتی رو که در شش ،هفت سال گذشته فراهم کرده بودن واگذار کنن،اما درآخرین لحظه بخش دیگه ای از سپاه دبه در آورده و زیربار نرفته،بخشهای دیگری از حکومتگرا از خود جناح اصولگراها مثل آقای با هنر و پاره ای از وکلا در مجلس ،حتی در بیت رهبری، از قراری که خبرش اومده بیرون ودر نتیجه حسب معمول کشمکش های درون حکومت و اختلافاتی که در درونشون تشدید شده،منجر به یک آبروریزی دیگر در دنیا شده.به همین دلیل الان بین کشورهای مذاکره کننده هم اختلاف بزرگی بروز کرده و در واقع فشار زیادی ایجاد شده که با این هیاتهای مذاکره کننده که از ایران میان نمیشه مذاکره کرد و رو هیچ حرف اینها نمی شه حساب کرد.این داستان اتمی به نظر ما برای ما و جنبش سبز یک پیام آشکار دیگه ای هم داره و اون این هست که اینهایی که این طور ژست میگیرن و این طورخط و نشون برای مردم میکشن در درون خودشون چه قدر متشتت ،ضربه پذیرهستن و چه قدر بهتر دیده میشه که آقای خامنه ای توان راه بردن سیستم پشت سر خودش رونداره و چه جوری در واقع ،موضوع به این مهمی،تصمیماتی رو که قبلا گرفتن دیگران زیرش میزنن و آشفتگی در سیستم دیده میشود.

شایعه فوت آقای خامنه ای

اما از همین جا نکته پنجم روعرض بکنم،و اون اینکه آقای خامنه ای که شایع بود فوت کرده و این حرفهایی که حالا هر چندوقت یکدفعه مطرح میشه،این مشکلی که دیکتاتورها هر چند وقت یکدفعه،چون یک ملت ازشون متنفرن،شایعه میفته که مردن و باید بیان هی خودشون نشون بدن و جالب وقتی هم که واقعا میمیرن هیچ کس باور نمیکنه، دوباره باید جنازه شون رو نشون بدن تا مردم باور بکنن،این خبری که پخش شد در این یکی دو هفته گذشته،ریشه اش مشکلی بود که ایشون داره،مشکل ایشون که شاید بیست سال بیشتر این مشکل داره،بیماری افسردگی است که این روزها خیلی تشدید شده و اخباری که اومده بیرون این است که تیم پزشکی ایشون دغدغه اولی و فوریش این هست که آقای خامنه ای خوابش نمی بره و نمیتونه بخوابه و به همین دلیل تجویز کرده بودن که حتما و حتما ایشون یک هفته از تهران بره بیرون،تمام ملاقاتها و ارتباطاتش رو قطع کندهیچ خبری هم بهش ندن،بلکه آرامش پیدا کنه و بتونن کنترل کنن مریضیش رو وایشان را بخوابانند.

جالب که به قول یکی از دوستان، میگفتش که کابوس بزرگ آقای خامنه ای این است که چشم باز کند وببیند که چند میلیون آدم دوباره تو خیابون هستن و با او و سیستمش مخالفت میکنن و به قول یکی از دوستان دیگه میگفتش که 13 آبان یک بار دیگه وقتی که مردم بیان تو خیابون،آقای خامنه ای رو میفرستنش آمل یا رامسر.یکی از این دو جا ظاهرا تو این یک هفته ایشون برده بودن ،مردم یک بار دیگه دیکتاتور رو میفرستنش تو کوه و کمر و بیرونش میکنن.

شعارهای جنبش

اما نکته آخری که میخواستم بگم این هست که آقای مهندس موسوی مطرح کردن که شعارهای 13 آبان متناسب با توان جنبش باشه که همه بچه ها این تلاش رو دارن میکنن. و در حکومتی ها هم یک جلسه مفصل داشتن که اگر مردم تصمیم گرفتن تو خیابون بمونن چی کار بکنن؟ اما به نتیجه نرسیدن برای اینکه میدانند که مردم ممکن است در خیابان بمانند وقتی که در درون سپاه اختلاف شدت بگیره که اخبار خوبی هم از این میرسه.روزهای بعد راجع به این بازهم بیشتر صحبت میکنیم.

تا فردا شاد و پیروز ، موفق وسرافراز باشید ،

به امید پیروزی ایران و ایرانی.

پنجشنبه 30 مهر 1388

سلام

پنجشنبه 30 مهر ماه 88، 22 اکتبر 2009 میلادی

امروز راجع به 5 موضوع صحبت می کنیم.

جنبش کارگری


موضوع اول:
در جریان اعتراضات بچه های لوله سازی اهواز و تجمعشان در میدان شهدای این شهر، همبستگی ای که جنبش سبز با آن ها اعلام کرد و شعارهایی که از جنبش سبز وارد شعار های کارگرها شد، بسیار بسیار خوب بود. از قبیل؛ "دولت کودتا استعفا، استعفا"، "یا حسین میر حسین" و سایر شعارهایی که بچه های جنبش سبز در همبستگی با جنبش کارگری ابراز کردند.
من باید باز هم یادآوری کنم که کارخانجات و کارگران در سراسر کشور، با مشکلات فراوان دست به گریبان هستند. چون خیلی از بچه ها از شهر های کوچک از من می پرسند که ما باید در ایران چه کار کنیم، یکی از بهترین کارها اینست که شعارهای جنبش سبز و اهداف جنبش سبز و اینکه جنبش سبز در مقابله با دولت کودتای اجنبی ساخته، یگانه گزینه ای است که می تواند مشکلات کشور را حل کند باید با کارگر ها در میان گذاشت. لذا بخصوص با کارخانجاتی که با مشکلات مواجهند، چندین ماه حقوق نداده اند و اعتراضات کارگری در جریان است یا در آستانه اعتراضات کارگری هستند، این یکی از بهترین کارهایی است که شعار های جنبش را ولو به شکل یک شعار نویسی ساده روی در و دیوار آنجا و با همان بحث هایی که قبلا کردیم، شبکه سازی در میان کارگر ها و در میان گذاشتن مسائل با آن ها، باید اهداف جنبش سبز را به کارخانجات رساند. لذا این را در پاسخ چندین سوال عرض می کنم که غیر از شعار نویسی بر دیوار، مطالعه و دیگر کارهایی که صحبت شده، یکی از اولویت های اصلی اینست که جنبش سبز بتواند به جنبش کارگری نزدیک شود.

دانشجویان دانشگاه آزاد

موضوع دوم: بچه های دانشگاه آزاد تهران مرکز را به کمیته انضباطی صدا کردند و بهشان اعلام کردند که از هفته دیگر می خواهند به آن ها ابلاغ کنند که سه ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات بدهند.

و البته این بچه ها اعلام کرده اند که مقاومت می کنند، ایستاده اند و مشکلی هم ندارند. منتها من باز هم اعلام می کنم (در خواستی که بچه های دانشگاه آزاد هم کرده اند) بهترین اعتراض به سرکوب جنبش دانشجویی توسط کودتاچیان، همبستگی خود جنبش دانشجویی است. قوی ترین سلاح برای مقابله با جو رعب و وحشتی که کودتاچیان می خواهند در دانشگاه ها ایجاد بکنند، همبستگی خود جنبش دانشجویی است. بنابراین اعتراضی که بچه های دانشگاه آزاد کرج به برخورد با بچه های تهران کردند، اگر به تمام دانشگاه ها سرایت کند، ( دانشگاه های دولتی و دانشگاه های آزاد) این قوی ترین حربه ای است که در دست جنبش دانشجویی است. بنابراین یک اعتصاب غذای ساده در سلف سرویس، شعار نویسی ساده به در و دیوار دانشکده که "دست بسیج از دانشگاه کوتاه" و "محروم کردن دانشجویان محکوم است" تا شعار دادن در تجمع ها در جاهایی که امکان هست و سایر روش هایی که خود دانشجوها در هر دانشگاهی بهتر می دانند. بنابراین همبستگی جنبش دانشجویی و گذاشتن آکسیون در دانشگاه ها به حمایت از دانشگاه های دیگر، قوی ترین کاریست که می تواند انجام بشود.

صحبت آقای کروبی


موضوع سوم: آقای کروبی در ملاقاتی که با کانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح داشته، بحث های خیلی خوبی کرده که حتما خبرش را دیده اید و اگر هم ندیده اید دعوت می کنم نگاه کنید. این دلاور جنبش سبز مجددا تاکید کرده که ما ایستاده ایم و برای گرفتن حق مردم مقاومت می کنیم و خودمان را برای همه چیز آماده کرده ایم.

تماس تلفنی


موضوع چهارم: یکی از دوستان برای من ایمیلی داده که من به همراه جمعی از دوستانم شروع کرده ایم از تلفن های عمومی متعدد، روزانه شاید به چند صد منزل تلفن می زنیم و صحبت می کنیم و از آن ها دعوت می کنیم که در راهپیمایی 13 آبان شرکت کنند. بسیار کار خوبیست. این کار در پاسخ بچه هایی که در شهر های کوچک می پرسند چه کار می شود کرد، می توانید از همین وسیله استفاده کنید و دوستان و خانواده و دیگران را مطلع کنید که در تظاهرات 13 آبان شرکت کنند. در ضمن وقتی شما به منزلی از طریق تلفن تماس می گیرید می توانید بخواهید که آنها هم از دیگران برای شرکت در تظاهرات 13 آبان دعوت کنند. گزارش های متعددی دوستان برایم فرستاده اند که اطلاعیه های مختلفی را تکثیر کرده اند و آن ها را پخش می کنند و برای دعوت از مردم برای راهپیمایی روز 13 آبان در خانه ها می اندازند. اطلاع رسانی یکی از راه هایی است که ما را برای مجهز شدن برای روز 13 آبان کمک می کند.

نکات مربوط به 13 آبان

موضوع پنجم: راجع به 13 آبان می خواهم نکات ساده ای را یادآوری کنم، که شبیه آن را در روز قدس هم مطرح کردیم که این نکات از این قرارند؛
1. شناختن مسیر راهپیمایی: در همه کشورهمان ساعت و همان مسیری که خود حکومت اعلام می کند، انتخاب می کنیم و در همان مسیر ها راه می رویم. ما برای حفظ خودمان جای دیگری نمی رویم.
شاید بشود گفت این روش در ایران اختراع شده و مطمئنا بعدا در کتاب های مبارزات بی خشونت آموزش داده خواهد شد که ایرانی ها چگونه از پتانسیل های خود حکومت استفاده کردند و هم خودشان را حفظ کردند و هم اینکه به این روش شعار های خودشان را داخل محتوای حکومت ریختند.

2. استقرار در محل های مناسب مسیر برای گرفتن فیلم و عکس: گرفتن فیلم و عکس و پخش شعار احتمالا از روی بلندی و سایر موارد بخشی از آکسیون است و ابزار نیرومندی است که حرکت خودمان را به سراسر دنیا می بریم. باید مسیر ها را شناسایی کنیم و از قبل جاهای مناسبی را در نظر بگیریم که بتوانیم از آن جا فیلم و عکس درست بگیریم.

3. جدا نشدن از یکدیگر، زن و مرد، پیر و جوان: در مسیر راهپیمایی هرچه صفوف فشرده تر، به سبک بچه های کره جنوبی، دست ها را محکم تر به هم دادن، در کنار هم بودن زن و مرد و پیر و جوان که کمک می کند صف ما از حکومتی ها جدا بشود، جوان ها بخصوص مسن تر ها را دعوت کنند که بیایند. این نمایش شکوهمندی است که می تواند بیش از پیش موثر باشد بخصوص اینکه حکومت امکان برخورد را هم از دست داده؛ همان طور که روز قدس و بعد از آن هم دیدیم. بنابراین صفوف فشرده و عظیم ما، ضامن حرکت عظیم و بزرگ ماست.

4. آوردن اتومبیل و حضور در خیابان ها: بخصوص اینکه اگر مقر های سپاه را که نیروهای سرکوب گر از آنجا می آیند؛ قرارگاه ثارالله تا سایر مقر ها را، شناسایی کنیم و در مسیر حرکت آن ها با اتومبیل خودمان راهبندان ایجاد کنیم، جابجایی کودتاچی ها را دشوار می کنیم و در واقع سواره نظام ما اتومبیل هایی هستند که به خیابان می آیند و می توانند بچه های پیاده را حمایت کنند. به این روش با ایجاد ترافیک جابجایی کودتاچی ها را سخت می کنیم.

5. سرساعت آمدن: ساعتی که اعلام می شود را باید در نظر بگیریم و سر آن ساعت برویم.

6. ندادن دستگیری: به هیچ عنوان نباید بگذاریم کسی از ما را دستگیر کنند.

7. همراه داشتن پاره ای علامت ها به خصوص عکس شهدا و علامت های سبز جنبش: که نتوانند از جمعیتی که ما داریم، سوء استفاده کنند.

راجع به این دستورالعمل های ساده و مسائلی که حول و حوش حرکت بزرگ 13 آبان باید با همدیگر مرور کنیم، در روزهای بعد هم صحبت خواهم کرد.

تا فردا، شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی

سه شنبه 28 مهر 1388

سلام،سه شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۸، 20 اکتبر 2009 میلادی

6 موضوع رو راجع بهش صحبت می کنیم:

کودتا چی ها در بین مردم جایی ندارند

موضوع اول صحبت اقای صفار هرندی وزیرقبلی فرهنگ و ارشاد اسلامی در دانشگاه تهران است که طبق روالی که بچه ها دارن کسانی که کودتاچی هستن یا پشتیبان کودتاچی ها هستن و با جنایتکاران همدستی می کنن نمیگذارن که بدون اعتراض بیان اونجاها حرف بزنن و شعارهای جنبش رو دادن بچه ها و حسابی از خجالت اقای صفار هرندی در دانشگاه تهران در اومدن.

این اون روالی است که کودتا چی ها باید بدانند که در میان مردم به خصوص در دانشگاه ها و محیط های اموزشی هیچ جایی ندارند. فقط یک نکته رو هم بگم چون الان این حرف رو مدتی است که من میبینم که معلومه یک جایی روش فکر کردن چون اقای جواد لاریجانی هم گفته بود،

این حرف عجیب و قریب که بله کودتا رو اقای موسوی کرده بود که با سیزده میلیون رای مدعی بیست و چهار میلیون رای اقای احمدی نژاد شده، انگار نه انگار که تقلب کردند و معلوم نیست که اگر واقعا اقایون رای اکثریت داشتن چرا باید همون شب حمله کنند به ستلدهای کاندیداهای مردم و دستگیر بکنن و هنوز هم فعالین کاندیداهای مردم توی زندانن و چه لزومی به این بگیر و ببند هست.

این نکته رو هم باید اضافه کرد که بارها و بارها ادم های مختلف به زبون های مختلف، شاید یکیش هم اقای علیرضا بهشتی مشاور مهندس موسوی به اقای احمد خاتمی هفته گذشته نوشت و به زبون های مختلف گفته شده که اگر واقعا رای دارید،

اگر واقعا دروغ به این گندگی میگید یک روز بیاید توی خیابون ما شما رو ببینیم، یک روز قول میدیم همه مردم، همه سبزها، همه مردمی که سبز سبز هستن میرن خونشون میشینن شماها بیاین تو خیابون تا معلوم بشه که چند نفر هستین و بشه شما رو در واقع شمارش کرد، همونطوری که در روزهای مختلف مردم اومدن توی خیابون، پشتیبانان جنبش سبز اومدن توی خیابون و دیدید که میلیونها میلیون نفرن، حتی در مناسبتهایی مثل روز قدس و نماز جمعه دعوت کردیم که بیاید، ما هم میایم قول میدیم که کاریتون نداشته باشیم و بشمریم که ببینیم چند نفرین انچنان که سیزده ابان هم به همین روال در پیشه،

لذا این رو گفتم برای اینکه معلوم بشه نشستن فکر کردن برای اینکه این لغت کودتا رو از پیشونی خودشون بلکه پاک کنن این تهمت رو درست کردن و این حرف رو میزنن که نه خیر ما کودتاچی نیستیم شما کودتاچی هستین، سیزده میلیون رای، بیست و چهار میلیون رای، باز هم پاسخش این هست که هر جایی صلح امیز، بیرون شهر حتی، مردم رو نزنید نکشید بگذارید که ببینیم مردم چند میلیونن، شما هم بیاین داخل شهرها هر جایی که دوست دارید بایستید که معلوم بشه که چند ده هزار نفر بیشتر نیستید.

صحبت ویدیویی آقای موسوی

اما نکته دومی که میخواستم بگم ویدیوی اقای مهندس موسوی که حرفهایی زدن حتما دیدید که من روی یک نکتش میخواستم تاکید بکنم و اون این است که ضمن اینکه اقای مهندس موسوی به روشنی مطرح کردن که همه در این جنبش سبز هستند ، هر کسی باید به اندازه توان خودش به سهم خودش کمک بکنه و یک رنگین کمانی از گرایش های مختلف، عقاید مختلف سبز شدن و در کنار همدیگه دارن فعالیت میکنن و خیلی خوب میشه توصیف کرد حرکت مردم رو که توصیه میکنم اگر کسی ندیده حتما ببینه، روی سایت های مختلف و وبلاگهای مختلف هستش الان این ویدیو اما غیر از این نکته

صحبت آقای موسوی از حق مردم

نکته جالبی که ایشون روش دست کذاشته این هست که به امثال اقای عسگر اولادی، مهدوی کنی یا رفسنجانی و خیلی کسا که میخوان مشکل رو حل بکنن به لحاظ سیاسی حرف درستی زدن گفتن که قدم اول این هست که بپذیرید مردمی که میلیونها میلیون میان توی خیابون بهشون نگید دشمن نگید اراذل نگید اوباش نگید اشوبگر و حق مردم رو به رسمیت بشناسید وبه زبان دیگه در واقع حق این مردم رو به رسمیت شناختن یعنی به رسمیت شناختن رای مردم که بارها و بارها همه مطرح کردند که با حضور دولت کودتایی اجنبی ساخته چیزی حل نمیشه و حق این مردم باید پس داده بشه و به رسمیت شناخته بشه.

جنبش سبز بارها اعلام کرده که حاضره ده بار هم اگر قبول ندارین صد بار هم اگر بخوان صندوق رای بگذارن البته دیگه زیر نظر سازمان های بی طرف و مستقل مردم دوباره رای بدن تا معلوم بشه که حق اکثریت مردم پایمال شده.

در حاشیه صحبت اقای موسوی یه کسی هم نکته درستی رو مطرح کرده بود. گفته بود در صحبت اقای موسوی بشمارید ببینید که ایشون چند بار کلمه مردم رو به کار برده به عنوان یک رهبر سیاسی که از مردمه برای مردمه منتخب مردمه و در صحبت های اقای خامنه ای بشمارید ببینید که چند بار ایشون کلمه دشمن رو به کار میبره به عنوان کسی که دنیا رو دشمن میبینه و در درجه اول الان ملت ایران رو دشمن میبینه.

ساواک سپاه

نکته سومی که میخواستم بگم این است که اونچه که مدتی مطرح بود بالاخره اقای جعفری فرمانده سپاه بطور رسمی اعلام کرد که از اقای خامنه ای امضا شو گرفتن و ایشون هم تایید کرده که یک سازمان اطلاعات سپاه درست بشه، مبارکه! در واقع بعد از سالها که میخواستن یک سازمان امنیت زیر نظر شخص اقای خامنه ای درست بشه و از حالت وزارت خونه بودن و اون نظارت نصفه نیمه مجلس شونه خالی بکنن بالاخره این کار رو کردند و فتح وزارت اطلاعات که سپاه رفته سراغش که اونجارو فتح کنه و بگیره دست خودش با تشکیل یک سازمان اطلاعات و امنیت سپاه، یک ساواک سپاه زیر نظر شخص رهبری در واقع رسمیت پیدا کرده.

آمدن سپاه جلوی پرده

همینطور هم هست بحث اینکه بخش های استانی سپاه مسئول برخورد نظامی باشند و بسیج کار فرهنگی بکنه و این چسبیدنش به سپاه و از اون حالت داوطلبی در اومدن در واقع رسمیت پیدا کرد و کاملا هم این نشون میده که سیستم قبلی که یه مشت لباس شخصی درست کنن، سپاه اون پشت دست نا مرئی باشه و مردم رو بزنن و بسیج رو داوطلبی یک عده رو بیارن و به مردم غالب بکنن دیگه دورش تموم شده و این سیستم دیگه براشون کار نمیکنه بنابر این روشن و مشخص سپاه از پشت پرده اومده جلوی پرده، اومده جلو و روشن است که حالا سازمان نظامی است که به مقابله با مردم برخاسته. به هر حال این تغیراتی که صحبت بود به دلیل حرکت چهار ماهه جنبش سبز در واقع با اعلامی که اقای جعفری کرد دیروز رسمیت پیدا کرد و از جهت جنبش به نظر من نکته مثبتی است برای اینکه رو در رو است کاملا با سپاه.

همکاری با جنبش سبز

اما نکته چهارمی که میخواستم بگم سوالی بود که دانش اموز دختری از استان فارس پرسیده، شبیهش رو هم قبلا جواب دادیم که من در دبیرستانمون تنها هستم، جو خفقان بالاست، چه جوری میتونم کار بکنم؟ پاسخ این هست که قبلا هم صحبت کردیم که همفکری رو باید پیدا بکنه ایشون، یه نفر دو نفر یا سه نفر، وقتی که یک گروه کوچکی شدن با ساده ترین کارها مثل شعار نویسی میتونن شروع بکنن و مطاله منابعی که تا الان معرفی شده تا به تدریج به کارهای دیگه جنبش هم برسن.

اوباما اوباما یا با اونا یا با ما

نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی

نکته پنجمی که میخواستم بگم این بود که در مورد روز سیزده ابان این تقریبا قطعی شده که دنیا دیگه حالا منتظره که حرف سیاست خارجی جنبش سبز رو بشنوه. من دیدم که از بین شعارها این شعار نسبت به امریکا بسیار شعار خوبی است که اوباما اوباما یا با اونا یا با ما، این یک دو راهی خوبی است که پیش پای سیاست خارجی امریکا مردم قرار میدن یا نه شرقی نه غربی دولت سبز ملی که حاکمیت ملی ما رو نشون میده و مبارزه با استکبار داخلی مقدمه، این مجموعه به نظر من روز سیزده ابان رو به جایی داره میبره که یک تصویر مهمی رو به دنیا نشون خواهد داد.

عرضم رو تموم بکنم با این

بوی سبز ترین فصل سال می آید

نکته ششم، جمله بسیار زیبایی بود که روی یک نیمکت در پارک طالقانی نوشته شده بود که به لحظه لحظه این روزهای سرخ قسم که بوی سبزترین فصل سال می اید.

تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید
به امید پیروزی ایران و ایرانی

Sunday, October 18, 2009

شنبه 25 مهر 88

سلام،

شنبه 25 مهرماه 88، 17 اکتبر 2009 میلادی

چهار موضوع رو راجع بهش صحبت می کنیم، دو تا موضوعش البته اونهایی است که از دیروز باقی موندش و کمی هم از بحث بسیج که صحبت کردیم انتهاش مونده که عرض می کنم.

بسیج

بحث مشکل بسیج که در واقع ریزش کرده و ناچار شدن که تبدیلش کنن به یک سازمان حرفه ای زیرنظر نیروی زمینی سپاه و حرف هایی که آقای عراقی فرمانده ی سپاه تهران زده مبنی بر این که باید بسیج رو بازسازی کرد، شایعاتی هست که در هفته ی 13 آبان که روز جمعه هشتم آبان ماه روز بسیج دانش آموزی هست، احتمالا می خواهند که تمام آن هفته رو ترتیبی بدن که بسیج مثلا توی خیابان کار نیک بکنه و بخوان آبروش رو بازسازی بکنن. دستور العمل ما باید در واقع این باشه که اگر این اتفاق بیافته باید فوری استقبال کرد و کاری که بچه های دانشجو در صربستان می کردند و جاهای دیگه هم کردند رو انجام داد. اون هم این است که وقتی چنین اتفاقی می افته بلافاصله باید بغلشون کرد، شال سبز گردنشون انداخت، باهاشون عکس انداخت و V نشون داد و گفتش که بسیج به مردم پیوسته. اون کسانی که حداقل میان توی خیابان و می خواهند مهربانی بکنند.

بنابراین همین موضوع در دانشگاه هم صدق می کنه. یعنی وقتی که ما با قهر می گیم که بسیج دفترش باید بسته بشه و از دانشگاه بره بیرون و "بسیجی برو بیرون" می گیم. اگر در همان زمان بسیجی یک قدم به سمت مردم برداشت باید باهاش عکس انداخت، باید شال سبز گردنش انداخت، باید در کنارش V نشون داد و باید نشون داد که بلافاصله در دامان ملت جا داره و جنبش سبز او رو دربر می گیره.

در همین رابطه این رو هم بگم که در واقع چیزی که فرماندهان سپاه در بین خودشون بحث می کنن و وحشتی که دارن این است که ناچار بشن بیان توی خیابان و به صورت مرئی سپاه با مردم درگیر بشه. به قول خودشون در واقع می گن که باید سپاه با دست نامرئی برخورد کنه. به این دلیل هست که می گن از برخی نقاط دور دست آدم مزدور استخدام می کنن 300 هزار تومان بهش می دن، آدمکش و آدمخور استخدام می کنن و به شکل لباس شخصی میارن یا سازمان دهی اون لباس شخصی ها برای این است که در واقع همون سپاه ولی بدون مسئولیت به عهده گرفتن و بدون لباس سپاهی بیاد مردم رو بکشه و سرکوب کنه. به این دلیل در واقع بسیج رو هم احتیاج داشتن که در خدمت اون دست نامرئی باشه برای آدمکشی و اون چیزی که ما باید انجام بدیم این است که در واقع سپاه رو باید بیاریم جلوی پرده.

اون فرماندهان ر انت خور، آدمکش، جاه طلب سیاسی رو که دولت دست نشانده شون، دولت آقای احمدی نژاد، رو می خوان تا دستشون توی اموال مملکت دراز باشه، کمپانی های کشور مثل مخابرات رو بخرن، باید وادار کنیم که دست نامرئی شون مرئی بشه، بیان جلوی پرده و مردم ببینن که آدمهایی مثل آقای طائب، عزیز جعفری و دیگران و اینها هستن که دارن مردم رو می کشن، رو در روی یک ملت ایستادن. به خصوص که این روزها شایعات مختلفی می رسه و چند مورد اخباری دریافت کردم که گرفتاری درونشون هست، با هم مشکل دارن و حتی بخش هایی از سپاه مطرح کردن که اگر بخوان مردم که در روز 13 آبان می خوان ضد استکبار چه داخلی و چه بین المللی راهپیمایی بکنن و موضع مستقل و ملی ملت ایران رو و "نه شرقی، نه غربی دولت سبز ملی" خودشون رو شعار بدن، رو اگر قرار باشه سپاه به هر دستی چه مرئی و چه نامرئی مبادرت به سرکوب بکنه، چه با دست نیروی انتظامی—چون اون بخش های سرکوب گر نیروی انتظامی هم دست سپاه هست—دست به سرکوب مردم بزنه پاره ای حرف ها در سپاه هست که بعضی ها می خوان تمرد کنن و از حالا دارن مطرح می کنن که حاضر نیستن این ننگ رو بپذیرند. به هر حال در این زمینه تا 13 آبان باز هم صحبت می کنیم. برای این که سازمانی به نام سپاه با فرماندهی جمعی جاه طلب معدود، به نظر من این موضوع به یک نقاط حساسی داره می رسه که در مسایلی مثل 13 آبان، آکسیون های بزرگ عمومی از یک حساسیت ویژه ای برخوردار خواهد بود.

صحبت جنتی در نماز جمعه

همین جا حرف های آقای جنتی در نماز جمعه ی دیروز رو هم مطرح کنم که به قول معروف می گن "حرف راست رو باید از دهن بچه شنید". حکومت که از بعد از روز قدس صحبت 2000 نفر، 3000 نفر و 5000 هزار نفر می کرد و دائما سعی کرده که دروغ بگه و سعی کرده اصلا مطرح نکنه و بگه که هیچ اتفاقی نیافتاد و چیزی نبود، آقای جنتی در نماز جمعه ی دیروز ناچار شد که اعتراف بکنه که بله خوب در روز قدس مردم اومدن و به یک توطئه های عجیب و غریبی هم نسبت داده، برای این که برای دیکتاتورها و خونریزها و حکومت های توتالیتری مثل حکومت آقای خامنه ای و اعوان و انصارش بسیار سخته که بپذیرن مردم رو در روشون ایستادن. در ذهنشون خیلی دوست دارن—و در تبلیغاتشون البته—که بگن خارجیه، اجنبیه، بیگانه یا سازمان های عجیب و غریب در کار هستن. ایشون اومده ضمن این که اعتراف کرده مردم در روز قدس اونطور شکوهمندانه به میدان اومدن، ترس خودشون رو از روز 13 آبان بیان کرده و این گرایشی رو که وجود داره در کودتاچی ها که باید سرکوب کنیم، باید بکشیم رو دوباره بیان کرده و کاملا نشان می ده که یک جناح هایی مثل این آقایان امام جمعه ها، کسانی مثل آقای احمد خاتمی، آقای جنتی، آقای صدیقی، این کسانی که دست دوم روحانیت هستن و آقای خامنه ای دور خودش جمع کرده یا بعضی گرایش ها در داخل سپاه و غیره کاملا معلوم هست که وقتی مقاومت و ایستادگی مردم رو دیدن تصورشون این هست که باید ضربه بزنن و آدم بکشن تا مردم بشینن سرجاشون. و در حالی که دیدن وقتی دست به خشونت در مقابل حرکت های صلح آمیز مردم می زنن چگونه هم دنیا علیه شون متحد می شه و هم ملت ایران و هم این که چگونه مشروعیت زدایی شون تشدید می شه و چگونه ریزششون تشدید می شه. به هر حال این حرف های آقای جنتی رو با نماینده ی اون بخشی دونست که هنوز از سیلی که از ملت خورده درس نگرفته.

شایعه مرگ آقای خامنه ای

اما نکته ی سومی که می خواستم بگم شایعه ی مرگ آقای خامنه ای است که ظاهرا از بازار تهران مبدا این شایعه بوده و شروع شده، بعد اومده در بعضی سایت های ایرانی، بعد دست برخی روزنامه نگارهای غربی و از روزنامه هایی مثل گاردین، پراودا، نیویورک تایمز و العربیه و رادیوها و تلویزیون ها و خیلی جاهای دنیا سر درآورده. به خصوص عدم ملاقات آقای خامنه ای با عمار حکیم، پسر مرحوم آقای سیدعبدالعزیز حکیم که به سرطان فوت کرد، و مثل فرزند آقای خامنه ای بوده این هم به این شایعات دامن زده واین که مدتی است اثری از آقای خامنه ای نیست. من به اینش کاری ندارم، دیکتاتور بودن به هر حال این عوارض رو داره که مردن دیکتاتورها و یک ملت هم آروزی مرگشون رو می کنن وبعدش هم وقتی واقعا می میرن هیچ کس باور نمی کنه و می گن تا جنازه اش رو نشون ندین کسی باور نمی کنه مرده. این روال معمول دیکتاتورها و دیکتاتوری هاست ولی این رو باید گفت که هرنوع مشکلی که آقای خامنه ای داره مثل آلان که توان جمع کردن جبهه ی پشت سرش رو نداره در کل جناح کودتا اختلاف و حرف های عجیب و غریب تشدید می شه و بیشتر باید گفت که این روند، حتی اگر آقای خامنه ای فردا صبح بمیره، بیش از همه یک بخشی از سپاه رو به جان سایر بخش های جبهه ی اصولگراها و پشتیبانان کودتاچی ها خواهد انداخت. به هرحال این ماجرا از این حیث قابل بررسی هست.

ملاقات آقای موسوی و آقای خاتمی

نکته ی آخری که می خواستم بگم این است که ملاقات آقای موسوی و آقای خاتمی روز گذشته انجام شد و هردو رجل سیاسی، تایید و تاکید کردند بر اینکه ایستادن و تا گرفتن حق مردم مقاوم و استوار هستن و آقای کروبی هم در پاسخ این حرف هایی که می بریمت دادگاه روحانیت محکم و استوار مطرح کرده که از خدا می خواهد فرصتی رو داشته باشه تا اسنادی رو داره افشا بکنه و سیلی محکم تری به گوش اینها بزند.

تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی v

پنجشنبه 23 مهر 88

سلام، پنجشنبه 23 مهر 88
15 اکتبر 2009 میلادی

راجع به 6 موضوع صحبت می کنیم

استفتاء از آقای منتظری

موضوع اول استفتاء آقای کدیور از آیت الله منتظری است در خصوص بمب اتمی که ایشون سه موضوع را به صراحت گفته که می شود گفت سرفصل جدیدی است که من در روزهای بعد هم راجع به آن صحبت خواهم کرد.

ایشان صراحتا رفتن به سمت سلاح های هسته ای کشتار جمعی را حرام کرده است. ایشان واجب کرده است باید با سازمان های بین المللی همکاری کرد برای ریشه کن کردن این سلاح ها. موضع صلح دوستانه و انسان پسندانه ای که انصافا جای تقدیر دارد، و سوم هم حتی در خصوص اینکه در منطقه کشورهایی مثل اسرائیل پاکستان و غیره این سلاح را دارند و حتی برای جلوگیری و بازدارندگی ما سراغ سلاح برویم ایشان باز با درایت مطرح کرده که نه. ولی باید کاری کرد که آن ها هم این سلاح ها را زمین بگذارند.

به نظرم این فتوای آقای منتظری با توجه به جایگاه رفیع علمی ایشان، جای بحث های بیشتری دارد که من آن را به روزهای آینده موکول می کنم.
ولی در توازن قوا در ایران بخصوص اینکه حکومت ادعای دینی بودن دارد این فتوای آقای منتظری بسیار موثر است و صراحتا باید گفت دست اندرکاران و رهبران جنبش سبز حرفشان همان حرفی است که آقای منتظری می زند و به این ترتیب موضع روشنی از جنبش سبز به دنیا معرفی می شود.
روسیه

نکته دوم ماجرای پوتین و موضع روسیه و از این طرف حرف های آقای مشاعی و کشمکشی که بین همراهی روسیه و آمریکا و 5+1 در ایجاد فشار روی ایران هست به یک مرحله جدیدی وارد شده است. براساس آن ضرب المثل معروف سیاسی که همه سیاست ها در نهایت محلی هستند، باید گفت حرف هایی که آقای مدودف رئیس جمهوری روسیه در نیویورک زده بود، معلوم شد ارباب روسیه آقای پوتین و باند ایشان و لاوروف و این هاست. و نکته ای که روس ها دارند بخصوص این باند که در روسیه سرکار است، می شود گفت باند امنیتی نفتی است که شبکه گسترده ای در شرکت های نفتی و گاز روسیه دارند، دستشان روی اقتصاد روسیه است و در واقع این ها نمی خواهند که ایران مشکلاتش با غرب حل بشود و از یک حدی به غرب نزدیک تر شود موضعی که شاید 15- 20 سال است روس ها بازی می کنند. برای اینکه خط دوم گاز از ایران کشیده نشود. و روس ها همیشه برایشان مسئله گازی که با خط لوله به اروپا می دهند نه فقط یک مسئله سیاسی که یک مسئله استراتژیک و سیاسی هم هست.
نزدیکی به آمریکاییها

لذا با این بازی هایی که با ایران کرده اند، نگذاشته اند ایران هرگز از یک حدی بیشتر تنش زدایی با غرب بکند. الان در داستان اتمی هم از یک طرف این باند امنیتی سرکوب گر آقای پوتین و دوستانش که دستشان در نفت و گاز هم هست دوباره حرف هایی می زنند که می شود گفت یک تو دهنی به آقای مدودف و جناح های دیگر است و از طرف دیگر در ایران آقای رحیم مشاعی که باید او را عقل منفصل از آقای احمدی نژاد دانست، حرف هایی را زده که به صراحت اعلام کرده است ما باید برویم به سمت آمریکایی ها و به آمریکایی ها نزدیک شویم و اخباری که ما پشت پرده داریم این است که آقای احمدی نژاد به تصور خودش می خواهد برای این که از زیر بار سپاهی های کودتا چی و حتی شخص آقای خامنه ای خودش را رها کند، تصورش اینست که می تواند مستقل از این ها به آمریکایی ها نزدیک شود.

در حالی که از این طرف نظامی های سپاه یک دستگاه امنیتی نظامی نفتی هستند و بهترین تعبیری که می شود کرد نظامی های نفتی هستند که آن ها هم دستشان در خیلی چیز ها هست و تاجبخش به آقای احمدی نژاد هستند و آن ها هستند که او را سرکار آوردند و به این سادگی آقای احمدی نژاد نمی تواند مستقل از آن ها فکر کند و ارتباطات نزدیک آن ها با دستگاه امنیتی روسیه به پشتیبانی و نفوذ روس ها به گونه ای ست که در بیت آقای خامنه ای است سیاستی که دوره قاجاریه هم داشته است به گونه ای است که به نظر من باید نشست و دید که با این بازی روس ها و اینکه کارت ایران را به این سادگی نمی دهند.

در مذاکرات آتی به همین سادگی که آقای جلیلی در مورد مذاکرات قبلی صحبت کرده بود می تواند باز هم به این سادگی صحبت کند، آغوش باز رو به آمریکایی ها باز کند و بگوید که من سراپا تسلیم هستم؟ به نظر می رسد ماجرای اتمی وارد فاز جدیدی شد که روی سیاست های محلی ایران و روسیه تاثیر گذاشته است. و آمریکایی ها را مقداری سنگ روی یخ کرده و دولت آقای اوباما از سوی مخالفنش در آمریکا تحت فشار خواهد بود، که این مقدار پوئنی که به روس ها داده است تاثیر نگذاشته و روس ها همراهی لازم را با دنیا بر سر داستان اتمی ایران نمی کنند.

دانشگاه آزاد

نکته بعدی که می خواستم عرض کنم اینست که فیلم های متعددی از دانشگاه آزاد آمده است من عذرخواهی می کنم از بچه های خوب دانشگاه آزاد در واحد های مختلفش که نمی توانیم همه را نشان بدهیم. فقط می خواستم سفارش کنم که در این جبهه ای که باز کرده اند در مبارزه ای که با بسیج و بیرون کردن دفتر بسیج رسمی از دانشگاه شروع کرده اند، باید هوشیار باشند زیرا پریروز در دانشگاه آزاد واحد مرکز دیده می شد که کارهایی می کردند که ممکن است بوی توطئه بدهد و ممکن است بخواهند یک روز کوماندوهای حرفه ای را بیاورند و بریزند بچه ها را قلع و قمع کنند. باید با زیرکی ... کرد. مبارزه با بسیج که باید از دانشگاه بیرون برود یک مبارزه روزانه است هر روز می شود اسامی را افشا کرد و به دیوار اعلامیه و کاغذ زد. ولی آنجایی که آن ها لشکر می کشند باید زیرکی کرد و به جای درگیری و تلفات دادن در آن مقطع عقب رفت و از فردا دوباره شروع کرد. باید این جنگ فرسایشی را چندین ماه ادامه دهیم تا به نتیجه برسیم.

هنرمندان و جنبش سبز

نکته چهارم به دنبال آقای شجریان که باید گفت انصافا حرف های شجاعانه او و اجراهای جدید و زیبا تر او که پشتیبانی است برای جنبش و برخی به او لغب عارف قزوینی جنبش سبز را دادند آنچنان که عارف قزوینی در جنبش مشروطه نقش بازی می کرد، آقای محمد اصفهانی هم با کار شجاعانه ای که کرد و اعلام کرد که اگر آقای احمدی نژاد پایش را در مراسم بگذارد نخواهد خواند، هنرمند دیگری است که همراهی اش را با جنبش سبز و مقابله اش را با کودتاچیان اعلام کرده است.
روی اصل کلی ای که هر هنرمند و ورزشکاری که به جنبش بپیوندد او را بغل می کنیم و هرکه با کودتاچیان همراهی کند او را ترد می کنیم، وظیفه ماست که از این هنرمندان تقدیر کنیم.

سفر آقای خامنه ای به شمال

نکته پنجمی که می خواستم عرض کنم گزارش یکی از بچه های شمال بود که سندی را فرستاده بود که چگونه مردم را به زور آورده اند و به دنبال آن گزارشهای متعددی که ازنقاط مختلف شمال به من رسیده نشان می دهد سفر آقای خامنه ای به استان مازندران با چه مقدار استفاده از امکانات دولتی همراه بوده است و آن جهت کلی که ما در جامعه می بینیم خیلی خوب در مازندران دیده شده است که مردم حاضر نیستند با این حکومت همراهی و همکاری کنند. و به چه حیله هایی متوسل می شوند.

مطلب ششم در مورد سوالاتی است پیرامون 13 آبان و آکسیون نهایی و نوع شعار ها و سرکار نرفتن و مسائل دیگر که فردا به آن می پردازیم

تا فردا شاد پیروز و موفق و سرافراز باشید
به امید پیروزی ایران و ایرانی